امین کائیدی شادگان
جنگلداری اجتماعی یا خصوصیسازی چراغخاموش جنگلها؟
🔴 جنگلداری اجتماعی یا خصوصیسازی چراغخاموش جنگلها؟ جنگلهای ایران را پشت واژههای زیبا به کسی واگذار نکنید! «جنگلداری اجتماعی» و «جنگلداری نوین» در ظاهر عناوینی جذاب و قابل دفاع هستند؛ چه کسی میتواند با مشارکت مردم در حفاظت از جنگل مخالفت کند؟ اما مسئله دقیقاً همینجاست: قرار است مردم در حفاظت از جنگل مشارکت کنند
کرونا :
امین کائیدی شادگان

🔴 جنگلداری اجتماعی یا خصوصیسازی چراغخاموش جنگلها؟
جنگلهای ایران را پشت واژههای زیبا به کسی واگذار نکنید!
«جنگلداری اجتماعی» و «جنگلداری نوین» در ظاهر عناوینی جذاب و قابل دفاع هستند؛ چه کسی میتواند با مشارکت مردم در حفاظت از جنگل مخالفت کند؟
اما مسئله دقیقاً همینجاست:
قرار است مردم در حفاظت از جنگل مشارکت کنند یا عدهای در منافع جنگل شریک شوند؟
این دو، زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند.
اگر منظور از جنگلداری اجتماعی، مشارکت واقعی جوامع محلی در حفاظت، احیا، پایش و مدیریت علمی جنگل باشد، میتوان درباره آن گفتوگو کرد.
اما اگر قرار است تحت عنوان «جنگلداری اجتماعی» حق مدیریت، بهرهبرداری یا منافع اقتصادی جنگلهای عمومی به تعاونیها، سمنها، اشخاص یا مجموعههای خاص واگذار شود، افکار عمومی حق دارد بپرسد:
چه کسی به شما اجازه داده سرمایه نسلهای آینده را واگذار کنید؟

🔴 یک تجربه خارجی؛ هم فرصت، هم هشدار
کشورهایی مانند نپال سالهاست مدل جنگلداری اجتماعی و مدیریت جامعهمحور را تجربه کردهاند.
در نپال، جوامع محلی در قالب گروههای بهرهبردار جنگل، مسئولیت حفاظت و مدیریت بخشهایی از جنگلهای ملی را بر عهده گرفتهاند و این مدل در بسیاری از مناطق به بهبود وضعیت جنگل و تقویت اقتصاد محلی کمک کرده است.
اما نکته بسیار مهم این است:
این تجربه را نمیتوان به معنای «جنگل را بدهید دست هرکس خواست» تفسیر کرد.
در مدل نپال، چارچوب قانونی، برنامه مدیریتی، ساختار گروه بهرهبردار و نظارت دولتی وجود دارد و حتی در واگذاری حقوق مدیریت و استفاده، امکان فروش زمین جنگل یا تبدیل آن به کاربری دیگر به گروهها داده نشده است.
از طرف دیگر، مطالعات مربوط به همان تجربه هشدار دادهاند که در برخی موارد، افراد و گروههای قدرتمند توانستهاند جایگاههای مدیریتی را در اختیار بگیرند و فقرا و گروههای کمقدرت کمتر از منافع بهرهمند شوند.
پس درس نپال برای ایران چیست؟
مشارکت اجتماعی میتواند ابزار حفاظت باشد؛ اما بدون شفافیت و نظارت، همین ابزار میتواند به ابزار تمرکز منافع در دست گروههای قدرتمند تبدیل شود.
🔴 مشکل ما با «مردم» نیست؛ مشکل با «واگذاری بیحساب» است
هیچکس مخالف حضور مردم محلی در حفاظت از جنگل نیست.
اتفاقاً مردم محلی باید اولین و جدیترین حافظان جنگل باشند.
اما مردم نباید تبدیل شوند به پوششی برای اینکه حق عمومی بر منابع طبیعی، آرامآرام به حق اختصاصی گروههای خاص تبدیل شود.
اگر سازمان منابع طبیعی بودجه ندارد، امکانات ندارد، نیروی حفاظتی ندارد و توان نظارت کافی ندارد، سؤال ساده است:
چرا هزینه ضعف مدیریتی را باید جنگل بپردازد؟
چرا به جای تقویت منابع طبیعی، بودجه حفاظت، تجهیزات و نیروی انسانی، مسیر انتقال مسئولیت به دیگران باز شود؟
جنگل قربانی کمبود اعتبار نیست؛ جنگل سرمایه عمومی کشور است.
