پنج شنبه 19 شهریور 1405

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

از «جنگ فرسایشی» به «مذاکره از موضع فشار»

با توجه به اخبار امروز ۱۲ اوت ۲۰۲۶، اگر از سطح «خبر» عبور کنیم و به آرایش قدرت نگاه کنیم، به نظرم خاورمیانه وارد یک مرحله تعیین‌کننده و بسیار سیال شده است. تحلیل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای خاورمیانه از «جنگ فرسایشی» به «مذاکره از موضع فشار» نکته مهم این است که هم‌زمان چند اتفاق در حال

اختصاصی کرونا

کد خبر : 128652
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 مرداد 1405 - 14:51

کرونا :

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

از «جنگ فرسایشی» به «مذاکره از موضع فشار»

با توجه به اخبار امروز ۱۲ اوت ۲۰۲۶، اگر از سطح «خبر» عبور کنیم و به آرایش قدرت نگاه کنیم، به نظرم خاورمیانه وارد یک مرحله تعیین‌کننده و بسیار سیال شده است.

تحلیل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای خاورمیانه

از «جنگ فرسایشی» به «مذاکره از موضع فشار»

نکته مهم این است که هم‌زمان چند اتفاق در حال رخ دادن است: از یک طرف واشنگتن و تهران به‌گفته پاکستان به یک «ترتیب صلح یا توافق» نزدیک شده‌اند، از طرف دیگر حملات علیه کشتیرانی ادامه دارد؛ اسرائیل نیز طرح ۱۵ ماده‌ای ترامپ برای غزه را رد کرده و در دریای سرخ، حملات حوثی‌ها وارد مرحله خطرناک‌تری شده است.

این تناقض ظاهری در واقع کلید فهم وضعیت است:

دیپلماسی در حال پیشروی است، اما جنگ هنوز تمام نشده؛ چون هر طرف می‌خواهد قبل از توافق، بیشترین اهرم فشار را در اختیار داشته باشد.

۱. هرمز؛ دیگر فقط یک تنگه نیست

به نظر من مهم‌ترین تحول ژئوپلیتیک فعلی، تبدیل شدن تنگه هرمز از یک مسیر دریایی به یک «اهرم مذاکره» است.

ایران می‌گوید تا زمانی که آمریکا رفتار خود را اصلاح نکند، هرمز باز نخواهد شد؛ آمریکا در مقابل مدعی کنترل تنگه شده و بر فشار اقتصادی و حتی مطالبه غرامت تأکید کرده است.

از نگاه ژئوپلیتیک، این یعنی:

هرمز = نفت + کشتیرانی + امنیت خلیج فارس + اعتبار نظامی آمریکا + قدرت چانه‌زنی ایران

بنابراین احتمالاً بازگشایی کامل هرمز یکی از آخرین کارت‌هایی خواهد بود که تهران روی میز مذاکره می‌گذارد.

حتی گزارش‌های اخیر درباره توافق ایران و عمان بر سر مسیرهای عبور نشان می‌دهد که بحث از «باز یا بسته بودن هرمز» به سمت مدیریت کنترل‌شده عبور و مرور حرکت کرده است.

۲. چرا آمریکا هم‌زمان از «کنترل هرمز» و «مذاکره» حرف می‌زند؟

این یک تناقض نیست؛ یک تاکتیک مذاکره‌ای است.

واشنگتن می‌خواهد این پیام را منتقل کند:

«من می‌توانم فشار را ادامه دهم، اما اگر تهران امتیاز بدهد، راه خروج سیاسی وجود دارد.»

پاکستان نیز امروز گفته دو طرف به نوعی توافق یا ترتیبات صلح نزدیک شده‌اند.

بنابراین احتمالاً آمریکا در حال دنبال کردن یک مدل است:

فشار نظامی → فشار اقتصادی → میانجیگری → توافق محدود → کاهش تدریجی تنش

نه اینکه الزاماً از ابتدا به دنبال جنگ بی‌پایان بوده باشد.

۳. اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: نتانیاهو

اینجا یکی از مهم‌ترین شکاف‌های موجود در اردوگاه آمریکا ظاهر می‌شود.

ترامپ طرح ۱۵ ماده‌ای برای غزه ارائه کرده، اما نتانیاهو آن را نپذیرفته و همچنان بر خلع سلاح کامل حماس و عدم عقب‌نشینی اسرائیل از غزه تأکید دارد.

این موضوع از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم است.

چون اگر آمریکا بخواهد پرونده ایران را ببندد، اما اسرائیل همچنان در غزه و لبنان به دنبال اهداف نظامی خودش باشد، خاورمیانه وارد مرحله «جنگ‌های پس از جنگ» خواهد شد.

یعنی ممکن است جنگ بزرگ ایران–آمریکا کاهش پیدا کند، اما درگیری‌های کوچک‌تر ادامه پیدا کنند.

۴. یمن؛ احتمالاً خطرناک‌ترین متغیر ماه‌های آینده

در اینجا باید بسیار جدی بود.

