امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
پاسخ متقابل و حمله به تأسیسات اتمی دشمن
این سناریو از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم است؛ زیرا ایران میتواند بهجای ورود به مسابقه استفاده از سلاح هستهای، معادله را به سمت تهدید امنیت هستهای طرف مقابل تغییر دهد. اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: حمله به تأسیسات هستهای دشمن الزاماً به معنای حمله به بمب اتمی نیست؛ بلکه ممکن است زنجیرهای از بحرانهای
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

این سناریو از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم است؛ زیرا ایران میتواند بهجای ورود به مسابقه استفاده از سلاح هستهای، معادله را به سمت تهدید امنیت هستهای طرف مقابل تغییر دهد.
اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: حمله به تأسیسات هستهای دشمن الزاماً به معنای حمله به بمب اتمی نیست؛ بلکه ممکن است زنجیرهای از بحرانهای امنیتی، زیستمحیطی و بینالمللی ایجاد کند.
بیاییم این فرض را بررسی کنیم.
۱. تغییر معادله؛ از جنگ هستهای به بحران هستهای
فرض کنیم آمریکا در یک جنگ با ایران از بمب هستهای تاکتیکی استفاده کند.
ایران تصمیم بگیرد بهجای پاسخ هستهای، فشار را به حوزه امنیت تأسیسات هستهای طرف مقابل منتقل کند.
در این شرایط، چند پیامد قابل تصور است:
- افزایش نگرانی درباره امنیت تأسیسات هستهای اسرائیل.
- افزایش سطح آمادهباش امنیتی در تأسیسات هستهای آمریکا در منطقه.
- ورود آژانس بینالمللی انرژی اتمی به یک بحران امنیتی گسترده.
- افزایش فشار بینالمللی برای توقف حملات به زیرساختهای هستهای.
- تبدیل جنگ دوجانبه به بحرانی با ابعاد جهانی.
در اینجا ایران تلاش میکند هزینه ادامه جنگ را از میدان نظامی فراتر ببرد.

۲. اسرائیل؛ آسیبپذیری یک قدرت هستهای اعلامنشده
در سیاست رسمی خود درباره برخورداری از سلاح هستهای ابهام راهبردی دارد.
اما این کشور دارای زیرساختهای هستهای شناختهشده است.
در چنین شرایطی، هرگونه تهدید علیه زیرساختهای هستهای اسرائیل میتواند محاسبات امنیتی تلآویو را بهشدت تغییر دهد.
چرا؟
زیرا اسرائیل در یک منطقه جغرافیایی کوچک قرار دارد و پیامدهای یک حادثه رادیولوژیک میتواند از مرزهای آن فراتر برود.
در نتیجه، مسئله فقط امنیت یک تأسیسات نیست؛ بلکه امنیت منطقهای و حتی امنیت کشورهای همسایه مطرح میشود.
۳. آمریکا؛ آیا میتواند از پیامدهای چنین بحرانی دور بماند؟
واشنگتن ممکن است تصور کند استفاده محدود از سلاح هستهای میتواند یک برتری نظامی ایجاد کند.
اما اگر در ادامه جنگ، امنیت زیرساختهای هستهای متحدانش به یک نگرانی جدی تبدیل شود، شرایط تغییر خواهد کرد.
سه پیامد مهم قابل تصور است:
۱. افزایش فشار افکار عمومی و متحدان آمریکا برای جلوگیری از گسترش جنگ.
۲. افزایش هزینه حفاظت از زیرساختهای حساس و تأسیسات راهبردی.
۳. افزایش احتمال ورود قدرتهای بزرگ به بحران با هدف جلوگیری از گسترش خطر هستهای.
در واقع، آمریکا با یک مسئله تازه مواجه میشود: چگونه میتوان از کاربرد سلاح هستهای در یک جنگ حمایت کرد، اما مانع تبدیل شدن زیرساختهای هستهای جهان به ابزار فشار متقابل شد؟
۴. آیا اشغال پدافندهای دشمن این معادله را تغییر میدهد؟
اینجا باید دو موضوع را از هم جدا کنیم.
توانایی نفوذ اطلاعاتی، اخلال یا از کار انداختن بخشی از سامانههای پدافندی، با توانایی اشغال فیزیکی و کنترل پایدار آنها تفاوت دارد.
حتی اگر کشوری بتواند در یک عملیات، بخشی از شبکه دفاعی دشمن را مختل کند، این موضوع به معنای برتری کامل هوایی یا امکان کنترل تأسیسات هستهای نیست.
