کرونا نیوز؛

کیش شخصیت پدیده‌ای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانه‌های گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههٔ عمومی آرمانی و قهرمانانه‌ای ارائه می‌دهد. این پدیده با استفاده از تعریف و تمجید در رسانه‌ها و نیز ایجاد جوی که در آن شخص فارغ از پاسخگویی یا مصون از اشتباه است بوجود می‌آید.

کیش‌های شخصیت غالباً در حکومت‌های تمامیت‌خواه و غیر مردم‌سالاری بر پا می‌شوند. کیش شخصیت الزاماً در سطوح وسیع و گسترده مثل حکومتها و کشورها اتفاق نمی‌افتد بلکه می‌تواند خیلی ساده در یک اجتماع کوچک هم رخ بدهد.

تاریخ با همه پیچیدگی‌های خود، ساده و آسان است. اگر با تاریخ همگام شوی خواهی دید که تمدن‌ها چگونه ظهور کرده‌اند و رشد یافته‌اند و به کمال رسیده‌اند و در نهایت با از دست دادن مولفه‌های رشد، ساقط شده‌اند!

انسان‌ها نیز از این قاعده پیروی می‌کنند. در عالم اجتماع و سیاست ظهور می‌کنند، برخی به رشد و بالندگی می‌رسند و برخی دیگر پس از طی رشد و بالندگی، به اوج قدرت و اعتبار نائل می‌شوند و در نهایت سقوط را تجربه می‌کنند. ولی در این میانه انسان‌های دیگری نیز هستند که هرگز سقوط نمی‌کنند و وقتی از این عالم خاکی می‌روند، با شهادت، عالم بالاتری را تجربه می‌کنند!

بنی‌صدر از انسان‌های دسته اول، و بزرگانی چون شهیدان رجایی، بهشتی و چمران از دسته دوم هستند.. دسته‌ای که امام خمینی یک روز پس از برکناری بنی‌صدر از ریاست‌ جمهوری، به همگان توصیه کرد مانند چمران بمیرند و مانند چمران مردن، نیازمند مانند چمران زیستن است.

در دفاع از کیش شخصیت

در این نوشته قصد دارم از مفهوم کیش شخصیت دفاع کنم، همان مفهومی که موجب قدرت گرفتن افرادی چون هیتلر و استالین شد و اکنون به خاطر قدرت گرفتن عوام‌گرایی چون ترامپ دوباره عرق سرد روی پیشانی مردم جهان نشانده است. بله، کاملاً به این وافقم که منظور از کیش شخصیت صرفاً محبوب بودن و تحسین شدن یک انسان نیست؛ کیش شخصیت یعنی بت‌سازی از یک انسان و تقدیس کردنش، طوری که هیچ‌کس حق انتقاد از او را نداشته باشد.

خیلی خطرناک به نظر می‌رسد، نه؟ کیش شخصیت یعنی ترویج افراطی‌گری، آکبند نگه داشتن مغز، کنار گذاشتن تحلیل و تعمق و سپردن جان و مال و زندگی خود به دست انسانی که به اندازه‌ی تمام انسان‌های دیگر جایزالخطاست و به هیچ عنوان لایق این میزان اعتماد و اطمینان بی‌ چون‌ و چرا نیست.

اما با این‌ حال، به نظرم کیش شخصیت نه تنها یک ضرورت، بلکه یک موهبت است. می‌پرسید از چه لحاظ؟

در تکاپویند بت او را بشکنند و کیش شخصیت ایجاد شده پیرامون او را تار و مار کنند

ما انسان‌ها با یک مشکل دردناک روبرو هستیم و آن هم عدم وجود حقیقت مطلق در زندگی‌مان است. هر حرفی یا سخنی قابل رد شدن است.

بدیهی‌ترین نظریات علمی هم ممکن است طی ۱۰۰۰ سال آینده زیر و رو شوند (مثلاً فرض کنید اگر روزی فرضیه‌ی شبیه‌سازی بودن جهان یا وجود جهان‌های موازی ثابت شود، چقدر درک ما از دنیا و قوانین آن عوض خواهد شد).

حتی بدیهی‌ترین حقیقتی که می‌دانیم – یعنی گرد بودن زمین – که از شدت بدیهی بودن ضرب‌المثل شده، مخالفانی سفت‌ و سخت و ارگانیزه‌ شده دارد.

