امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
گچساران؛ شهر پروژهها یا شهر وعدهها؟
گچساران؛ شهر پروژهها یا شهر وعدهها؟ ۳۹۲۸ میلیارد تومان اعلام شد؛ اما سهم واقعی مردم از این عدد چیست؟ گچساران این روزها شاهد افتتاح و کلنگزنی مجموعهای از پروژههای عمرانی و اقتصادی در هفته دولت است؛ رقمی که در روایتهای رسمی حدود ۳ هزار و ۹۲۸ میلیارد تومان اعلام شده است. عدد بزرگی است؛ عددی
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

گچساران؛ شهر پروژهها یا شهر وعدهها؟
۳۹۲۸ میلیارد تومان اعلام شد؛ اما سهم واقعی مردم از این عدد چیست؟
گچساران این روزها شاهد افتتاح و کلنگزنی مجموعهای از پروژههای عمرانی و اقتصادی در هفته دولت است؛ رقمی که در روایتهای رسمی حدود ۳ هزار و ۹۲۸ میلیارد تومان اعلام شده است.
عدد بزرگی است؛ عددی که در نگاه نخست میتواند نشانه تحرک عمرانی و توسعهای شهرستان تلقی شود.
اما اگر از قاب روبانهای قرمز، کلنگهای تزئینشده و عکسهای یادگاری فاصله بگیریم و به عددها دقیقتر نگاه کنیم، یک سؤال مهمتر از اصل افتتاح پروژهها شکل میگیرد:
چه مقدار از این ۳۹۲۸ میلیارد تومان واقعاً وارد چرخه اقتصاد گچساران شده و چه مقدار آن هنوز فقط یک «وعده سرمایهگذاری» است؟
این پرسش نه مخالفت با پروژههاست و نه انکار خدمات انجامشده؛ بلکه دقیقاً همان پرسشی است که یک رسانه مطالبهگر باید مطرح کند.
۳۴۴۰ میلیارد تومان هنوز «کلنگ» است
بر اساس ارقام اعلامشده، در هفته دولت ۱۲ پروژه با اعتباری بالغ بر ۳ هزار و ۳۴۰ میلیارد تومان کلنگزنی شده و حدود ۵۸۸ میلیارد تومان پروژه نیز به بهرهبرداری رسیده است.
یعنی تقریباً ۸۵ درصد رقم اعلامشده هنوز در مرحله کلنگزنی قرار دارد.
اینجا باید یک تفاوت اساسی را روشن کرد:
اعتبار پروژه با پول هزینهشده یکی نیست.
وقتی گفته میشود پروژهای «با اعتبار ۲۰۰ میلیارد تومان» کلنگزنی شد، این عدد لزوماً به معنای آن نیست که ۲۰۰ میلیارد تومان پول در حساب پروژه وجود دارد یا تمام آن تأمین شده است.
ممکن است بخشی از اعتبار تخصیص یافته باشد، ممکن است قرارداد منعقد شده باشد، ممکن است هنوز تخصیص کامل صورت نگرفته باشد و حتی ممکن است رقم اعلامشده صرفاً برآورد اولیه هزینه اجرای پروژه باشد.
بنابراین مطالبه روشن است:
مسئولان دقیقاً اعلام کنند از ۳۳۴۰ میلیارد تومان پروژههای کلنگزنیشده، چه میزان اعتبار تخصیصیافته و چه میزان صرفاً برآورد مالی است؟
این یک سؤال تخصصی و کاملاً قانونی است.
از «کلنگ» تا «بهرهبرداری» یک فاصله بزرگ وجود دارد
در سالهای گذشته بارها در کشور شاهد پروژههایی بودهایم که مراسم کلنگزنی آنها با شکوه برگزار شده، اما سالها بعد همچنان در انتظار اعتبار، پیمانکار یا تکمیل عملیات باقی ماندهاند.
بنابراین امروز نباید موفقیت یک پروژه را با تعداد عکسهای مراسم کلنگزنی سنجید.
معیار واقعی باید این باشد:
چه زمانی پروژه تمام میشود؟
و مهمتر:
چه زمانی مردم میتوانند از آن استفاده کنند؟
اگر امروز برای جادهای کلنگ زده میشود و مسئولان وعده پایان آن را برای آذرماه میدهند، رسانه باید در آذرماه برگردد و همان پروژه را بررسی کند.
نه برای تخریب مسئول، بلکه برای اندازهگیری فاصله میان وعده و عمل.
یک سؤال مهم درباره سیاست توسعه در گچساران
مسئله دیگری که در این فهرست پروژهها دیده میشود، غلبه پروژههای عمرانی بر پروژههای مولد اقتصادی است.
جاده، بلوار، پل، آسفالت، معبر و نقاط حادثهخیز همگی برای توسعه ضروریاند.
اما یک شهرستان زمانی توسعهیافته محسوب میشود که زیرساخت، تولید اقتصادی ایجاد کند.