بنابراین، چنین ادعایی باید با شواهد عملیاتی مستقل سنجیده شود.
اما از منظر راهبردی، یک نکته مهم وجود دارد:
اگر کشوری نشان دهد که سامانههای دفاعی طرف مقابل آسیبپذیر هستند، اثر روانی و بازدارندگی آن میتواند بسیار فراتر از خسارت فیزیکی واردشده باشد.
۵. خطر بزرگتر؛ حادثه هستهای میتواند از کنترل خارج شود
این قسمت را نباید دستکم گرفت.
تأسیسات هستهای با یک انبار مهمات معمولی تفاوت دارند.
آسیب به راکتور، سامانههای خنککننده یا مخازن سوخت مصرفشده میتواند موجب انتشار مواد رادیواکتیو شود.
پیامدهای آن ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- آلودگی خاک و منابع آب.
- تهدید سلامت میلیونها نفر.
- اختلال در کشاورزی و زنجیره غذایی.
- آلودگی فرامرزی.
- ایجاد بحرانهای طولانیمدت زیستمحیطی.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بارها درباره خطر حمله به تأسیسات هستهای هشدار داده است.
به همین دلیل، ماده ۵۶ پروتکل اول الحاقی کنوانسیونهای ژنو، حمله به نیروگاههای هستهای را در شرایطی که احتمال آزاد شدن نیروهای خطرناک و تلفات شدید غیرنظامیان وجود داشته باشد، ممنوع میکند.
البته همه تأسیسات هستهای ماهیت یکسانی ندارند و وضعیت حقوقی آنها باید جداگانه بررسی شود.
۶. آیا این راهبرد میتواند روسیه و چین را وارد معادله کند؟
به اعتقاد من، این بخش از سناریو اهمیت ویژهای دارد.
اگر آمریکا از سلاح هستهای استفاده کند و ایران نیز بهجای پاسخ هستهای، بحران امنیت تأسیسات هستهای را در سطح منطقه مطرح کند، روسیه و چین با یک انتخاب راهبردی روبهرو میشوند.
آنها ممکن است:
- از توقف حملات هستهای حمایت کنند.
- خواستار تضمینهای بینالمللی برای امنیت تأسیسات هستهای شوند.
- از این بحران برای افزایش فشار سیاسی بر واشنگتن استفاده کنند.
- تلاش کنند خود را بهعنوان بازیگران مسئول جلوگیری از جنگ هستهای معرفی کنند.
اما نباید فرض کنیم که روسیه و چین الزاماً در حمایت نظامی از ایران وارد جنگ خواهند شد. منافع آنها لزوماً با منافع تهران یکسان نیست.
جمعبندی: ایران میتواند بدون استفاده از بمب اتمی، معادله بازدارندگی را تغییر دهد؟
پاسخ من این است: بله، اما نه از طریق تبدیل نیروگاهها و تأسیسات هستهای به هدف حمله.
ایران میتواند با تکیه بر دیپلماسی فعال، مستندسازی تهدیدها، افشای آسیبپذیریهای امنیتی و مطالبه تضمینهای بینالمللی، هزینه سیاسی و راهبردی استفاده از سلاح هستهای را برای آمریکا افزایش دهد.
یک نکته اساسی را هم باید در نظر گرفت: حمله به تأسیسات هستهای دشمن ممکن است بهجای ایجاد بازدارندگی، به یک فاجعه رادیولوژیک منجر شود و حتی حمایت بینالمللی از ایران را کاهش دهد.
تز اصلی تحلیل من این است:
اگر آمریکا تابوی هستهای را بشکند، ایران نباید اجازه دهد این اقدام به یک الگوی پذیرفتهشده در جنگهای آینده تبدیل شود.
باید کاری کند که موضوع از یک تقابل نظامی میان ایران و آمریکا به یک مطالبه جهانی درباره ممنوعیت استفاده از سلاح هستهای و حفاظت از تأسیسات هستهای تبدیل شود.
قدرت واقعی در این سناریو، وادار کردن دشمن به پذیرش این واقعیت است که استفاده از بمب اتمی، پایان جنگ نیست؛ بلکه ممکن است آغاز بحرانی باشد که کنترل آن از دست همه خارج شود.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
برچسب ها :پاسخ متقابل و حمله به تأسیسات اتمی دشمن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0