امین کائیدی شادگان
گچسارانکار؛ آخرین امید جوانان یا آغاز یک ناامیدی تازه؟
گچسارانکار؛ آخرین امید جوانان یا آغاز یک ناامیدی تازه؟ برای جوانی که سالها پشت درِ استخدام، آزمون، شرکتهای پیمانکاری و وعدههای اشتغال ایستاده، راهاندازی یک سامانه اشتغال فقط یک اتفاق اداری و اینترنتی نیست؛ میتواند یک روزنه امید باشد. «گچسارانکار» اگر قرار است مسیر شفاف و عادلانهای برای شناسایی جوانان جویای کار و اتصال آنها
کرونا :
امین کائیدی شادگان

گچسارانکار؛ آخرین امید جوانان یا آغاز یک ناامیدی تازه؟
برای جوانی که سالها پشت درِ استخدام، آزمون، شرکتهای پیمانکاری و وعدههای اشتغال ایستاده، راهاندازی یک سامانه اشتغال فقط یک اتفاق اداری و اینترنتی نیست؛ میتواند یک روزنه امید باشد.
«گچسارانکار» اگر قرار است مسیر شفاف و عادلانهای برای شناسایی جوانان جویای کار و اتصال آنها به فرصتهای شغلی ایجاد کند، باید فراتر از یک سامانه ثبت اطلاعات عمل کند.
زیرا پشت هر نامی که در این سامانه ثبت میشود، ممکن است یک جوان بیکار، یک خانواده نگران و سالهایی از انتظار برای پیدا کردن شغل قرار داشته باشد.
مسئله از همینجا آغاز میشود

اگر به جوان گفته شود:
«ثبتنام کن؛ اطلاعات و توانمندیات ثبت میشود و فرصتهای اشتغال از این مسیر به نیروهای بومی خواهد رسید»
طبیعی است که او امیدوار شود.
اما اگر ماهها و سالها بگذرد و نتیجه این ثبتنام چیزی جز یک شماره، یک پرونده و یک رزومه در یک بانک اطلاعاتی نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
آن زمان مسئله فقط بیکاری نیست؛ مسئله تبدیل شدن امید به ناامیدی است.
خطر بزرگتر از بیکاری
بیکاری یک مشکل اقتصادی است؛ اما ناامیدی از پیدا کردن شغل میتواند به یک آسیب اجتماعی تبدیل شود.
جوانی که تحصیل کرده، مهارت آموخته، رزومه ساخته و در سامانه ثبتنام کرده اما همچنان کاری پیدا نمیکند، به تدریج این سؤال را از خود میپرسد:
«پس دقیقاً برای چه چیزی ثبتنام کردم؟»
و اگر پاسخ روشنی دریافت نکند، سؤال بعدی سختتر خواهد بود:
«آیا اصلاً قرار است برای امثال من شغلی ایجاد شود؟»
اینجاست که یک سامانه اشتغال، ناخواسته میتواند از نماد امید به نماد بیاعتمادی تبدیل شود.
البته مسئولان نباید صرفاً به دلیل راهاندازی سامانه مورد انتقاد قرار گیرند؛ اتفاقاً راهاندازی چنین سازوکاری میتواند اقدام مثبتی باشد. اما هر اقدام مثبتی زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که خروجی قابل اندازهگیری داشته باشد.
مطالبه جوانان گچساران چیست؟
جوان گچسارانی از مسئولان نمیخواهد فقط بگویند:
«ثبتنام کنید.»
او میخواهد بداند:
- چند نفر تاکنون ثبتنام کردهاند؟
- چند فرصت شغلی واقعی در انتظار نیرو است؟
- این فرصتها مربوط به چه پروژهها و شرکتهایی است؟
- سهم نیروهای بومی دقیقاً چقدر است؟
- تاکنون چند نفر از طریق این سامانه به کار معرفی شدهاند؟
- چند نفر واقعاً استخدام شدهاند؟
- چه تعداد از استخدامشدگان، نیروهای ثبتنامشده در سامانه بودهاند؟
- ملاک انتخاب افراد چیست؟
- آیا فرآیند انتخاب و جذب قابل نظارت و شفاف خواهد بود؟
- و مهمتر از همه، اگر وعده اشتغال محقق نشد، چه نهادی باید به جوانان پاسخگو باشد؟
یک هشدار برای آینده
گچساران سالهاست با مسئله اشتغال و انتظار جوانان برای ورود به بازار کار مواجه است.
بنابراین اگر امروز به جوانی گفته میشود که «فرصتهای اشتغال آینده از این مسیر دنبال میشود»، این سخن یک مسئولیت اجتماعی ایجاد میکند.
نباید اجازه داد سامانهای که میتواند به ابزار عدالت در اشتغال تبدیل شود، در آینده به بانک اطلاعات جوانان بیکار تبدیل شود.
نباید روزی برسد که هزاران جوان در این سامانه پرونده داشته باشند، اما وقتی آمار اشتغال واقعی را مطالبه میکنند، فقط با عدد ثبتنامکنندگان مواجه شوند.
سؤال امروز، برای جلوگیری از ناامیدی فرداست
مسئولان گچساران بهتر است همین امروز شاخصهای موفقیت «گچسارانکار» را اعلام کنند.
نه فقط تعداد ثبتنامها؛ بلکه:
تعداد فرصتهای شغلی واقعی، تعداد معرفیشدگان، تعداد استخدامشدگان، میزان اشتغال بومی و میزان ماندگاری افراد در شغل.
چرا که:
ثبتنام، اشتغال نیست.
معرفی به کار، اشتغال نیست.
وعده ایجاد شغل هم اشتغال نیست.
اشتغال زمانی اتفاق افتاده که یک جوان، واقعاً سر کار رفته و درآمد پایدار پیدا کرده باشد.
مطالبه نهایی
اگر «گچسارانکار» قرار است پل رسیدن جوانان گچساران به کار باشد، باید از همین ابتدا شفاف، قابل ارزیابی و پاسخگو باشد.
و اگر قرار است فرصتهای اقتصادی آینده شهرستان به ایجاد هزاران فرصت شغلی منجر شود، باید مشخص باشد:
چه پروژهای، چه زمانی، با چه میزان سرمایهگذاری و دقیقاً برای چند نفر شغل ایجاد خواهد کرد؟
جوان گچسارانی دیگر فقط وعده نمیخواهد؛
او عدد، زمان، سازوکار و نتیجه میخواهد.
زیرا خطرناکترین اتفاق برای یک جامعه، فقط بیکاری جوانان نیست؛
این است که جوانان ابتدا به آینده امیدوار شوند و بعد، پس از چند سال انتظار، به این نتیجه برسند که امیدشان اشتباه بوده است.
اگر امروز برای این امید پاسخ روشن و قابل سنجش ساخته نشود، ممکن است فردا هزینه آن را نه فقط اقتصاد، بلکه اعتماد و آینده اجتماعی جوانان گچساران بپردازد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0