صف کاندیداتوری برای پاستور / عبور اصلاحطلبان از ائتلاف /اصولگرایان چپ میشوند؟
کرونا ؛اولین هفته کاری سال ۱۴۰۰ برای انتخابات ریاستجمهوری با اخبار و حواشی متعددی همراه شد. طی هفته گذشته بازار فعالیت چهرههای سیاسی در شبکه اجتماعی به نسبت تازه تاسیس و البته محبوب «کلابهاوس» داغ شد و چند کاندیدای احتمالی، از شعارهای انتخاباتی خود رونمایی کردند. در همین حال صف کاندیداها نیز طولانیتر شد و
کرونا :
مانیفست انتخاباتی عزتالله ضرغامی / اصولگرایان چپ میشوند؟
«نان، مسکن، آزادی، با عشق به چگوارا». اینها مانیفست انتخاباتی عزتالله ضرغامی است که در مصاحبهاش با فارس بیان کرده. مانیفستی بسیار شبیه به چریکهای فدایی خلق. شعار آنها در پنج دهه قبل، « نان، کار، آزادی» بود. رئیس اسبق صداوسیما که مدتی است میگوید اصولگرا نیست و این تقسیمبندی اصلاحطلب و اصولگرا را قبول ندارد، تقریبا همان مسیری را میرود که سلف او پیشتر طی کرده بود. احمدینژاد هم اواسط دهه ۸۰ با شعار عدالتخواهی روی کار آمد و در مسیرش سری هم به آمریکای لاتین زد. فرزندان چگوارا را به ایران دعوت کرد و بعد هم گفت که چاوز یک موحد معتقد به امام زمان بود. به نظر میرسد بخشی از اصولگرایان روی شعار معترضان دیماه ۹۶ یعنی «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مانور میدهند و آن را مصادره به مطلوب میکنند، به شکلی که حتی هویت و شناسنامه سیاسی خود را هم نفی میکنند، درحالیکه همچنان آبشخور آناند. مشابه این رفتار را میتوان در محسن رضایی و بادامچیان، دبیر کل مؤتلفه و حتی جبهه پایداری هم دید.
جریان سومی درکار نیست
زمانی تصور میشد که ممکن است جریان سومی در سیاست ایران روی کار بیاید که داعیه اصلاحطلب و اصولگرا بودن نداشته باشد. طیف احمدینژاد مدتی داعیهدار این ادعا بود؛ اما کمکم دیگرانی هم از همان جناح اصولگرا با چنین ادعاهایی پیدا شدند؛ قالیباف با نواصولگرایی، جبهه پایداری هم با رد پدرخواندگی در اصولگرایی گفت دیگر با آنها کاری نداریم. محسن رضایی هم گفته با بحث اصولگرایی و اصلاحطلبی، مشکلات کشور به صورت ریشهای قابل حل نیست. این بازی پایان یافته است. سایت تابناک نزدیک به محسن رضایی در مطلبی با اشاره به اینکه مردم خواهان چیزی غیر از اصلاحطلب و اصولگرا هستند، نوشته بود: «اینکه مردم از اصولگرایی و اصلاحطلبی، اعتدالیون و اعتدالیها، تندروها و تندرویها، سنتیها و «تکرارها» خسته شدهاند را باید تنها در عملکرد بهجایمانده از آنها جستوجو کرد…». مدیرمسئول روزنامه جوان اصولگرا هم بهتازگی در مصاحبهای گفته بود: «من مطلقا هیچ وابستگی تشکیلاتی و ارتباطی با اصولگرایان ندارم، تنها اصولگرایی که با او سلام و علیک دارم، آقای زاکانی است که آن هم در دوران دانشجویی با هم دوست بودیم؛ اما نه در جلسه اصولگرایان شرکت میکنم نه با آنها مراوده یا مذاکرهای دارم. ما گرفتار این دوگانه اصولگرا و اصلاحطلب نیستیم، بلکه اصولی را برای انقلاب و نظام داریم که ممکن است این اصول به یک جناح نزدیک یا دور باشد». ضرغامی پیشتر هم گفته بود: «اصلا من اصولگرا نیستم. اشکال بزرگ ما این است که یک پوست خربزه از ابتدا زیر پای ما انداختهاند که موضع میخواهی بگیری، یا اصلاحطلبی یا اصولگرا. من تقسیمبندیهای خودم را دارم. من در سیاست آدمها را به مرد و نامرد تقسیم کردم. تا دلتان بخواهد در اصولگرایان آدم نامرد داریم. سیاستمداران به مرد و نامرد تقسیم میشوند که در هر دو دسته اصولگرا و اصلاحطلب وجود دارند». اسدالله بادامچیان، دبیر کل مؤتلفه هم در حساب توییتری خود با هشتگ اصولگرایی، اصلاحطلبی، مردم و طرحی نو نوشته