امین کائیدی شادگان
وقتی توپخانه خاموش میشود، رسانه شلیک میکند؛ از برلین ۱۹۴۵ تا تهران امروز
در این یادداشت با لحن ژورنالیستی ـ تحلیلی و قابل انتشار ، طوری که هم جنگ روایت علیه آلمان نازی و هم پروژه بازتولید همان الگو علیه ایران اسلامی را افشا کنیم. وقتی توپخانه خاموش میشود، رسانه شلیک میکند؛ از برلین ۱۹۴۵ تا تهران امروز جنگ همیشه با انفجار شروع نمیشود؛ گاهی با تیتر آغاز
کرونا :
امین کائیدی شادگان

در این یادداشت با لحن ژورنالیستی ـ تحلیلی و قابل انتشار ، طوری که هم جنگ روایت علیه آلمان نازی و هم پروژه بازتولید همان الگو علیه ایران اسلامی را افشا کنیم.
وقتی توپخانه خاموش میشود، رسانه شلیک میکند؛ از برلین ۱۹۴۵ تا تهران امروز
جنگ همیشه با انفجار شروع نمیشود؛ گاهی با تیتر آغاز میشود. گاهی با تصویر یک کودک، یک ویدئوی تقطیعشده، یک روایت ناقص. آنچه امروز علیه ایران اسلامی جریان دارد، تازه نیست. تاریخ آن به سال ۱۹۴۵ و سقوط برلین برمیگردد؛ جایی که آمریکا فهمید پیروزی واقعی نه در میدان نبرد، بلکه در تسخیر ذهنهاست.
پروژه آلمان: شکست نظامی کافی نبود
پس از سقوط آلمان نازی، متفقین به یک نتیجه استراتژیک رسیدند:
اگر روایت را نبری، جنگ را نبردهای.
برای همین عملیات «بازسازی ذهنی آلمان» آغاز شد:
- محاکمات نورنبرگ به صحنه تثبیت روایت برنده تبدیل شد
- رسانهها فقط یک تصویر ساختند: نازی = شر مطلق
- بمباران درسدن، هیروشیما، اردوگاههای آمریکایی اسرا عمداً حذف شد
- کتابهای درسی بازنویسی شد
- سینما به ابزار جنگ نرم تبدیل شد
هدف فقط محاکمه نبود؛ تولید حافظه تاریخی مطابق منافع غرب بود.
آلمان باید نه فقط شکستخورده، بلکه از نظر اخلاقی خلعسلاح میشد.
ایران؛ جنگ روایت بدون شکست نظامی
تفاوت بزرگ اینجاست:
آلمان ۱۹۴۵ اشغال شد.
ایران امروز ایستاده است.
و همین موضوع، جنگ روایت علیه ایران را خطرناکتر کرده است.
وقتی دشمن نمیتواند ایران را نظامی زمین بزند، تلاش میکند:
- مشروعیت سیاسی را بزند
- انسجام اجتماعی را بشکند
- تصویر جهانی را سیاه کند
- هزینه تعامل با ایران را بالا ببرد
امروز علیه ایران نه بمب، بلکه «بمباران تصویری» استفاده میشود:
- بزرگنمایی گزینشی بحرانها
- سانسور دستاوردها
- تولید روایتهای احساسی هدفمند
- عملیات روانی با چهرههای شبهمستقل
- شبکهسازی رسانهای علیه هویت ملی
از نازیسازی آلمان تا نازیسازی ایران
غرب یک الگوی ثابت دارد:
دشمن باید «غیرانسانی» شود تا فشار علیه او مشروع جلوه کند.
دیروز: نازی = تهدید تمدن
امروز: ایران = تهدید جهان
این مقایسه عمداً ساخته میشود تا:
- تحریمها اخلاقی جلوه کند
- فشار اقتصادی توجیه شود
- حمله احتمالی مشروعسازی شود
- افکار عمومی غرب همراه گردد
اما این قیاس یک دروغ راهبردی است.
نازیسم پروژه نسلکشی بود.
ایران بازیگر مستقل منطقهای است.
تبدیل این دو به یک تصویر واحد، نه تحلیل سیاسی، بلکه مهندسی افکار عمومی است.
نقش اسرائیل؛ فرار به جلو با روایتسازی
اینجا اسرائیل وارد بازی میشود.
وقتی فشار افکار عمومی درباره غزه، جنایات جنگی، بحران مشروعیت داخلی بالا میرود، بهترین راه:
انتقال بحران به بیرون.
ایران تبدیل میشود به:
- دشمن اصلی
- تهدید وجودی
- محور شر
- عامل بیثباتی منطقه
این همان تاکتیک کلاسیک «دشمنسازی برای بقا» است.
درست مثل آمریکا در عراق با دروغ سلاح کشتار جمعی.
روایت اول ساخته میشود؛ حقیقت اگر هم بیاید، دیر میرسد.
جنگ روایت امروز؛ خطرناکتر از جنگ نظامی
در عصر شبکههای اجتماعی، جنگ روایت سریعتر از موشک حرکت میکند.
یک تصویر میتواند:
- بازار را بلرزاند
- افکار عمومی را تغییر دهد
- سیاست خارجی کشورها را تحت فشار بگذارد
این جنگ، مرز ندارد، سرباز ندارد، اما قربانی دارد.
قربانی اول: حقیقت
قربانی دوم: ملتها
جمعبندی: تاریخ تکرار نمیشود، الگو تکرار میشود
غرب دوباره همان الگوی ۱۹۴۵ را فعال کرده:
دیروز برلین
امروز تهران
اما تفاوت تاریخی اینجاست:
امروز انحصار روایت شکسته شده است.
دیگر رسانه فقط در دست پیروز نیست.
و همین مسئله، جنگ روایت علیه ایران را به نبردی فرسایشی و بیپایان تبدیل کرده است.
نبردی که اگر درست فهم نشود، حتی بدون شلیک یک گلوله میتواند سرنوشت ملتها را تغییر دهد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0