در دهه‌ی شصت، ژاک دریدا کلی روی ایده‌ی «عدم وجود حقیقت مطلق» مانور داد تا حقایق تثبیت‌شده و انتقادناپذیر فرهنگ غرب را به چالش بکشد، اما ایدئولوژی او به آیرونیک‌ ترین شکل ممکن به حقیقتی تثبیت‌شده و انتقادناپذیر در دنیای آکادمی تبدیل شد و خود دریدا هم بین بسیاری از طرفداران پست‌مدرنیسم کیش شخصیت پیدا کرد، طوری که عده‌ی زیادی – که مهم‌ترین شان احتمالاً جوردن پیترسون است، اندیشمندی که خودش هم کیش شخصیت پیدا کرده! – در تکاپویند بت او را بشکنند و کیش شخصیت ایجاد شده پیرامون او را تار و مار کنند.

کیش شخصیت حول او شکل گرفته

اینجاست که فردی که کیش شخصیت حول او شکل گرفته، به‌ عنوان کسی که قرار است معادله‌ای پیچیده را ساده کند، وارد میدان می‌شود.

مسائلی چون استعمار هند توسط بریتانیا یا عدم برخورداری سیاهپوستان از حقوق مدنی کافی در ایالات متحده نمونه‌ای از این معادله‌های پیچیده بودند که با انواع و اقسام مغلطه و سفسطه و قلدر بازی توجیه می‌شدند، ولی عوام‌ گرایانی چون مارتین لوتر کینگ و ماهاتما گاندی وارد میدان شدند و با تکیه بر احساسات مردم و شکل دادن کیش شخصیت حول محور خود، خط بطلانی بر مغلطه‌ها و سفسطه‌ها و قلدر بازی‌ها کشیدند و حرفشان را به کرسی نشاندند.

یکی از امتیازات مثبت کیش شخصیت این است که حتی اگر دشمنانتان شما را بکشند، آتش نهضتتان به جای خاموش شدن شعله‌ ورتر می‌شود.

برای همین اگر کسی نیتی خیر در ذهن دارد، توصل به کیش شخصیت یکی از بهترین راه‌ها برای مصون کردن خودش و نهضتش در برابر مخالفان است. بزرگ‌ترین مذهب تاریخ یعنی مسیحیت گواهی بر این مدعاست.

نگرانی از ناامید شدن است

دلیل این‌که خیلی‌ها به کیش شخصیت بدبین هستند، نگرانی از ناامید شدن است؛ آن‌ها می‌ترسند اگر تحسین و تشویق بی‌ چون‌ و چرایشان را به انسانی دیگر ارزانی کنند، آن شخص در نهایت توزرد از آب درمی‌آید و ناامیدشان خواهد کرد.

وگرنه چطور می‌توان در برابر کهن‌ الگوی رهبری که مردمش را به سمت آینده‌ای روشن هدایت می‌کند و لایق اعتماد و عشق کامل است، مقاومت کرد؟

این نگرانی درستی است، اما چنین نگرانی‌هایی همیشه و در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارد.

ترس از پیش رفتن اوضاع برخلاف میلمان صرفاً ما را به خنثی بودن وادار می‌کند. با چنین نگرشی نمی‌توان تمدن را توسعه داد.

تمدن چیزهای زیادی را از ما گرفته است.

برای قشر عظیمی از مردم کره‌ی زمین تنها ماحصل آن حس تنهایی، امنیتی بی‌فایده و ملال‌آور و ناتوانی مطلق در برطرف کردن غریزی‌ترین نیازهایشان بوده است.

تنها چیزی که تمدن در ازایش به ما داده، فرصتی برای انجام کارهای بزرگ، شرکت در اتفاقات بزرگ و پیوستن به تاریخ است.

در پروسه‌ی انجام کارهای بزرگ، شکل گرفتن کیش شخصیت حول فرد یا افرادی اجتناب‌ناپذیر است.

می‌دانم خیلی‌ هایتان با این گفته مخالفید و به نظرتان چنین دیدگاه‌هایی مروج نظام‌های دیکتاتوری است، ولی در آخر نباید این را فراموش کنید که زندگی تک‌ تک‌ تان تحت‌ تاثیر کیش شخصیت‌های ایجادشده در طول تاریخ بوده است.

 

از اینجا اخبار خود را ارسال کنید با ما همراه باشید