بود: «در آغاز دهه پنجم جناحبندیها شکل دیگری میگیرد. اصولگرایی با تعریف فعلی فاقد انسجامبخشی و امیدواری برای مردم است. اصلاحطلبی هم که به ناامیدیها انجامیده است. پس طرحی نو باید…». به نظر میرسد که در شرایط فعلی افراد یا جریانهایی از درون دو جریان اصلی میتوانند با موجسواری روی مطالبات و نارضایتیهای عمومی داعیه جریان سوم را تلویحا یا صراحتا مطرح کرده و در فضای انتخاباتی با نفی جریان اصولگرایی و اصلاحطلبی و انتقاد از این دو جریان نامزدهای خود را به رقیب جدی انتخاباتی تبدیل کنند؛ اما این نفی هویت سیاسی این سالها در میان اصولگرایان دیده شده تا اصلاحطلبان. گویا بخشی از اصولگرایان هم متوجه شدهاند که گفتمانشان دیگر چنگی به دل نمیزند یا حرف تازهای برای جذب مخاطب در چنته گفتمانیشان وجود ندارد. هرچه بوده خرج شده و انبان خالی است. از سویی دیگر رقابت درونگروهی هم شدید است، پس در یک جنگ درونگفتمانی میتوان با ایجاد یک دوگانه کاذب یا ایجاد یک قطب بهظاهر جدید گوی سبقت را از رقیب دیگر ربود. اما «حسین شریعتمداری»، مدیر مسئول روزنامه «کیهان»، آب پاکی را روی دست همجناحیهایش ریخته و صراحتا ادعاهایشان را بازی سیاسی خوانده است. او با اشاره به اینکه از ابتدای انقلاب همیشه صحبت از یک نیرو یا جریان سوم بوده، در یک گفتوگو گفته است: «نیروی سوم واقعیت بیرونی ندارد. بعضی اوقات تابلوهایی به اسم نیروی سوم برمیخیزد، اما پس از مدتی متوجه میشویم که این تابلوها، همان تابلوهای قدیمیاند، منتها رنگ و لعابشان فرق کرده است». مرتضی مبلغ، معاون سیاسی وزیر کشور دولت اصلاحات هم قبلا درباره شکلگیری جریان سوم گفته بود: «جریانهای سیاسی یک پشتوانه اجتماعی، فرهنگی و تاریخی دارند و بهتدریج شکل میگیرند و به این صورت نیست که یک گروه بیایند و روی یک جریان، اسمی بگذارد یا مثلا ائتلافهای فصلی و مقطعی بخواهد اسمش بشود جریان جدید! به نظرم این موضوع، سادهنگری در سیاست است. بالاخره جناحهای سیاسی در کشور، جریانات ریشهداری هستند که دارای پایگاه اجتماعیاند».
بحران در گفتمان اصولگرایی
«امیر محبیان»، فعال سیاسی اصولگرا، پیشتر گفته بود که جریان سوم پایدار و واقعی تنها زمانی شکل خواهد گرفت که در گذر زمان گفتمانی مستقل و متفاوت از آنچه موجود است، در فضای سیاسی کشور شکل بگیرد و جریان مبتنی بر این گفتمان با ارائه برنامهای مشخص و بدیلی متفاوت راهحلی برای غلبه بر چالشها و اداره کشور مطرح کند. با توجه به شرایط کنونی کشور، ضعف گفتمانی جریانهای عمده سیاسی و نبود تفکر و ایده سیاسی متفاوت و مبتنی بر مؤلفههای ایجابی و مستقل هویتی، شکلگیری جریان سوم قوی و کارآمد در فاصله زمانی هفت ماه تا انتخابات بعید به نظر میرسد. مهمترین آسیبهای یک گفتمان «دردسترسنبودن و ازاعتبارافتادن» آن است. باید ابتدا به دالهای اصلی گفتمان اصولگرایی نگاهی انداخت و دید چرا این دالها به زعم برخی چهرههای اصولگرایی دیگر از جذابیت لازم برخوردار نیستند که حاملانشان برای هویتیابی، دست به سوی گفتمانهای چپ و راست دراز میکنند. «کار؛ مسکن، آزادی، عدالت…» هیچ وقت جزء دالهای اصلی گفتمان اصولگرایی نبودهاند. دالهای اساسی این گفتمان روی هویت دینی و بعد انقلابی تأکید بیشتری دارند اما در مانیفست ضرغامی که عامدانه اصولگرابودن خودش را نفی میکند جایی ندارند. به نظر میرسد مشکل بعدی که گفتمان اصولگرایی با آن روبهروست، بحران مشارکت است. اصولگرایان نگران میزان مشارکت مردم هستند و میدانند گفتمانی که حامل آن هستند، برای بخش زیادی از مردم جذابیت ندارد. آنها با نفی هویت اصولگرایانه خود درصدد جذب مشارکت مردماند.
