کد خبر: 43818

تاریخ انتشار: خرد 26, 1397

سال روز شهادت مجاهدان مؤتلفه اسلامی (1344ش)

26 خرداد ماه یاد آور سحرگاهى خونین است که رژیم شاه چهار مؤ من مجاهد را به سبب ایمان به خدا و تعهد به مرجع و فقیه عادل زمان و رهبر انقلاب اسلامى و به جرم دفاع از اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله و اعدام انقلابى حسنعلى منصور که مزدور آمریکا بود، […]

26 خرداد ماه یاد آور سحرگاهى خونین است که رژیم شاه چهار مؤ من مجاهد را به سبب ایمان به خدا و تعهد به مرجع و فقیه عادل زمان و رهبر انقلاب اسلامى و به جرم دفاع از اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله و اعدام انقلابى حسنعلى منصور که مزدور آمریکا بود، به میدان تیر آوردند تا با خیال خام خود آنها را بکشند و یاران امام خمینى قدس ره و اسلام را بترسانند. اما آنها همانند رهبرشان دلى آرام و قلبى مطمئن داشتند، و با لبى پر لبخند به شهادت لبیک گفتند و جاودانه تاریخ داراى حیات طبیه شدند و خون پاکشان ، شورى دیگر در دل مردم خداخواه آفرید. راهشان آغازگر جهاد مسلحانه اى شد که تا پیروزى شکوهمند انقلاب اسلامى ، اسلحه را در دستان نیرومند مبارزان راه خدا نگه داشت . خداوند آنان را عزت بخشید و دشمنانشان را رسوا و ذلیل کرد و درخت انقلاب اسلامى با خون این شهدا ثمرى دیگر گرفت و شاخ و برگش گسترده تر شد.
حاج صادق امانى ، محمد بخارایى ، مرتضى نیک نژاد رضا صفارى هرندى ، و همرزمان دلیر آنها از مؤ تلفه اسلامى ، شب سیاه رژیم طاغوتى را با انفجار نور و برق گلوله در هم شکستند و در روزگارى که رژیم ستمشاهى و فراماسونرى امریکایى و انگلیسى و قیحانه رجز مى خواند که انقلاب اسلامى به بن بست رسیده و رهبر انقلاب دستگیر و به ترکیه تبعید شده ، و پس از دستگیرى و تبعید ایشان قیامى مثل 15 خرداد پدید نیامده است و مبارزان راه خدا باید مبارزه را کنار بگذارند، و دنبال زندگى بروند. در چنین روزگار خفقان و دیکتاتورى ، این عزیزان ، حنجره پلید منصور را که به ولایت فقیه جسارت کرده بود، پاره کردند و زبان پلیدش را از کام هرزه گویش بیرون کشیدند، و او را به درک فرستادند، و هنگامى که دستگیر شدند با شجاعت و شهامت ، ابهت پوشالى طاغوت را در بازجوییها و بیدادگریها فروپاشیدند، و به مبارزان جراءت و قدرت دیگرى بخشیدند و چون در جامعه وجهه مذهبى داشتند و صداقت و تدبن و تعهد آنها بر همگان روشن بود به مبارزه مسلحانه مشروعیت اجتماعى دادند و راه را براى مجاهدان و هموار ساختند. هنگامى که طاغوت و طاغوتیان فهمیدند که آنان یک فهرست 83 نفر از مزدوران بیگانه پرست را براى اعدام انقلابى آماده ساخته اند به وحشت افتادند و رجز خوانى ها به باد رفت . و قدرت اسلام و توان یاران خالص امام خمینى (ره ) آشکار شد و کاپیتولاسیون امریکایى از محتوا خالى گردید و دیگر نوبت به کاپیتولاسیون انگلیسى و صهیونیستى نرسید.
