اینا همش فیلمن خود فرمانداری میری جواب نمیگیری ای چیزا عادیه دیگه دلسوز ملت تو بدنه دولت نمیبینی همش فساد و رانت
امین کائیدی شادگان
یک فرماندار و اتاقهایی خالی
تحلیلی جامع، صادقانه و چندبُعدی درباره ماجرای بازدید سرزده فرماندار گچساران از ادارات : ۱. صورتمسئله: کلیپی که افشاگری نبود، آینهای بود فرماندار گچساران در اقدامی بیخبر و سرزده وارد ادارات شد و با کارکنانی مواجه شد که بسیاری در محل کار خود حاضر نبودند یا در وضعیت آمادهبهکار نبودند. انتشار این ویدئو در فضای
کرونا :
امین کائیدی شادگان

تحلیلی جامع، صادقانه و چندبُعدی درباره ماجرای بازدید سرزده فرماندار گچساران از ادارات :
۱. صورتمسئله: کلیپی که افشاگری نبود، آینهای بود
فرماندار گچساران در اقدامی بیخبر و سرزده وارد ادارات شد و با کارکنانی مواجه شد که بسیاری در محل کار خود حاضر نبودند یا در وضعیت آمادهبهکار نبودند. انتشار این ویدئو در فضای مجازی بازتابی میلیونی یافت؛ اما نکته مهم اینجاست: این اتفاق نه استثنا، بلکه نمایی از یک واقعیت فراگیر در ساختار اداری کشور بود.
این کلیپ نه از فساد جدیدی پرده برداشت و نه خیانتی بزرگ را افشا کرد؛ تنها نشان داد که در بسیاری از ادارات کشور، نظم، انضباط و پاسخگویی اداری هنوز مسائلی حلنشدهاند.
۲. پشتپرده فرهنگی: ادارهای که «اداره» نمیشود
مشکل فقط حضور فیزیکی یا غیبت کارمند نیست؛ مسئله عمیقتر از آن است. در برخی از نهادهای دولتی، فرهنگی نهادینه شده به نام «اداره بیاداره»:
- کسی بابت ناتمام گذاشتن کار مردم بازخواست نمیشود.
- کسی برای اتلاف وقت اربابرجوع عذرخواهی نمیکند.
- بهرهوری پایین نه تنها توبیخ ندارد، بلکه گاه پاداش هم دارد.
این فرهنگ، نتیجه سالها بیانگیزگی، بینظارتی و نبود شفافیت در نظام اداری است. وقتی سیستم نتواند کارمندان متعهد را ارتقا دهد و کارکنان ناکارآمد را اصلاح یا حذف کند، طبیعیست که فضا به نفع «بیتفاوتی» و «باری به هر جهت» تغییر میکند.
۳. ریشه نهادی: استخدام بدون حسابکشی؛ سهمیه، رابطه یا شانس؟
یکی از دلایل ساختار فشل اداری، نحوه ورود افراد به بدنه دولت است:
- برخی با سهمیههای خاص (ایثارگران، خانواده شهدا، مناطق محروم) وارد میشوند، بدون ارزیابی دقیق توانمندی.
- عدهای با رابطههای سیاسی، قومی یا حزبی پشت درهای بسته استخدام شدهاند.
- گروهی دیگر تنها با شانس یا مدارک جعلی یا بیارتباط به کار تخصصی جذب شدهاند.
زمانی که استخدام بر اساس شایستگی نباشد، باقی ساختار نیز به تباهی کشیده میشود. کارمندی که جایگاهش را مدیون مهارت خود نیست، نه احساس مسئولیت دارد و نه دغدغهای برای بهرهوری.
۴. نقش فرماندار: نمایش یا نیت تحولخواهانه؟
در مورد فرماندار گچساران، باید دید ماجرا به یک شو رسانهای ختم میشود یا آغاز یک فرآیند اصلاح واقعی است:
اگر نمایش باشد:
- فقط چند اخطار میدهد، چند نفر را توبیخ میکند و چند روز بعد همهچیز به روال قبلی برمیگردد.
- خود فرماندار هم از تیغ همین سیستم بیمسئولیتپذیر در امان نخواهد بود.
اگر نیت اصلاح باشد:
- اقدامات مستمر، عادلانه و در چارچوب قانون انجام خواهد شد.
- با مدیران ناکارآمد برخورد خواهد شد، نه فقط کارمندان ساده.
- مکانیسم نظارت داخلی و مردمی فعال خواهد شد (مثلاً سامانه گزارش مردمی یا ارزیابی ماهانه اربابرجوع).
تا کنون، بیانیهها و واکنشهای فرماندار نشانههایی از نیت جدی او را نمایان کردهاند، اما برای قضاوت نهایی باید دید آیا تداوم دارد؟ آیا به بدنه مدیریتی هم نفوذ میکند؟
۵. تأثیر رسانه و افکار عمومی: رسوایی یا فرصت اصلاح؟
بازدید سرزده گچساران به یک پدیده تبدیل شد، چون:
- مردم سالهاست با این ناکارآمدیها مواجهاند اما امکان مستندسازی یا فریاد زدنش را نداشتهاند.
- رسانهها، شبکههای اجتماعی و مخصوصاً پلتفرمهای بومی در حال بدل شدن به آینههایی بیرحم هستند.
اگر نهاد حاکمیت هوشمند باشد، از این رسواییها برای اصلاح ساختار بهره میگیرد. اگر بیتفاوت باشد، اعتماد عمومی هر روز بیشتر فرومیپاشد.
جمعبندی:
بازدید سرزده فرماندار گچساران، تنها یک ماجرا نبود، بلکه آینهای تمامنما از یک بحران عمیق و مزمن در بدنه دولت ایران بود. اگر برخورد با این ماجرا سطحی، نمایشی و موقتی باشد، حتی تاثیر منفیتری خواهد داشت؛ اما اگر بهانهای برای یک تحول عمیق و واقعی در شیوه نظارت، استخدام، و پاسخگویی ادارات شود، شاید نقطهای برای امید باشد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
برچسب ها :#شهر_من_گچساران ، امین کائیدی شادگان ، یک فرماندار و اتاقهایی خالی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1