اتاقی مجازی برای شایعه استعفای رییسی!
دیروز و در آخرین روز کاری مطبوعات اما بازار شایعهها درباره کاندیداتوری سیدابراهیم رییسی گرم شد، آنهم درحالی که مدتهاست اخباری ضد و نقیض درباره کاندیداتوری رییس قوه قضاییه در انتخابات ریاستجمهوری منتشر میشود. دستهای از اصولگرایان اصرار دارند رییسی باید وارد گود شده و نامنویسی کند و گروهی دیگر میگویند که او نباید کارهایی را که در قوه قضاییه شروع کرده، رها کند. دو گروهی که این چند ماهه اخیر برای به کرسی نشاندن نظر خود، به طور جدی وارد رسانهای شده و حتی بعضا اخباری را منتشر کردهاند که کمی بعد تکذیب شده است. آنهم در حالی که رییسی در این مدت یکی، دو بار به طور مستقیم و غیرمستقیم اعلام کرده که دستکم «فعلا» قصد کاندیداتوری ندارد. اما به هر حال رفتار ماههای اخیر بهزعم برخی ناظران از عزم او برای کاندیداتوری حکایت دارد، بهخصوص آنکه از ابتدای سال نو، درحالی سفرهای استانیاش را ازسر گرفته که معمولا کاندیداهای انتخاباتی چنین تعطیلاتی را در نوروز پشت سر میگذرانند. جالبتر آنکه یکی از اخبار مهم این هفته درباره او به بخشی از یکی از سخنرانیهایش در شورای عالی قضایی مربوط بود که رسانهها آن را «کنایه به دولت» و احتمالا اظهارنظری انتخاباتی تفسیر کردند. همزمان با انتشار اخبار متعدد انتخاباتی درباره رییسی، دیروز یک اتاق گفتوگو در شبکه اجتماعی «کلابهاوس» تشکیل شد که محور آن صحت و سقم شایعه استعفای رییسی از ریاست قوه قضاییه بود و برخی حضار بهصراحت به نقل از منابعی که مدعی بودند «بسیار موثق» هستند، ادعای استعفای رییسی را مطرح کردند. شایعهای که به سرعت مرز این اتاق گفتوگوی «کلابهاوسی» را درنوردید و به دیگر شبکههای اجتماعی رسید اما ساعتی نگذشته بود که علی نادری، مدیرکل روابط عمومی قوه قضاییه با انتشار توییتی ضمن تکذیب خبر استعفای رییس قوه قضاییه، نوشت: «با نزدیک شدن به ماههای انتخابات، هم بازار شایعه داغتر میشود و هم شبکههای اجتماعی امکان نشر خبر فاقد منبع معتبر را فراهم میکنند. مثلا امروز خبری مبنی بر استعفای رییس قوه قضاییه منتشر شد؛ آنهم با منبع ناشناس. این خبر کذب محض است و البته نه اولین مورد از این شایعات بوده و نه آخرین.» جالب آنکه برخی ناظران معتقدند بعید نیست راهاندازی آن اتاق مجازی گفتوگو و اساسا طرح این شایعه، نوعی اقدام رسانهای جهت سنجش افکار عمومی بوده که حتی ممکن است ازسوی برخی دوستداران رییسی کلید خورده است. جالبتر اما آنجاست که همزمان با این اتفاق یک منبع آگاه در قوه قضاییه نیز به خبرنگار «اعتماد» گفته که ممکن است آنچه امروز به عنوان شایعه تکذیب شد، لزوما هفته آینده در چنین روزی تکذیب نشود و ماجرای استعفای رییسی و متعاقبا کاندیداتوری او در انتخابات ریاستجمهوری وارد مرحلهای تازه شود. آنهم درحالی که همین دیروز امیررضا واعظ آشتیانی، ازجمله چهرههای اصولگرا گفته است: «اگر رییسی بیاید، اقبال مردمی بیشتری خواهد داشت. او عملکرد اجرای خوبی هم داشته و قاطعانه میگویم که اگر رییسی بیاید، رای بالایی خواهد داشت.»