امروز حمله حوثی‌ها به یک کشتی در باب‌المندب دست‌کم شش کشته بر جای گذاشته است.

هم‌زمان حملات حوثی‌ها علیه اهداف و کشتیرانی مرتبط با عربستان ادامه داشته و ریاض در حال تقویت همکاری دریایی برای مقابله با این تهدید است.

بنابراین ممکن است شاهد شکل‌گیری یک معادله جدید باشیم:

هرمز ← فشار ایران

باب‌المندب ← فشار حوثی‌ها

و در وسط این دو:

بازار جهانی نفت و کشتیرانی

این همان چیزی است که می‌تواند بحران منطقه‌ای را به بحران جهانی تبدیل کند.

۵. جنگ رسانه‌ای؛ اتفاقی حتی مهم‌تر از جنگ نظامی

یک نکته بسیار مهم در اخبار امروز این است که تقریباً هر طرف، واقعیت را از زاویه خودش روایت می‌کند.

مثلاً:

آمریکا:
«ما کنترل هرمز را در اختیار داریم.»

ایران:
«هرمز تا اصلاح رفتار آمریکا باز نمی‌شود.»

پاکستان:
«دو طرف به توافق نزدیک شده‌اند.»

اسرائیل:
«طرح آمریکا برای غزه کافی نیست.»

حوثی‌ها:
«محاصره اسرائیل و متحدانش ادامه دارد.»

بنابراین رسانه‌ها صرفاً خبر را منتقل نمی‌کنند؛ بخشی از میدان نبرد هستند.

۶. جنگ روایت‌ها دقیقاً چه هدفی دارد؟

در جنگ‌های امروزی، قبل از اینکه موشک شلیک شود، گاهی «روایت» شلیک می‌شود.

برای مثال اگر واشنگتن بگوید:

«ما هرمز را کنترل می‌کنیم»

این فقط اطلاع‌رسانی نیست؛ پیام آن به:

  • بازار نفت
  • بیمه کشتیرانی
  • کشورهای عربی
  • ایران
  • متحدان آمریکا

است.

در طرف مقابل، وقتی ایران می‌گوید:

«بازگشایی هرمز مشروط است»

هدف فقط مخاطب داخلی نیست؛ پیام مستقیم به بازار انرژی و مذاکره‌کنندگان آمریکایی است.

بنابراین باید بین خبر، ادعا و واقعیت میدانی تفکیک قائل شد.

🔮 پیش‌بینی من برای هفته‌های آینده

من چهار سناریو را محتمل‌تر می‌دانم:

سناریو احتمال تقریبی من
توافق موقت ایران و آمریکا و کاهش تدریجی تنش ۴۵٪
ادامه جنگ فرسایشی همراه با مذاکرات پشت‌پرده ۳۰٪
تشدید مجدد جنگ ایران–آمریکا ۱۵٪
گسترش جنگ به یک بحران منطقه‌ای بزرگ‌تر ۱۰٪

این درصدها پیش‌بینی تحلیلی من هستند، نه آمار یا پیش‌بینی رسمی.

🟢 سناریوی اول: توافق موقت — محتمل‌ترین

به نظرم محتمل‌ترین اتفاق در چند هفته آینده، یک توافق کامل و نهایی نیست؛ بلکه یک توافق مرحله‌ای و موقت است.

مثلاً:

ایران: کاهش یا توقف برخی اقدامات نظامی

⬇️

آمریکا: کاهش حملات و برخی فشارهای اقتصادی

⬇️

هرمز: ایجاد مسیرهای امن یا بازگشایی مرحله‌ای

⬇️

مذاکرات اصلی: پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، موشکی و مسائل منطقه‌ای

این مدل از توافق برای هر دو طرف قابل‌فروش‌تر است.

🟡 سناریوی دوم: نه جنگ، نه صلح

به نظرم این سناریو بسیار جدی است.

ممکن است:

جنگ مستقیم ایران و آمریکا کاهش پیدا کند

اما:

  • هرمز کاملاً باز نشود
  • یمن فعال بماند
  • غزه همچنان بحرانی باشد
  • لبنان و عراق در معرض تنش باشند
  • حملات پراکنده ادامه پیدا کند

یعنی منطقه وارد یک «نه جنگ، نه صلح» طولانی‌مدت شود.

این سناریو حتی ممکن است چند ماه ادامه پیدا کند.

🔴 سناریوی سوم: انفجار دوباره جنگ

بزرگ‌ترین خطر، شکست مذاکرات به دلیل یک حادثه است.

مثلاً:

حمله به کشتی → کشته شدن اتباع آمریکایی → حمله آمریکا → پاسخ ایران یا متحدانش → بسته‌تر شدن هرمز → ورود اسرائیل یا کشورهای عربی → چرخه جدید حملات

این همان چیزی است که می‌توان آن را مارپیچ تشدید ناخواسته نامید.

به همین دلیل حملات امروز به کشتی‌ها بسیار مهم‌اند. روی کاغذ شاید یک حادثه دریایی باشند، اما از نظر ژئوپلیتیکی می‌توانند جرقه بحران بزرگ‌تری شوند.

