امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
ایران ؛ کیست مرا یاری کند…
کیست مرا یاری کند… گاهی تاریخ خود را تکرار میکند و انسانها با رفتارهای مشابه، صحنههایی شبیه به گذشته میآفرینند. از همین روست که گفتهاند: تاریخ، آینه عبرت است. جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل تنها یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد در روزهای سخت، ملتها و دولتها چگونه در کنار یکدیگر
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

کیست مرا یاری کند…
گاهی تاریخ خود را تکرار میکند و انسانها با رفتارهای مشابه، صحنههایی شبیه به گذشته میآفرینند. از همین روست که گفتهاند: تاریخ، آینه عبرت است.
جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل تنها یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد در روزهای سخت، ملتها و دولتها چگونه در کنار یکدیگر میایستند یا از یکدیگر فاصله میگیرند.
در آن روزها، ایران زیر شدیدترین فشارهای نظامی و سیاسی قرار گرفت و نگاه بسیاری از مردم به واکنش جهان اسلام دوخته شد.
در همان روزها، جملهای که بارها در سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران شهید سید علی خامنه ای و مسئولان و رسانهها شنیده میشد، درخواست همدلی، همراهی و حمایت بود؛ گویی ندایی از دل یک ملت برخاسته بود که میگفت: «کیست مرا یاری کند؟»
همین جمله، ذهن بسیاری را به یکی از بزرگترین وقایع تاریخ اسلام میبرد؛ صحرای کربلا.
چهارده قرن پیش، امام حسین(ع) نیز در میان محاصره سپاه دشمن، خطاب به مسلمانان و آزادگان زمان خویش فرمود: «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی؟»؛ آیا یاوری هست که مرا یاری کند؟
شباهت میان این دو صحنه، نه در یکسان بودن اشخاص یا شرایط، بلکه در ماهیت آزمون ملتها و خواص است؛ آزمونی که در آن، هر انسان و هر حکومت باید جایگاه خود را انتخاب کند.
در کربلا، بسیاری حقیقت قیام امام حسین (ع) را میشناختند، اما سکوت کردند.
برخی از ترس، برخی به امید حفظ منافع و برخی نیز با همراهی دشمن، زمینه وقوع آن فاجعه را فراهم کردند.
نتیجه آن شد که امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند؛ اما تاریخ نشان داد که پیروزی تنها در میدان نبرد معنا نمیشود.
حکومت یزید چند صباحی بیش نپایید، اما نام حسین(ع) پس از قرنها همچنان زنده و الهامبخش آزادیخواهان جهان است.
رخدادهای معاصر نیز پرسشهایی مشابه را پیش روی جهان اسلام قرار داد.
آیا امت اسلامی در کنار کشوری که خود را بخشی از جبهه مقاومت میدانست ایستاد؟
آیا دولتهای مسلمان توانستند اختلافات سیاسی را کنار بگذارند و در برابر دشمن مشترک موضعی واحد اتخاذ کنند؟
پاسخی که بسیاری از ناظران ارائه میکنند، پاسخ امیدوارکنندهای نیست. برخی دولتهای عربی سکوت را برگزیدند، برخی تنها به صدور بیانیه بسنده کردند و برخی نیز، از نگاه منتقدان، با همسویی سیاسی یا امنیتی با آمریکا و اسرائیل، عملاً در مسیری متفاوت از انتظار افکار عمومی جهان اسلام حرکت کردند.
همانگونه که در عاشورا سکوت خواص بخشی از سرنوشت کربلا را رقم زد، در تحولات امروز نیز سکوت یا همراهی برخی دولتها میتواند بر سرنوشت ملتهای منطقه اثرگذار باشد.
نتیجه آن شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران به دست بزرگترین دشمنان اسلام به شهادت رسید و هم اکنون که این نوشتار کامل می شود شاهد بزرگترین تشیع جنازه جهان شهید سید علی خامنه ای هستیم.
از همین منظر، برخی تحلیلگران جنگهای اخیر را صرفاً تقابل دو کشور نمیدانند، بلکه آن را رویارویی دو نوع نگاه به آینده منطقه تفسیر میکنند؛ نگاهی که یک سوی آن بر مقاومت تأکید دارد و سوی دیگر بر ائتلافهای سیاسی و نظامی موجود تکیه میکند.
اگرچه مقایسه مستقیم شخصیت تاریخی شهید سید علی خامنه ای با امام حسین(ع) ممکن است محل اختلاف باشد، اما شباهت در الگوهای رفتاری ملتها و حکومتها، موضوعی است که همواره مورد توجه اندیشمندان تاریخ بوده است.
تاریخ نشان داده است که در بزنگاههای بزرگ، انسانها معمولاً همان انتخابهایی را تکرار میکنند که گذشتگانشان انجام دادهاند؛ انتخاب میان سکوت و مسئولیت، میان منفعت و حقیقت، و میان ترس و ایستادگی.
اگر حوادث سالهای اخیر این پیام را در خود داشته باشد، آن پیام این است که هیچ ملتی نباید امنیت و عزت خود را به حمایت دیگران گره بزند. تجربه تاریخ، از کربلا تا روزگار معاصر، نشان میدهد که ملتهایی ماندگار میشوند که پیش از هر چیز بر ایمان، وحدت، فداکاری و مقاومت خود تکیه کنند.
شاید به همین دلیل است که ندای «کیست مرا یاری کند؟» تنها یک جمله متعلق به گذشته نیست؛ بلکه پرسشی است که در هر عصر و هر نسل، دوباره تکرار میشود.
هر بار با نامی دیگر، در سرزمینی دیگر و در شرایطی دیگر؛ اما مخاطب آن همیشه وجدان انسانهاست.
زمان میگذرد، حکومتها تغییر میکنند، مرزها جابهجا میشوند و فرمانروایان از میان میروند؛ اما ….
تاریخ همواره از ملتها یک سؤال میپرسد: هنگامی که حق و باطل در برابر یکدیگر ایستادند، شما در کدام سوی تاریخ قرار گرفتید؟
این نوشتار، صرفاً برداشت و تحلیل نویسنده از شباهتهای میان برخی رخدادهای تاریخی و معاصر است و ادعای یکسان بودن شخصیتها، جایگاهها یا شرایط تاریخی را ندارد؛ بلکه بر این باور است که سنتهای تاریخی و آزمونهای بزرگ ملتها، در اشکال مختلف، بارها تکرار میشوند و هر نسل باید پاسخ خود را به ندای «کیست مرا یاری کند؟» بدهد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
برچسب ها :ایران ، بزرگترین ، تشییع جنازه بزرگ جهان ، رهبر جمهوری اسلامی ایران ، سید علی خامنهای ، کیست مرا یاری کند...
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0