لاریجانی و یک ادعای اصولگرایانه
این درحالی است که موضوع کاندیداتوری رییسی برای گروههای مختلف حائز اهمیت است؛ چنانکه همین دیروز سیدحسین نقوی حسینی که سال ۹۲ رییس ستاد انتخاباتی سعید جلیلی بود، به پایگاه خبری- تحلیلی نامهنیوز، نزدیک به دبیرکل جامعه روحانیت بار دیگر از اجماع اصولگرایان درصورت ورود رییسی به صحنه انتخابات گفته و با بیان اینکه «حتی جریان دولت جوان و انقلابی به محوریت آقای سعید محمد نیز از آیتالله رییسی حمایت خواهند کرد»، تاکید کرده غیبت رییسی میتواند با تعدد کاندیداها و تشتت اصولگرایان مترادف شود. این نماینده ادوار مجلس همچنین درباره کاندیداتوری علی لاریجانی مدعی شده است: «یک نقل قولی از آقای لاریجانی شنیدم که ایشان جایی مطرح کرده و گفته «اگر آیتالله رییسی بیاید دیگر نیازی به کاندیداتوری من نیست» و نتیجه گرفته که «با این اوصاف اگر آیتالله رییسی نامزد شود، به نظرم تکلیف انتخابات ریاستجمهوری روشن است.»
اصلاحطلبان و عبور از ائتلاف
اما آنسوی میدان، اصلاحطلبان هم هفته کمخبری نداشتند. «جبهه اصلاحات ایران» میانه هفته با دستورکار بررسی سازوکار رسیدن این جریان سیاسی به گزینه نهایی تشکیل جلسه داد و سخنان اعضای این جبهه نشان میدهد که اصلاحطلبان از راهبرد حمایت از کاندیدای غیراصلاحطلب عبور کردهاند. چنانکه مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردمسالاری دیروز به خبرگزاری مهر گفته است: «اصلاحطلبان واقعی هرگز زیر بار نامزد غیراصلاحطلب نخواهند رفت. تجربه دولت یازدهم و دوازدهم نشان داد روی کار آمدن یک فرد غیراصلاحطلب نه تنها منافعی برای جریان اصلاحطلب ندارد، بلکه ضرر هم دارد. هرکس میخواست به دولت فحش بدهد، به ما فحش میداد.»اصلاحطلبان اما همزمان نگران تصمیمات شورای نگهبان نیز هستند. به نظر آنان چنانچه همه کاندیداهای مطرح اصلاحطلب ردصلاحیت شوند، مشارکت در انتخابات کاهشی چشمگیر خواهد داشت. علیمحمد نمازی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در این رابطه به ایلنا گفته است: «نظام و مسوولان برگزاری انتخابات و تمامی افرادی که میتوانند نقش داشته باشند تا یک انتخابات رقابتی برگزار شود در این شرایط باید وارد عرصه شوند و فضایی را به وجود بیاورند تا مردم این احساس را نداشته باشند که لزومی برای حضورشان در عرصه انتخابات نیست.»
صف کاندیداتوری بهارستانیها برای پاستور
تا به حال برای همه روشن شده که محمدباقر قالیباف رییس مجلس یکی از کاندیداهای جدی ریاستجمهوری است. هر چند سرنوشت کاندیداتوری او هنوز معلوم نیست و ممکن است با آمدن رییسی، او در مجلس بماند. اما نمایندگانی که شوق ریاستجمهوری دارند، فقط به ریاست مجلس محدود نیست و طی هفتهای که گذشت، سیدامیرحسین قاضیزاده هاشمی، نایب رییس مجلس و عضو جبهه پایداری نیز اعلام کاندیداتوری کرد و حتی وقتی با پرسش خبرنگاران درباره احتمال کنارهگیری، درصورت کاندیداتوری رییسی مواجه شد، گفت که «براساس اگرها تصمیم نمیگیرم.» بماند که حالا به جز او، علی نیکزاد، دیگر نایب رییس مجلس یازدهم نیز توییتی با اشاره به نشست خبری که با خبرنگاران داشت، نوشت: «سعی کردم همه را (سوالات) در حد توان پاسخگو باشم، غیر از یک سوال درباره انتخابات که از آنها خواستم فعلا صبر کنند؛ صبر چیز خوبی است!»
نویسنده:
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0