کیست مرا یاری کند… گاهی تاریخ خود را تکرار میکند و انسانها با رفتارهای مشابه، صحنههایی شبیه به گذشته میآفرینند. از همین روست که گفتهاند: تاریخ، آینه عبرت است. جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل تنها یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد در روزهای سخت، ملتها و دولتها چگونه در کنار یکدیگر
از عرشه تا توالت: فرسایش پنهان ناوهای آمریکا زیر سایه مدیریت ترامپ درگیریهای فرسایشی اطراف یمن، استقرارهای طولانی ناوها، و حتی مشکلات بهداشتی و زیرساختی داخل کشتی—تصویر از «چالش موردی» فراتر میرود و به مسئله مدیریت کلان و فرسایش ساختاری میرسد؛ موضوعی که در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ پررنگتر شد. ۱) فشار عملیاتی بیرونی: تهدیدات
آنچه این روزها دیده میشود، نه یک اعتراض خودجوش و نه یک جنبش اجتماعی منسجم، بلکه بازآراییِ شکستخورده یک پروژه آشوب است؛ پروژهای که پس از ناکامی «جوانان رضا پهلوی» در ایجاد موج خیابانی، حالا بهدنبال وصلهکردن قطعات ناهمگون اپوزیسیون رفته است. از «شاهمیآید» تا «هرکه علیه ایران است، با ماست» وقتی موتور خیابان روشن
این همان منطق قدیمی ـ اما بزکشده ـ استعمار است؛ همان نگاهی که خاورمیانه را نه مجموعهای از ملتها، بلکه قطعات شطرنج میبیند. خاورمیانه «وجود ندارد»؟ وقتی دیپلمات آمریکایی نقشه را لو میدهد اظهارنظر نماینده آمریکا در ترکیه که گفته است «خاورمیانه بهعنوان مجموعهای از کشورها وجود ندارد»، نه یک خطای لفظی بود، نه یک
آشوبی که موفق نشد، مقصرش ساخته شد برداشتی که مطرح کردهایم از منظر تحلیل رسانه و جنگ روایتها قابل دفاع است و میشود آن را اینگونه منسجم و دقیق توضیح داد: ۱. جابهجایی مسئولیت در روایت اینترنشنال آنچه اینترنشنال میگوید، بیش از آنکه «افشاگری» باشد، مدیریت شکست است. وقتی پروژه «فشار خیابانی + فشار خارجی»
چگونه ترامپ مسیر آشوب را در قالب توهمِ گذار، به اپوزیسیون و سلطنتطلبها میخوراند: توهمِ گذار؛ چگونه ترامپ آشوب را با روبان انتخابات به اپوزیسیون میفروشد آنچه امروز بهنام «نقشه نجات ایران» میان بخشی از اپوزیسیون و سلطنتطلبها دستبهدست میشود، در واقع یک پروژه پیچیده نیست؛ بلکه برعکس، بیش از حد ساده و خطرناک است.



