امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
فرانسه در برابر یک هشدار ژئوپلیتیک
فرانسه در برابر یک هشدار ژئوپلیتیک ؛ ورود به جنگ با ایران و یمن میتواند هزینهای فراتر از میدان نبرد داشته باشد فرانسه در هفتههای اخیر بیش از گذشته در معادلات امنیتی خاورمیانه فعال شده است. پاریس از یکسو بر آزادی کشتیرانی در هرمز تأکید دارد و از سوی دیگر، حضور دریایی خود را در
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

فرانسه در برابر یک هشدار ژئوپلیتیک ؛ ورود به جنگ با ایران و یمن میتواند هزینهای فراتر از میدان نبرد داشته باشد
فرانسه در هفتههای اخیر بیش از گذشته در معادلات امنیتی خاورمیانه فعال شده است. پاریس از یکسو بر آزادی کشتیرانی در هرمز تأکید دارد و از سوی دیگر، حضور دریایی خود را در جنوب یمن، بابالمندب و دریای سرخ حفظ کرده است. وزارت دفاع فرانسه در آخرین گزارش عملیاتی خود از استقرار دو ناوچه FREMM در محدوده جنوب یمن، بابالمندب و دریای سرخ خبر داده است؛ یکی برای ارزیابی مستقل وضعیت و دیگری در چارچوب عملیات اروپایی ASPIDES.
از طرف دیگر، پاریس هنوز رسماً تلاش میکند میان حفاظت از کشتیرانی و ورود مستقیم به جنگ فاصله بگذارد. امانوئل مکرون در مارس ۲۰۲۶ صراحتاً گفته بود فرانسه طرف جنگ نیست و در شرایط آن زمان وارد عملیات بازکردن تنگه هرمز نخواهد شد.
اما اگر این مرز شکسته شود، فرانسه باید یک واقعیت ژئوپلیتیکی را جدی بگیرد:
ایران و یمن لزوماً برای آسیبزدن به خاک فرانسه نیازی به رسیدن به خاک فرانسه ندارند؛ آنها میتوانند هزینه جنگ را در مسیرهای انرژی و تجارت فرانسه ایجاد کنند.

هرمز؛ اهرم ایران
تنگه هرمز برای فرانسه فقط یک آبراه دوردست نیست. خود پاریس آن را یک شریان حیاتی برای اقتصاد جهانی توصیف کرده است.
تجربه ماههای اخیر نیز نشان داده که اختلال در هرمز میتواند بهسرعت از یک بحران منطقهای به بحران جهانی انرژی و کشتیرانی تبدیل شود. گزارش رویترز در ۲۲ سپتامبر نشان میداد عبور کشتیهای تجاری از هرمز بهشدت کاهش یافته است.
بنابراین اگر فرانسه در یک سناریوی فرضی وارد عملیات مستقیم علیه ایران شود، تهران میتواند در محاسبات خود این سؤال را مطرح کند:
آیا فرانسه حاضر است برای یک عملیات نظامی، هزینه اقتصادی ناشی از تشدید بحران هرمز را نیز بپردازد؟
این الزاماً به معنای پیشبینی اقدام مشخص ایران نیست؛ بلکه نشاندهنده اهرم ژئوپلیتیکی موجود است.
بابالمندب؛ جایی که ایران و یمن میتوانند معادله را پیچیدهتر کنند
در طرف دیگر، یمن قرار دارد.
بابالمندب یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی است و مسیر آسیا به اروپا از طریق دریای سرخ و کانال سوئز به آن وابسته است. رویترز این تنگه را یکی از نقاط حیاتی تجارت جهانی توصیف کرده و بر نقش آن در انتقال نفت و کالا میان آسیا و اروپا تأکید کرده است.
این یعنی فرانسه ممکن است با یک معادله بسیار پیچیده مواجه شود:
هرمز در شرق خلیج فارس + بابالمندب در جنوب دریای سرخ
دو گلوگاه متفاوت، اما متصل به یک زنجیره اقتصادی.
اگر یکی مختل شود، مسیرهای جایگزین وجود دارد؛ اما اگر فشار همزمان بر چند گلوگاه افزایش پیدا کند، هزینه بیمه، حملونقل، زمان سفر و انرژی میتواند افزایش یابد.
اتحادیه اروپا نیز همین اکنون اعلام کرده برای مأموریت دریایی ASPIDES به بیش از ۱۰ ناو نیاز است، در حالی که مأموریت فعلی شش ناو دارد.
این خود یک علامت مهم است:
حفاظت از کشتیرانی در برابر تهدیدات دریای سرخ، حتی برای چند کشور اروپایی، مأموریتی پرهزینه و منابعبر است.