🔵 اما در ماه‌های آینده چه می‌شود؟

اگر مذاکرات به نتیجه برسد، من احتمالاً شاهد چنین ترتیبی هستم:

مرحله اول

کاهش عملیات نظامی

مرحله دوم

بازگشایی محدود مسیرهای دریایی

مرحله سوم

توافق موقت هسته‌ای/اقتصادی

مرحله چهارم

بحث درباره تحریم‌ها و دارایی‌های ایران

مرحله پنجم

مذاکره بسیار دشوار درباره نفوذ منطقه‌ای ایران

و این مرحله پنجم احتمالاً سخت‌ترین قسمت خواهد بود.

چون آمریکا می‌خواهد مسئله ایران را صرفاً به هسته‌ای محدود نکند و موضوعات منطقه‌ای را نیز وارد معامله کند.

🇮🇷 مهم‌ترین مسئله برای ایران چیست؟

به نظرم تهران اکنون با یک انتخاب استراتژیک مواجه است:

گزینه اول:

استفاده حداکثری از هرمز به‌عنوان اهرم فشار

مزیت: افزایش قدرت چانه‌زنی

خطر: ایجاد ائتلاف بین‌المللی گسترده‌تر علیه ایران

گزینه دوم:

بازگشایی تدریجی هرمز در برابر امتیاز

مزیت: تبدیل قدرت نظامی به دستاورد اقتصادی و سیاسی

خطر: از دست دادن بخشی از اهرم فشار قبل از دریافت تضمین کافی

بنابراین به نظر من تهران احتمالاً هرمز را یک‌باره باز نمی‌کند.

احتمال بیشتری دارد که از مدل:

«بازگشایی مرحله‌ای در برابر امتیاز مرحله‌ای»

استفاده کند.

🇺🇸 و آمریکا چه می‌خواهد؟

هدف واشنگتن احتمالاً فقط باز کردن هرمز نیست.

آمریکا می‌خواهد از شرایط فعلی برای ایجاد یک چارچوب جدید امنیتی در خلیج فارس استفاده کند.

یعنی:

ایران ضعیف‌تر از قبل → کشورهای عربی مطمئن‌تر → حضور نظامی آمریکا مشروع‌تر → کنترل بهتر مسیرهای انرژی

اما اگر واشنگتن بیش از حد فشار وارد کند، نتیجه می‌تواند معکوس شود:

ایران + روسیه + چین + بازیگران منطقه‌ای

و این برای آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود.

🇮🇱 اسرائیل؛ عامل غیرقابل پیش‌بینی

به نظر من اسرائیل می‌تواند مهم‌ترین متغیر خارج از کنترل واشنگتن باشد.

رد طرح ترامپ درباره غزه نشان می‌دهد که تل‌آویو الزاماً حاضر نیست تمام محاسبات خود را با استراتژی واشنگتن هماهنگ کند.

بنابراین ممکن است:

آمریکا به سمت توافق با ایران حرکت کند

ولی

اسرائیل برای حفظ دستاوردهای جنگی خود در غزه یا لبنان فشار بیاورد.

این شکاف را باید در هفته‌های آینده بسیار جدی دنبال کرد.

🎯 جمع‌بندی ژئوپلیتیکی

به نظر من اتفاق اصلی که در حال شکل‌گیری است، پایان ساده جنگ نیست؛ بلکه بازطراحی نظم امنیتی خاورمیانه است.

سه بازیگر بزرگ در حال آزمودن یکدیگرند:

آمریکا

می‌خواهد قدرت بازدارندگی و کنترل مسیرهای انرژی را حفظ کند.

ایران

می‌خواهد ثابت کند بدون در نظر گرفتن تهران، امنیت خلیج فارس قابل مدیریت نیست.

اسرائیل

می‌خواهد نتیجه نظامی جنگ به دستاورد سیاسی بلندمدت تبدیل شود.

و در کنار آنها:

عربستان، قطر، عمان، پاکستان، ترکیه و یمن

در حال تبدیل شدن به بازیگران تعیین‌کننده مرحله بعد هستند.

🔥 پیش‌بینی نهایی من

اگر بخواهم حتی صریح‌تر پیش‌بینی کنم:

در ۲ تا ۴ هفته آینده احتمال «توافق محدود» از احتمال «جنگ تمام‌عیار جدید» بیشتر است.

اما این توافق احتمالاً پایان بحران نخواهد بود.

بلکه ممکن است آغاز مرحله دوم باشد:

«جنگ متوقف می‌شود، اما معامله بر سر نظم جدید خاورمیانه آغاز می‌شود.»

و در آن معامله، چهار کارت بیشترین ارزش را خواهند داشت:

هرمز — نفت — تحریم‌ها — شبکه متحدان منطقه‌ای ایران

و کارت پنجم که ممکن است تمام معادله را به‌هم بزند:

غزه و تصمیم نتانیاهو.

رد طرح ترامپ از سوی نتانیاهو دقیقاً به همین دلیل اهمیت دارد.

 

نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.