امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
هشدار به مسئولان ایران؛ مراقب «تله هستهای» باشید
هشدار به مسئولان ایران؛ مراقب «تله هستهای» باشید اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره کره شمالی و مقایسه وضعیت این کشور با ایران، یک پرسش جدی را پیش روی تصمیمگیران جمهوری اسلامی قرار میدهد: آیا تشویق غیرمستقیم ایران به آشکار کردن یک توانمندی هستهای نظامی، میتواند بخشی از یک بازی بزرگتر برای تغییر مشروعیت و توجیه
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

هشدار به مسئولان ایران؛ مراقب «تله هستهای» باشید
اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره کره شمالی و مقایسه وضعیت این کشور با ایران، یک پرسش جدی را پیش روی تصمیمگیران جمهوری اسلامی قرار میدهد:
آیا تشویق غیرمستقیم ایران به آشکار کردن یک توانمندی هستهای نظامی، میتواند بخشی از یک بازی بزرگتر برای تغییر مشروعیت و توجیه اقدامات بعدی علیه ایران باشد؟
این پرسش را نباید ساده گرفت.
ترامپ درباره کره شمالی گفته است که این کشور دارای دهها سلاح هستهای است و در عین حال از رابطه خوب خود با کیم جونگاون سخن گفته است.
اما درباره ایران، موضع رسمی واشنگتن همچنان بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید دارد. کاخ سفید حتی در بیانیه رسمی خود تصریح کرده که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.

همین تفاوت باید برای تهران یک علامت هشدار باشد.
آیا ممکن است «دستت را رو کن» بخشی از بازی باشد؟
اگر ایران تحت تأثیر این ادبیات اعلام کند:
«ما سلاح هستهای ساختهایم.»
آنگاه زمین بازی تغییر میکند.
کشورهایی که امروز برای اقدام نظامی علیه ایران نیازمند استدلال، ائتلافسازی و اقناع افکار عمومی هستند، میتوانند ادعا کنند با یک «قدرت هستهای در حال ظهور» روبهرو شدهاند.
در چنین شرایطی ممکن است حمله پیشگیرانه، تحریمهای شدیدتر، عملیات خرابکارانه، فشار دیپلماتیک و حتی تلاش برای ایجاد یک ائتلاف نظامی جدید، با استدلال «جلوگیری از اشاعه هستهای» توجیه شود.
بنابراین یک خطر اساسی وجود دارد:
ممکن است اعلام رسمی سلاح هستهای، به جای آنکه صرفاً ابزار بازدارندگی باشد، به طرف مقابل یک چارچوب حقوقی، سیاسی و تبلیغاتی جدید برای اقدام بدهد.
این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که واشنگتن قبلاً بهصورت رسمی اعلام کرده است که ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند.
درس کره شمالی را نباید نصفه خواند
کره شمالی امروز یک کشور هستهای است و همین مسئله هزینه هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه آن را بسیار بالا برده است.
اما این وضعیت پس از سالها توسعه برنامه هستهای، آزمایشهای هستهای، توسعه موشکهای بالستیک و ایجاد یک بازدارندگی قابلاعتنا به وجود آمده است.
حتی مطالعات منتشرشده درباره جنگ ایران نیز اشاره کردهاند که برخی تحلیلگران، تجربه ایران را برای کره شمالی دلیلی بر اهمیت داشتن یک بازدارندگی هستهای تلقی کردهاند.
اما این واقعیت یک نکته بسیار مهم دارد:
کره شمالی وقتی وارد مذاکره با آمریکا میشود، از موضع یک کشور دارای بازدارندگی هستهای تثبیتشده وارد میشود؛ اعلام ناگهانی یک سلاح هستهای توسط ایران لزوماً همان وضعیت را ایجاد نمیکند.
این دو وضعیت را نباید با هم اشتباه گرفت.
خطر اصلی چیست؟
خطر این است که ایران ابتدا اعلام کند:
«بمب داریم.»
اما هنوز نتوانسته باشد همه عناصر یک بازدارندگی هستهای پایدار را در برابر حمله احتمالی تضمین کند.
در این صورت ممکن است فاصله میان «اعلام قدرت» و «توان واقعی بازدارندگی» تبدیل به یک آسیبپذیری شود.
به بیان ساده:
نباید چیزی را فقط برای اثبات قدرت اعلام کرد که اعلام آن، پیش از تثبیت کامل قدرت، هدفی بزرگتر روی میز دشمن قرار دهد.
هشدار دوم: از «ابهام» تا «اثبات» فاصله زیادی وجود دارد
تصمیمگیران ایرانی باید میان سه موضوع تفاوت بگذارند:
توانمندی هستهای
با
ظرفیت بالقوه ساخت سلاح
و با
اعلام رسمی داشتن سلاح هستهای
یکی نیست.
هر کدام پیامدهای سیاسی و امنیتی متفاوتی دارد.
ممکن است حفظ بخشی از ابهام راهبردی، از اعلام رسمی یک توانمندی حساس کمهزینهتر باشد.
بنابراین پیام این هشدار چیست؟
مسئولان ایران نباید اجازه دهند ادبیات طرف مقابل، زمان و نحوه اعلام توانمندیهای راهبردی ایران را تعیین کند.
اگر سخنان ترامپ بهگونهای تفسیر شود که:
«بمب بسازید تا آمریکا مجبور شود با شما کنار بیاید»
باید بلافاصله سؤال دوم مطرح شود:
اگر هدف واقعی، کشاندن ایران به اعلام رسمی باشد، چه کسی از این اعلام بیشترین سود را میبرد؟
و سؤال سوم حتی مهمتر است:
آیا اعلام رسمی، بازدارندگی ایجاد میکند یا ممکن است بهانهای برای مرحله بعدی فشار و حمله فراهم کند؟
پاسخ به این پرسشها باید قبل از هر اعلام رسمی داده شود، نه بعد از آن.
یک اشتباه محاسباتی میتواند بسیار گران تمام شود
ایران اگر روزی بخواهد درباره وضعیت هستهای خود تصمیم راهبردی بگیرد، نباید این تصمیم را صرفاً در واکنش به یک سخنرانی ترامپ اتخاذ کند.
چنین تصمیمی باید بر اساس مجموعهای از عوامل گرفته شود:
- توان واقعی بازدارندگی
- ظرفیت پاسخ متقابل
- امنیت فرماندهی و کنترل
- توانایی حفاظت از زیرساختها
- واکنش اسرائیل و آمریکا
- واکنش روسیه و چین
- واکنش کشورهای عربی
- پیامدهای اقتصادی
- پیامدهای حقوقی و بینالمللی
- و مهمتر از همه، احتمال تبدیل شدن اعلام هستهای به مقدمه یک حمله جدید
گاهی خطرناکترین تله، چیزی نیست که دشمن به شما تحمیل میکند؛ چیزی است که شما را متقاعد میکند خودتان داوطلبانه انجام دهید.
بنابراین توصیه اصلی این هشدار روشن است:
«تهران نباید در زمین طراحیشده توسط دیگران بازی کند.»
اگر قرار است درباره توان هستهای ایران تصمیمی گرفته شود، این تصمیم باید از یک محاسبه جامع امنیت ملی ناشی شود؛ نه از تحریک، تهدید، وعده یا مقایسهای که از واشنگتن مطرح میشود.
در سیاست بازدارندگی، همیشه لازم نیست تمام قدرت خود را فریاد بزنید؛ گاهی دانستن اینکه چه چیزی را، چه زمانی و تا چه اندازه آشکار نکنید، خود بخشی از قدرت است.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0