مشکل اصلی فرانسه: جنگی که ممکن است «جغرافیای آن» بسیار بزرگتر از میدان نبرد باشد
فرانسه اگر وارد جنگ مستقیم شود، ممکن است تصور کند با یک عملیات نظامی محدود روبهرو است.
اما طرف مقابل میتواند مسئله را به شکل دیگری تعریف کند:
جنگ فرانسه فقط در برابر ایران یا یمن نیست؛ جنگ برای حفاظت از زنجیرهای از منافع فرانسه در هزاران کیلومتر دورتر از پاریس خواهد بود.
از خلیج فارس تا دریای سرخ، از بابالمندب تا دریای مدیترانه.
هر ناو فرانسوی که در منطقه حضور دارد، نیازمند:
- حفاظت،
- پشتیبانی،
- سوخت و لجستیک،
- پوشش اطلاعاتی،
- مهمات دفاعی،
- چرخش نیرو،
- و حفاظت از مسیر بازگشت
است.
در چنین شرایطی، حتی بدون غرقشدن یک ناو فرانسوی، هزینه حضور نظامی میتواند بهصورت تصاعدی افزایش پیدا کند.
جنگ موشک ارزان با پدافند گران
یک مسئله دیگر نیز وجود دارد.
در جنگهای مدرن، همیشه لازم نیست موشک مهاجم هدف را نابود کند تا اثر اقتصادی خود را بگذارد.
اگر یک سامانه دفاعی گرانقیمت برای مقابله با پهپاد یا موشک ارزانقیمت استفاده شود، مهاجم میتواند با تکرار حملات، هزینه دفاع را افزایش دهد.
بنابراین ممکن است مسئله برای فرانسه تبدیل شود به:
«چگونه از یک کشتی با ارزش بالا در برابر تهدیدهایی با هزینه بسیار پایینتر محافظت کنیم؟»
این همان جایی است که جنگ نامتقارن میتواند از میدان نظامی وارد محاسبات اقتصادی شود.
هشدار مهمتر: فرانسه نباید «توان ضربه» را با «توان تحمل جنگ» یکی بداند
فرانسه قطعاً قدرت نظامی قابل توجهی دارد.
اما در یک درگیری منطقهای، سؤال فقط این نیست که:
فرانسه چقدر میتواند ضربه بزند؟
سؤال دوم این است:
فرانسه تا چه مدت میتواند هزینه حفاظت از منافع خود را تحمل کند؟
این دو سؤال کاملاً متفاوتاند.
فرانسه میتواند یک عملیات نظامی بسیار قدرتمند انجام دهد؛ اما اگر همزمان مجبور شود از کشتیهایش در دریای سرخ، منافعش در خلیج فارس، مسیرهای تجاری، تأسیسات و شهروندانش در منطقه حفاظت کند، معادله اقتصادی و سیاسی تغییر میکند.
هشدار ژئوپلیتیک به پاریس
فرانسه باید مراقب باشد که مأموریت «حفاظت از کشتیرانی» به مأموریت «جنگ با ایران و یمن» تبدیل نشود.
زیرا این دو یکسان نیستند.
اولی میتواند یک مأموریت محدود دریایی باشد.
دومی ممکن است فرانسه را وارد زنجیرهای از واکنشها کند که در آن:
ایران → هرمز
یمن → بابالمندب
بازار انرژی → اروپا
کشتیرانی → تجارت فرانسه
و بودجه نظامی → فرانسه
به یکدیگر متصل شوند.
فرانسه خود در اسناد رسمی بر اهمیت آزادی کشتیرانی، انرژی و ثبات اقتصادی تأکید کرده است.
پس هشدار اصلی همینجاست:
ممکن است فرانسه بتواند یک جنگ را آغاز کند، اما کنترل تمام پیامدهای ژئوپلیتیکی آن در اختیار فرانسه نباشد.
ایران میتواند عمق راهبردی خود را در خلیج فارس به کار گیرد؛ یمن میتواند معادله دریای سرخ و بابالمندب را پیچیده کند؛ و بازار انرژی و تجارت جهانی میتواند هزینه این تقابل را به اروپا منتقل کند.
در چنین سناریویی، پاریس با یک جنگ صرفاً نظامی روبهرو نخواهد بود؛ بلکه با جنگی بر سر هزینه، زمان، انرژی، کشتیرانی و فرسایش راهبردی مواجه خواهد شد.
و شاید مهمترین پیام برای فرانسه این باشد:
خاورمیانه جایی نیست که فاصله جغرافیایی آن با پاریس الزاماً به معنای فاصله امنیتی آن با فرانسه باشد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
برچسب ها :فرانسه در برابر یک هشدار ژئوپلیتیک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0