تاریخچه جمعیت مؤ تلفه اسلامى
مؤ تلفه اسلامى ، در اوایل سال 1342 به نظر مبارک امام خمینى ره تشکیل 
شد. قبلا اعضاء مؤ تلفه بدون این عنوان از مهر 1341 به نداى استنصار امام خمینى لبیک گفتند و در نهضت روحانیت علیه توطئه رژیم پهلوى ، که در پوشش لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى شکل گرفته بود، فعالیت چشمگیرى کردند و در مقابله با رفراندوم دروغین شاه ، حضور جدى یافتند و در رسوا کردن نظام حاکم تلاش مؤ ثرى داشتند.
آنها پیشنهاد اعلام عزاى عمومى به سبکى جدید را قبل از نوروز 1342 به محضر امام راحل و مراجع معظم تقلید تقدیم کردند که مورد پذیرش قرار گرفت و اعلام شد که ضربه سختى در سراسر کشور به رژیم پهلوى وارد آمد.
در اوایل سال 1342 ش . حضرت امام (ره ) سه گروه فعال از این افراد را در منزل خویش ، به پیوند تشکیلاتى دعوت فرمودند و تشکلى نه شرقى و نه غربى با نام هیاتهاى مؤ تلفه اسلامى تشکیل شد.
عنوان هیاءت بدین سبب بود که رژیم نتواند آن را به راحتى کشف کند و در بازجوییهاى ساواک ، اعضاى آن بتوانند فعالیتهاى خود را با عنوان فعالیت هیاءتهاى مذهبى معمول در جامعه آن روز عادى جلوه بدهند.
این تشکیلات ، خود را مطیع مرجع و ولى فقیه عادل و رهبر انقلاب اسلامى ، امام خمینى (ره ) مى دانست . اعضا و مدیران مؤ تلفه ، خود را انصار ولى فقیه مى نامیدند و انگیزه آنها انجام تکلیف شرعى بود و هدفشان ، به قدرت رسیدن و تشکیل حکومت توسط خود و تشکل مربوط نبود، بلکه بدنبال حاکمیت اسلام بر اساس فقه و فقاهت بودند.
مؤ تلفه ، شورایى به نام شوراى روحانیت داشت که بر حرکت و برنامه هاى تشکل نظارت داشت تا امرى مغایر با شرع ، و یا کارى مغایر با اساس وظایف اسلامى نباشد. اعضاى این شورا را مؤ تلفه به محضر امام خمینى (ره ) پیشنهاد کرده بود و امام آنان را تاءیید فرموده بودند.
اعضاى شوراى یاد شده عبارت بودند از: شهید آیت الله مطهرى ، شهید آیت الله دکتر بهشتى ، مرحوم حجت الاسلام والمسلیمن مولایى و آیت الله انوارى که حوزه هاى مؤ تلفه زیر نظر شوراى روحانیت اداره مى شد.
شهید حجت الاسلام و المسلمین دکتر باهنر، و حجت الاسلام و المسلمین هاشمى رفسنجانى و برخى از بزرگان دیگر برنامه آموزشى را اجرا مى کردند.

دوره هاى فعالیت مؤ تلفه :
مؤ تلفه پس از تشکیل ، دوره هاى مختلفى را گذرانده است ؛ زیرا مقتضیات زمان در طول انقلاب اسلامى از سال 1341 متفاوت بوده است . این دوره ها عبارتند از:
1 – از سال 1341 تا سال 1344 که دوره طول است و با دستگیرى جناح مسلح ، و جناح سیاسى ، پایان مى یابد.
2 – از سال 1344 تا سال 1349 که مؤ تلفه توسط شهید باهنر و شهید رجایى و… اداره مى شد.
3 – از سال 1349 تا سال 1354 که دوران شدت مبارزه مسلحانه است و مؤ تلفه ضمن انجام فعالیتهاى مخفى سیاسى ، با شهید اندرزگو، شهید اسلامى و… در کار تاءمین تسلیحاتى نهضت اقدام اساسى داشت .
4 – از سال 1354 تا سال 1356 که پس از آشکار شدن انحراف سازمان مجاهدین خلق و خیانتهاى آنان و گروههاى کمونیست ، بار دیگر مؤ تلفه نقشى اساسى در سازماندهى افراد، و ارتباط با روحانیت مبارزه و امید دهى و حفظ مبارزان مسلمان داشت .
