عقل_خاکستری
هشدار به مدیران؛ زمانِ گزارشدادن تمام شد، وقتِ حسابکشی رسید!
زمان بسیار کوتاه است؛ نه برای زندگی، بلکه برای مدیرانی که این روزها ضعف نشان میدهند. انتصابها، تودیعها و معارفهها در راهاند؛ روزهایی که بعضی صندلیها صاحب تازه پیدا میکنند و بعضی مدیران باید با میز و عنوانی که روزی برایشان قدرت بود، خداحافظی کنند. روز خبرنگار هم گذشت؛ فرصتی که مدیران میتوانستند در برابر
کرونا :
عقل_خاکستری

زمان بسیار کوتاه است؛ نه برای زندگی، بلکه برای مدیرانی که این روزها ضعف نشان میدهند.
انتصابها، تودیعها و معارفهها در راهاند؛ روزهایی که بعضی صندلیها صاحب تازه پیدا میکنند و بعضی مدیران باید با میز و عنوانی که روزی برایشان قدرت بود، خداحافظی کنند.
روز خبرنگار هم گذشت؛ فرصتی که مدیران میتوانستند در برابر چشم، زبان و قلم رسانهها بگویند چه کردهاند، چه نکردهاند و برای فردا چه در آستین دارند.
اما داستان اینجا تمام نمیشود.
امروز شرایط کشور با روزهای عادی قابل مقایسه نیست. فشارهای ناشی از شرایط جنگی، تورم افسارگسیخته، افزایش هزینههای زندگی و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، فشار سنگینی را بر دوش مردم گذاشته است.
در چنین شرایطی، مدیریت دیگر فقط نشستن پشت میز، امضای نامه، برگزاری جلسه و انتشار چند تصویر از جلسات نیست.
مردم وقتی برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود با مشکل مواجهاند، از مدیر انتظار دارند مدیریت را در میدان ببینند، نه در قاب عکس.
در روزهای بحران، ضعف مدیریتی هزینه بیشتری دارد؛ چون اشتباه یک مدیر فقط یک اشتباه اداری نیست، بلکه میتواند مستقیماً بر زندگی مردم اثر بگذارد.
و اینجاست که دوباره باید از «کلید» گفت.

بعضی مدیران مدتهاست کلید خود را چرخاندهاند؛ کلیدی که قرار بود قفل مشکلات مردم را باز کند، اما شاید بیشتر درهای اتاق مدیریت را باز و بسته کرده باشد.
بعضی دیگر آنقدر از فرصتهای خود استفاده کردهاند که دیگر کلیدی برای چرخاندن باقی نمانده است.
و برخی هنوز تصور میکنند کلید در جیب آنهاست؛ غافل از اینکه در مدیریت، هیچ کلیدی برای همیشه در اختیار یک نفر نمیماند.
امروز مردم بیش از همیشه نتیجه میخواهند؛ نه وعده، نه توجیه و نه گزارشهای رنگارنگ.
معیار ماندن یا رفتن مدیران نباید روابط، تعریف و تمجید، عکسهای یادگاری و مناسبتها باشد.
کارنامه باید سخن بگوید.
باید پرسید در روزهایی که مردم زیر فشارند، کدام مدیر توانست باری از دوش مردم بردارد؟
کدام مدیر بحران را پیش از تبدیل شدن به فاجعه دید؟
کدام مدیر برای حل مشکل، از اتاقش بیرون آمد؟
و کدام مدیر هنوز منتظر است بحران تمام شود تا گزارش عملکردش را منتشر کند؟
اکنون فصل جابهجاییها نزدیک است.
شاید بد نباشد بعضی مدیران پیش از آنکه حکم جدیدی برایشان صادر شود، یکبار کارنامه خودشان را ورق بزنند؛ ببینند چند قفل را باز کردهاند و چند قفل تازه ساختهاند.
چون در نهایت، کلید فقط یک استعاره نیست؛ کلید یعنی اختیار.
و اختیار همیشگی نیست.
گاهی کلید در دست مدیر است؛
گاهی کلید را از او میگیرند؛
و گاهی مهمتر از همه، دری وجود دارد که دیگر با آن کلید باز نمیشود.
این روزها، زمانِ تعارف نیست.
مردم زیر فشارند و کشور در شرایط عادی نیست؛ بنابراین مدیریت هم نمیتواند با معیار روزهای عادی سنجیده شود.
وقت آن رسیده است که کلیدها را دوباره بررسی کنند؛
ببینند چه کسی هنوز توان باز کردن قفلها را دارد و چه کسی فقط کلید را در جیبش نگه داشته است.
نویسنده:عقل_خاکستری
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0