⚠️ اینجا باید محکم ایستاد
هیچ مقام و مدیری نباید بتواند با یک عنوان کلی مانند «جنگلداری اجتماعی» درباره سرنوشت عرصههای جنگلی تصمیم بگیرد، بدون اینکه مردم بدانند:
- چه مقدار جنگل قرار است مشمول طرح شود؟
- دقیقاً چه حقی واگذار میشود؟
- مدیریت یا بهرهبرداری؟
- مجری چه کسی است؟
- چه تعاونی یا سمنی انتخاب میشود؟
- اعضای این تعاونی چه کسانی هستند؟
- قرارداد چند ساله است؟
- درآمد حاصل از منابع جنگلی به کجا میرود؟
- چه کسی حسابها را بررسی میکند؟
- چه نهادی بر عملکرد مجری نظارت میکند؟
- تخلف چگونه و با چه سرعتی منجر به فسخ قرارداد میشود؟
- و مهمتر از همه: چه تضمینی وجود دارد که این واگذاری امروز، فردا تبدیل به مطالبه مالکیت و منافع دائمی نشود؟
🔴 مطالبه ما روشن است
اول شفافیت؛ بعد واگذاری.
متن کامل طرح، آییننامهها، دستورالعملهای اجرایی، محدودههای موردنظر، مدل قرارداد، معیار انتخاب مجریان و سازوکار نظارت باید برای مردم و متخصصان منتشر شود.
هیچ قرارداد واگذاری جدیدی بدون انتشار عمومی اطلاعات آن نباید امضا شود.
همچنین باید صراحتاً اعلام شود:
جنگلداری اجتماعی به هیچ عنوان نباید به معنای انتقال مالکیت، ایجاد حق دائمی، تغییر کاربری یا خصوصیسازی منافع عمومی جنگلهای کشور باشد.
اگر هدف واقعاً حفاظت است، چرا از شفافیت میترسیم؟
اگر هدف واقعاً مشارکت مردم است، چرا قراردادها و مجریان را شفاف نمیکنیم؟
اگر هدف واقعاً نجات جنگل است، چرا درباره منابع مالی، میزان بهرهبرداری و سهم هر طرف با مردم صریح صحبت نمیکنیم؟
🔥 جنگل ملک شخصی هیچکس نیست
این جنگلها با یک امضا ایجاد نشدهاند که با یک امضا واگذار شوند.
درختی که امروز ایستاده، حاصل یک تصمیم مدیریتی چندساله نیست؛ بخشی از سرمایه طبیعی سرزمینی است که باید به نسل بعد تحویل داده شود.
ما حق نداریم به اسم اصلاح مدیریت، حق آیندگان را معامله کنیم.
مشارکت مردم در حفاظت از جنگل، بله.
تقویت جوامع محلی، بله.
احیای جنگل، بله.
تعاونیهای واقعی و شفاف محلی، بله.
اما:
خصوصیسازی جنگل، واگذاری مبهم منافع عمومی و ایجاد امتیاز برای اشخاص و گروههای خاص؛ خط قرمز است.
🔴 مطالبه نهایی
از سازمان منابع طبیعی و دستگاههای مسئول انتظار میرود پیش از اجرای گسترده هر مدل جدید جنگلداری:
۱. متن کامل طرح را منتشر کنند.
۲. تمام عرصههای مشمول طرح را به تفکیک استان و شهرستان اعلام کنند.
۳. نوع دقیق حقوق قابل واگذاری را شفاف کنند.
۴. قراردادها، مدت آنها و نام مجریان را عمومی کنند.
۵. سازوکار نظارت و برخورد با تخلف را اعلام کنند.
۶. گزارش ارزیابی محیطزیستی و اجتماعی طرح را منتشر کنند.
۷. و صریحاً تضمین کنند که هیچ واگذاریای منجر به انتقال مالکیت یا حق دائمی بر جنگلهای عمومی نخواهد شد.
جنگل جای آزمون و خطای مدیریتی نیست.
اگر دولت توان حفاظت ندارد، باید توانش را افزایش دهد؛ نه اینکه صورتمسئله را با واگذاری پاک کند.
و اگر واقعاً قرار است مردم وارد میدان شوند، آنها را برای حفاظت از جنگل به میدان بیاورید، نه برای اینکه جنگل را به چند قرارداد و چند امتیاز تقسیم کنید.
🔴 جنگلهای ایران فروشی نیستند؛
امانت نسلهای امروز برای حق نسلهای فرداست.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0