5 – از سال 56 تا بهمن 1357 – در این سالها مؤ تلفه تحت رهبرى امام (ره ) در خدمت روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، نقش اساسى در تشکیلات مخفى این دو سال سرنوشت ساز را داشت .مؤ تلفه در کمیته استقبال از امام (ره )، و بسیج انتظامات 60 هزار نفر، و تاءمین امکانات و بودجه نقش محورى ایفا کرد.
6 – پس از پیروزى انقلاب 1357 تا سال 1366 مؤ تلفه در حزب جمهورى اسلامى بود و عناصر آن خدمات مؤ ثرى در این حزب شهید پرور داشتند.
7 – دوره سالهاى 1366 – 1367 پس از تعطیل شدن حزب جمهورى اسلامى بنا به نظر حضرت امام مؤ تلفه (انسجام احتیاطى ) خود را حفظ کرد و در ایجاد تشکلهاى اسلامى صنفى – سیاسى تلاش داشت .
8 – دوره سالهاى 1367 – 1371 در این دوره با کسب اجاره و تاءیید صریح امام خمینى (ره ) و سپس تاءیید ولى امر مسلمین و مقام معظم رهبرى ، در تجدید سازمان تشکیلاتى و فعال پیدا کرد.
9- دوره سالهاى 1371 به بعد بر اساس تکلیف شرعى ، در شرایط خاص ‍ زمان ، پیشنها
د مؤ تلفه زمان متشکل از همه عناصر و تشکلهاى خط امام و ولایت پذیر را داد و موفق شد شوراى مرکزى 30 نفره که منتخب اعضا در کنگره دوم بودند انتخاب کند.
مؤ تلفه و قیام 15 خرداد
بعد از حادثه فیضیه و کشتار بى رحمانه روحانیان در قم ، مراسمهاى پى در پى و راهپیمایى عظیمى در عاشوراى 1342 برگزار شد. حضرت امام (ره ) در عصر عاشورا سخنرانى شدید اللحنى علیه رژیم انجام داد. شاه که از بیانات حضرت امام (ره ) به وحشت افتاده بود تصمیم گرفت که به هر نحوى نهضت را سرکوب کند؛ بنابراین در شب و صبح 12 محرم مصادف با 15 خرداد، امام خمینى (ره ) و تعداد بسیارى از روحانیان را دستگیر کرد.
خبر دستگیرى حضرت امام (ره ) آن چنان موج عظیمى در سراسر کشور پدید آورد که براى هیچ کس باور کردنى نبود. مردم در 15 خرداد به پا خاستند و فریاد یا مرگ یا خمینى را سر دادند و به هرجا که متعلق به رژیم بود، حمله بردند و تخریب عظیمى کردند که رژیم را لرزاند.
جمعیت مؤ تلفه اسلامى همران با دیگران توانستند این موج
عظیم را کنترل و هدایت کنند و به نهضت ادامه دهند و با صدور و پخش ‍ اعلامیه در روزهاى بعد، اعلام عزاى عمومى و اعتصاب سراسرى در هفتم شهداى 15 خرداد کردند.
مبارزه در غیاب حضرت امام ره که زندان بودند با سختى ادامه یافت و درگیریها و تظاهرات و چاپ و پخش اعلامیه ها آن چنان گسترده بود که شاه ناچار در افتتاح جاده هراز مجبور شد بگویید که من روحانیت را قبول دارم و احترام مى گذارم و این سخن در آن روز به غلط کردم نامه شاه مشهور شد.
در قیام 15 خرداد تعد
اد محدودى اسلحه به دست مردم افتاد و اما نتوانستند از آنها استفاده شایسته انجام دهند. بعد از آزادى حضرت امام ره در فروردین 1343، کار مبارزه آن چنان ریشه دار شده بود که ایشان فرمودند:
ملت اسلام زنده شده است ، زندگى از سرگرفته است . اگر خمینى هم با شما بسازد ملت نخواهد ساخت . بارک الله فیکم .
