کرونا نیوز؛

رسانه های گروهی که امروز بسیار فراتر از تلویزیون رسمی کشور هستند و صفحات اینترنتی و کانالهای تلگرام راهم شامل میشود، از طرفی به مجرای اصلی و ضروری رشد اجتماعی و درک و آموزش موضوعات مختلف برای ناشنوایان تبدیل شده اند و از طرف دیگر همین رسانه ها به مرور زمان تصاویر و ذهنیتهایی از مفاهیم و واقعیتها میسازند که نه تنها سودی برای بهبود وضعیت اجتماعی افراد ندارد، بلکه آنها را به سمت کلیشه های دیگری سوق میدهد که زدودن این ذهنیتها خود زمان و انرژی مضاعفی نیاز دارد.

بعضی رویکردهای رایج به موضوع ناشنوا و ناشنوایی رویکردهایی شدیداً شنوا-محور هستند.

مثال این موضوع دو گونه هنر تصویری- نمایشی رایج است که یکی از آنها سالها رواج داشته و دیگری اخیراً به تقلید از نمونه های غربی رواج یافته است.

نوع اول گروه سرود ناشنوایان است که در آن افراد ناشنوا به همراهی یک رهبر گروه که شنواست سرودی را به صورت هماهنگ با اشارات اجرا میکنند. این هنر نمایشی سالها زینت بخش مراسم گوناگون رسمی بوده است.

نوع دوم که اخیراً رایج شده، در آن یک مترجم زبان اشاره که طبعاً شنواست یک ترانه، اغلب ترانۀ پاپ را با اشاره اجرا میکند. این نوع اخیر برای ترجمه کردن متن ترانه ها به شیوه ای هنری و معنادار برای ناشنوایان قابل قبول است و خود ناشنوایان هم از آن بهره میبرند.

اما مسیٔله اینجاست که در هردو نوع هنر نمایشی فوق، هماهنگی موسیقی و حرکات دست بیشتر برای افراد شنوا جذابیت دارد تا افراد ناشنوا. درواقع شنوایان بیشتر از ناشنوایان از این دو گونه هنر تصویری استقبال میکنند چون وابسته به حس زیبایی شناختی موسیقی و رقص است. برای درک بهتر این موضوع کافی است صدایی یکی از ویدیٔوهای ترانه به زبان اشاره را ببندید و آن را بی صدا ببینید.

آنوقت بیش از نیمی از جذابیت ویدیٔو از بین میرود و تازه مفهوم فارسی موجود در ترانه در ترجمه به یک زبان دیگر معلوم نیست چقدر خوب منتقل شده باشد.

مسیٔلۀ نگران کننده تر دیگر این است که بسیاری افراد با ترویج و تشویق این دو هنر به گمان خود به جامعۀ ناشنوا خدمت میکنند در حالیکه مسایٔل مهم و عظیم و بغرنج بسیاری در زندگی جامعۀ ناشنوا حل نشده باقی مانده است.

دیدن یک ترانۀ زیبای نوروزی، عاشقانه یا ملی با اجرا به زبان اشاره تنها لبخندی گذرا برای ناشنوایان به ارمغان میآورد ولی شور و شوق و ولوله و هیجان زیادی برای افراد شنوا دارد. زیرا که به گمان خود فرهنگ و زبان اقلیت را پاس داشته اند.

شاید نزدیکترین احساس به این وضعیت جشنها و مراسم و ورزشهای آیینی است که هرکدام با یک ملیت یا قومیت تداعی میشوند و جامعۀ بزرگتر یا فرهنگ فرادست، کلیشه ای از آن جشن و ورزش و لباس و غذا برای اقوام میسازد و احساس میکند مسیٔولیت اجتماعی در قبال گروه های اقلیت را به انجام رسانده است.

جامعۀ ناشنوا امیدوار است هویت ناشنوا، یک هویت افتخارآفرین و مثبت ارزیابی شود و کودک و نوجوان ناشنوا خود را آنگونه که هست به جامعه بنمایاند. برنامه های تلویزیونی، کتابهای درسی، کتابهای داستان کودکانه، فیلمهای سینمایی و دیگر تولیدات فرهنگی و آموزشی در این موضوع نقش بسزایی دارند.

اما استفاده از هنرهایی که استدراک و زیبایی آن هنرها بیشتر برای لذت بصری-صوتی افراد شنواست، تأثیر چندانی بر وضعیت جامعۀ ناشنوا ندارد.

برعکس تولید محصولات فرهنگی و هنری به زبان اشاره طبیعی ایرانی به طوری که جامعۀ ناشنوا از آن سود ببرد از حوزه هایی است که کار جدی در آن کمتر انجام شده است: مثلاً ساخت فیلمهای آموزشی به صورت داستانی، سینمایی یا مستند که تماماً به زبان اشاره ایرانی (طبیعی) باشد.

همچنین اجرای نمایشنامه های مهم تاریخ ادبیات به زبان اشاره ایرانی و با بازیگران ناشنوا یا شنوایی که به زبان اشاره طبیعی مسلط باشند. تولید یک محصول خلاقانۀ داستانی یا شاعرانه که تماماً به زبان اشاره باشد، نیز از جمله دیگر کارهای تأثیرگذار برای جامعۀ ناشنواست.

سارا سیاوشی

انتهای خبر/نویسنده هوشمند
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه کرونا نیوز در بعضی از اخبار خاص کشوری یا استانی مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است