یعنی:
راه → تولیدکننده را به بازار برساند.
آب → تولید ایجاد کند.
زیرساخت → سرمایهگذار جذب کند.
صنعت → زنجیره ارزش ایجاد کند.
سرمایهگذاری → شغل پایدار ایجاد کند.
و در نهایت:
پروژه → درآمد و رفاه مردم را افزایش دهد.
اگر این زنجیره شکل نگیرد، ممکن است شهر زیباتر شود، جادهها بهتر شوند و پلهای بیشتری ساخته شوند؛ اما مشکل اصلی اقتصاد شهرستان همچنان پابرجا بماند.
گچساران نفت دارد؛ اما توسعه فقط آسفالت نیست
اینجا باید به یک واقعیت مهم درباره گچساران توجه کرد.
گچساران شهرستانی معمولی از نظر منابع طبیعی و انرژی نیست.
نام گچساران با نفت و گاز گره خورده است.
بنابراین انتظار از این شهرستان نیز نمیتواند صرفاً احداث چند بلوار و آسفالت چند جاده باشد.
سؤال بزرگتر این است:
چرا منابع عظیم نفت و گاز هنوز نتوانستهاند یک زنجیره قدرتمند تولید، سرمایهگذاری و اشتغال پایدار در اطراف خود ایجاد کنند؟
چرا جوان گچسارانی باید همچنان مسئله اصلی خود را اشتغال بداند؟
چرا سهم مردم منطقه از اقتصاد نفت و گاز بیشتر در قالب پروژههای عمرانی دیده میشود تا تولید، مهارت، شرکتهای دانشبنیان، صنایع پاییندستی و اشتغال پایدار؟
این پرسشها بسیار مهمتر از تعداد روبانهایی است که در یک روز بریده میشوند.
پاکوه؛ یک پروژه کوچک اما یک درس بزرگ
آسفالت سه کیلومتر جاده عشایری پاکوه با اعتبار ۱۴ میلیارد تومان شاید در مقایسه با پروژههای چندصد میلیاردی عدد بزرگی نباشد.
اما برای خانواده عشایری، سه کیلومتر جاده میتواند بسیار باارزشتر از یک پروژه بزرگ شهری باشد.
اگر این جاده:
- هزینه حملونقل را کاهش دهد؛
- دسترسی به بازار را آسان کند؛
- ارزش محصولات باغی را افزایش دهد؛
- رفتوآمد عشایر را تسهیل کند؛
- و زمینه توسعه تولید را فراهم کند،
آنوقت این پروژه یک سرمایهگذاری اقتصادی است، نه صرفاً آسفالت.
اما سؤال بعدی باید پرسیده شود:
پس از احداث جاده، چه برنامهای برای توسعه تولید و فروش محصولات این منطقه وجود دارد؟
جاده باید مقدمه تولید باشد، نه پایان پروژه.
و بعد؛ مسئله آب
شاید یکی از معنادارترین صحنههای کل این سفر، نه کلنگزنی بود و نه افتتاح پل.
بلکه همان جایی بود که در پایان برنامه، رئیس شورای روستای گناوه خود را به استاندار رساند و درباره تنش آبی مطالبه کرد.
این تصویر یک واقعیت مهم را نشان میدهد:
ممکن است همزمان پروژههای میلیاردی افتتاح شوند، اما هنوز مسئله آب برای بخشی از مردم حل نشده باشد.
این تناقض ظاهری باید جدی گرفته شود.
توسعه واقعی یعنی اولویتبندی منابع.
اگر آب یک منطقه مشکل دارد، باید پرسید:
سهم حل مسئله آب از مجموع اعتبارات توسعهای شهرستان چقدر است؟
اگر اشتغال جوانان مسئله است:
چه میزان از اعتبارات به پروژههای اشتغالزا اختصاص یافته است؟
اگر کشاورزی ظرفیت دارد:
چه میزان سرمایهگذاری برای زنجیره ارزش کشاورزی انجام شده است؟
این همان جایی است که «آمار پروژه» باید به «شاخص توسعه» تبدیل شود.
غیبت نماینده؛ سؤال سیاسی سفر
در روایت منتشرشده، چند بار به غیبت غلامرضا تاجگردون، نماینده گچساران و باشت، اشاره شده است.
این موضوع به خودی خود نمیتواند اثباتکننده اختلاف سیاسی باشد.
اما نمیتوان اهمیت سیاسی آن را نیز نادیده گرفت.
در گچساران، رابطه میان نماینده مجلس، استانداری، فرمانداری و مدیران اجرایی همواره بخشی از معادله توسعه شهرستان بوده است.
بنابراین سؤال رسانهای این نیست که:
«چرا نماینده نیامد؟»
سؤال دقیقتر این است:
آیا این غیبت یک اتفاق موردی بود یا نشانه تغییر در مناسبات سیاسی و مدیریتی شهرستان؟
پاسخ این سؤال را نه از یک سفر، بلکه از رفتارهای بعدی باید استخراج کرد.