در همین زمان بحث قیام مسلحانه مطرح شد. مؤ تلفه اسلامى از امام قدس ‍ سره در ایجاد حرکت مسلحانه کسب تکلیف کرد. امام ره فرمودند:
خوبست به شرط آنکه از جایى اسلحه نگیرید که وابسته بشوید بلکه بخرید و یا خودتان بسازید
گروه مسلح مؤ تلفه با عنوان مبارزه مثبت تشکیل شد و براى اولین بار دست به ساخت نارنجک و بمب دستى زد و آن را در چند جا از جمله شمال و مسگر آباد آزمایش کرد.
پس از تشکیل تیم مسلح ، مؤ تلفه آمادگى خود را به محضر ولى فقیه عرضه داشت و پیشنهاد اعدام انقلابى شاه و برخى دیگر از مزدوران وى را نمود. امام در ابتدا نهى فرمودند و مصلحت را در مبارزه سیاسى یا مبارزه منفى دیدند.
در نهایت چند روز قبل از دستگیرى مجدد فرمودند:
حالا موقعش نیست .
شهید صادق امانى با لبخند گفت : الحمدالله امام نهى را برداشتند.
بعد از دستگیرى امام در آبان ماه سال 1343 و تبعید ایشان به ترکیه به علت مخالفت شدید با کاپیتولاسیون امریکایى شهید آیت الله مطهرى فرمود:
لازم است چند نفر از این طاغوتیها، به زمین بیفتند تا روحیه مردم بازسازى شود.
شهید حاج صادق امانى و یارانش این موضوع را اذن اعدام شاه و مزدورانش دانستند و چون حضرت امام در غیاب و عدم دسترسى به خودشان نظر شهید مطهرى و شهید بهشتى را تایید فرموده بودند حجت را تمام مى دانست ، اما براى مزید اطمینان آقاى حاج تقى خاموشى و عباس ‍ مدرسى را مشهد فرستادند تا اذن آیه الله العظمى میلانى را بگیرند و آنها این اجازه را گرفتند و پس از کسب اذن در پى تدارک کار برآمدند.
نظر اکثر برادران در اعدام شاه بود و چند بار بر این کار اقدام کردند. شهید عراقى به جاده آبعلى رفت ، تا هنگام رفتن شاه با اسکى ، او را از پاى درآورد اما میسر نگردید. یک بار شهید بخارایى به همراه شهید محمد صادق اسلامى ، در بازدید شاه از اتحادیه کامیونداران ، تا نزدیک شاه رسیدند، اما شهید بخارایى وقتى خواست اسلحه را در آورد، متوجه شد که اسلحه را جا گذاشته است . نفر بعد از شاه حسنعلى منصور بود و برادارن چون دیدند فعلا نمى توانند به شاه دسترسى پیدا کردند و زمان بسرعت در گذر است و باید پس از تبعید حضرت امام ره کارى انجام مى گرفت تصمیم گرفتند اعدام منصور را جلو بیاندازند.
در شب اعدام منصور یاران در منزل شهید بخارایى که در خیابان مولوى بازارچه سعادت بود، ابتدا نیات خود را بررسى کردند که آیا نقطه مبهمى در خلوص نیست تا آن را بزدایند. سپس براى رعایت همه ضوابط و مراحلى که اسلام در اجراى چنین عملیاتى معین کرده است مرورى بر برنامه کردند که چیزى باقى نمانده باشد. سپس دعا و نماز و نیاز با معبود که توفیق اخلاص و موفقیت در عمل را عنایت فرماید. آن گاه به بررسى نحوه و شیوه اجراى عملیات و عواقب آن پرداختند و در نهایت براى آنکه در تاریخ نیت و اهداف این عمل و عاملین قهرمان آن را تحریف نکنند، قطعنامه اى نوشتند و با صداى شهید بخارایى در نوار ضبط کردند که کلمه آن درس ‍ مردانگى و تقوا و شهامت بوده و بیانگر مواضع مؤ تلفه اسلامى در سخت ترین شرایط و مشکلترین کار، مى باشد.
متن قطعنامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص .

ناله را هر چند مى خواهم که پنهان سرکشم
سینه مى گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

ما با قلبى سوزان آماده شهادتیم ، دیدن این تنهاى برهنه ، شکمهاى گرسنه ، و بدنهاى ناتوانى که در زیر تازیانه هاى عمال استعمار، آنها را به پرستیدن پیکر منحوس شاه باز مى دارد ما و هر انسانى را رنج مى دهد.
ما براى اولین بار شلیک گلوله را بر روى دشمنان شما ملت ایران طنین انداز مى کنیم ، باشد که شما نیز پیروى کنید. ان الحیاه عقیده و جهاد. ما زندگى را عقیده و جهاد در راه آن مى دانیم …
شما اى ملت ایران و… با قلبى مملو از ایمان بپاخیزید، و این عاملین منفور استعمار و هیاءت کثیف حاکمه را یک باره نابود سازید.
ما از وراى این جهان با شما سخن مى گوییم ، نترسید، بپاخیزید و خود را به کاروان شهدا ملحق سازید…
در همان شب بحث شد که فردا منصور در سه جا حضور دارد.
1 – در مسجد که او را راحتتر مى شود به درک فرستاد.
2 – در افتتاح تعاونى ارتش .
3 در جلوى مجلس .
در مسجد راحتتر مى شود منصور را اعدام کرد و راه نجات بهتر میسر بود، اما شهید امانى نظر دارد که برادران ما فدائیان اسلام )، در گذشته از مسجد براى اعدام انقلابى استفاده کردند و این در نزد برخى از مردم اثر مطلوب نداشت و فکر مى کردند حرمت مسجد آسیب مى بیند، در مورد تعاونى هم ممکن است طاغوت تبلیغ کند که متدینین و مؤ تلفه اسلامى مخالف تعاونى هستند.
پس وظیفه بود که آنها را به تعیین محل در بهارستان رساند و این توجه به وظیفه مهمترین نکته در جریانات آن شب است .
در صبح اول بهمن 1343، حسنعلى منصور، در جلوى مجلس شوراى ملى در میدان بهارستان با خونسردى و آرامش کامل توسط مؤ تلفه اسلامى و یاران صدیق اسلام و انقلاب به سزاى اعمال خود رسید و با اینکه برنامه در بهترین حد ممکن بود، اما شهید بخارایى گیر افتاد و به دنبال او با اینکه اعتراف نکرده بود، از طریق خانه و خانواده اش یارانش را شناختند و بجز چند نفر مانند شهید اندرزگو، حاج حسین رضائى و حاج عبدالرضا مهدیان و حاج شیخ حسین یزدى زاده ، بقیه گروه مسلح دستگیر شدند.
سحرگاه 26 خرداد:
رژیم شاه ، عاجز و درمانده ، بیدادگاه را از مردم مخفى نگه داشت و از رزمندگان مؤ تلفه ، 6 نفر را به اعدام و بقیه را به حبسهاى ابد، 15 تا 10 سال محکوم ساخت .
معمول است محکومان به اعدام را از دوستانشان جدا مى کنند و این کار را هم کردند. اما دوستان دست به اعتصاب غذا زدند و گفتند مى خواهیم این شبهاى آخر را در کنار هم باشیم .
و افزودند: مرگ براى ما شادى آفرین است ، چرا که لحظه انتقال به جوار یار است ، چه برسد به شهادت که لحظه دریافت انعام و مزد از محبوب مهربان است .
آنان به قدرى پافشارى کردند که بناچار همه را با هم یکجا جمع کردند. شب 26 خرداد به دو تن از محکومان اعدام به نامهاى شهید حاج مهدى عراقى ، و حاج هاشم امانى اطلاع دادند که با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده اند.
سرانجام در سحرگاه 26 خرداد، سرداران رشید اسلام شهید حاج صادق امانى ، شهید محمد بخارایى ، شهید مرتضى نیک نژاد، شهید رضا صفار هرندى ، یاران حسین زمانه را به شهادتگاه بردند و دژخیمان رژیم ناجوانمردانه جوانان صدیق اسلام را به رگبار بستند و خون پاکشان را بر زمین ریختند.

ارسال دیدگاه