اگر در ماههای آینده حضور و نقش نماینده در پروژههای شهرستان ادامه پیدا کند، احتمالاً این غیبت موضوع خاصی نبوده است.
اما اگر فاصله میان نماینده و مجموعه اجرایی در برنامههای مختلف تکرار شود، آن وقت میتوان از تغییر آرایش سیاسی ـ مدیریتی سخن گفت.
فعلاً باید رصد کرد، نه قضاوت.
بنرهای تشکر؛ پروژه دولتی یا سرمایه سیاسی؟
یک نکته دیگر نیز در متن قابل توجه است:
در محل برخی پروژهها، بنرهای تشکر از مسئولان و حتی نماینده نصب شده است.
اینجا یک سؤال قدیمی اما مهم مطرح میشود:
وقتی پول پروژه از منابع عمومی تأمین شده، چرا دستاورد آن باید به نام افراد سیاسی ثبت شود؟
نماینده حق دارد پروژهای را پیگیری کند.
فرماندار حق دارد آن را اجرا کند.
دولت حق دارد آن را افتتاح کند.
اما پول، در نهایت، پول مردم است.
پس بهتر است روی هر پروژه مشخص باشد:
منبع اعتبار چیست؟
دستگاه اجراکننده کدام است؟
پروژه در چه سالی تصویب شده؟
چه کسی اعتبار آن را تأمین کرده؟
چه میزان هزینه شده؟
این اطلاعات از دهها بنر تشکر برای مردم ارزشمندتر است.
آزمون واقعی استاندار از همین امروز آغاز شده است
در این سفر وعدههایی داده شده است.
از جمله تکمیل چهار کیلومتر باقیمانده جاده پاکوه تا آذرماه.
پس از امروز، مسئولیت رسانه تمام نشده؛ تازه آغاز شده است.
اگر رسانه فقط هنگام کلنگزنی حاضر شود و هنگام بهرهبرداری غایب باشد، عملاً بخشی از چرخه روابط عمومی پروژه شده است.
اما اگر همان رسانه چند ماه بعد بازگردد و بپرسد:
«وعده چه شد؟»
آنوقت نقش واقعی رسانه آغاز میشود.
گچساران به «گزارش عملکرد» نیاز ندارد؛ به «گزارش نتیجه» نیاز دارد
گزارش عملکرد میگوید:
چند پروژه افتتاح کردیم؟
گزارش نتیجه میپرسد:
این پروژهها چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کردند؟
گزارش عملکرد میگوید:
۲۰۰ میلیارد تومان پروژه افتتاح شد.
گزارش نتیجه میپرسد:
چند کیلومتر جاده؟ با چه قیمت تمامشدهای؟ با چه میزان کاهش تصادف؟ با چه میزان کاهش هزینه حملونقل؟
گزارش عملکرد میگوید:
پروژه اقتصادی کلنگ خورد.
گزارش نتیجه میپرسد:
چند شغل؟ چه میزان سرمایهگذاری واقعی؟ چه میزان تولید؟ چه زمانی بهرهبرداری؟
این دو نگاه، تفاوت میان تبلیغات توسعه و مدیریت توسعه است.
حرف آخر؛ کلنگ را نباید با توسعه اشتباه گرفت
هفته دولت فرصت مناسبی برای دیدن کارهای انجامشده است.
افتتاح پروژههای عمرانی را نباید کوچک شمرد.
جاده عشایری، بلوار روستایی، پل، راه ایمن و زیرساخت شهری همگی برای زندگی مردم ضروریاند.
اما یک مطالبه منطقی و جدی وجود دارد:
گچساران نباید فقط محل شمارش پروژهها باشد؛ باید محل سنجش نتایج پروژهها باشد.
۳۹۲۸ میلیارد تومان اگر واقعاً به زیرساخت، تولید، اشتغال و رفاه تبدیل شود، یک سرمایه بزرگ برای شهرستان است.
اما اگر بخش بزرگی از آن سالها در مرحله کلنگزنی و وعده باقی بماند، عدد بزرگ روی کاغذ بهتنهایی مشکلی از اقتصاد گچساران حل نمیکند.
امروز روبانها بریده شدند و کلنگها بر زمین نشستند.
اما فردا، مردم سؤال دیگری خواهند پرسید:
«حالا چه چیزی برای ما تغییر کرد؟»
و این شاید مهمترین سؤال هفته دولت در گچساران باشد.
چون در نهایت، توسعه را نه با تعداد کلنگها، نه با طول روبانها و نه با رقمهای اعلامشده؛ بلکه با کیفیت زندگی مردم، اشتغال جوانان، امنیت جادهها، دسترسی به آب، افزایش تولید و ایجاد درآمد پایدار میسنجند.
کلنگ، آغاز پروژه است؛ نه پایان وعده.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0