دوشنبه 11 آبان 1405

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

محاصره را برگردانید؛ این بار نوبت اقتصاد آمریکا و اسرائیل است!

محاصره را برگردانید؛ این بار نوبت اقتصاد آمریکا و اسرائیل است! ایران باید جنگ اقتصادی را از مرزهای خود فراتر ببرد و به جغرافیای منافع دشمن منتقل کند. یکی از مهم‌ترین اشتباهات در مواجهه با راهبرد فشار آمریکا و اسرائیل، محدود کردن میدان پاسخ‌گویی ایران به داخل مرزهای کشور است. وقتی دشمن تلاش می‌کند با

اختصاصی کرونا

کد خبر : 129387
تاریخ انتشار : دوشنبه 11 آبان 1405 - 8:47

کرونا :

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

محاصره را برگردانید؛ این بار نوبت اقتصاد آمریکا و اسرائیل است!

محاصره را برگردانید؛ این بار نوبت اقتصاد آمریکا و اسرائیل است!

ایران باید جنگ اقتصادی را از مرزهای خود فراتر ببرد و به جغرافیای منافع دشمن منتقل کند.

یکی از مهم‌ترین اشتباهات در مواجهه با راهبرد فشار آمریکا و اسرائیل، محدود کردن میدان پاسخ‌گویی ایران به داخل مرزهای کشور است. وقتی دشمن تلاش می‌کند با تحریم، محاصره اقتصادی، محدودسازی تجارت و فشار بر شرکای بین‌المللی، اقتصاد ایران را فرسوده کند، چرا میدان تقابل باید همچنان فقط در داخل ایران باقی بماند؟

واقعیت این است که جنگ اقتصادی، برخلاف تصور رایج، یک میدان یک‌طرفه نیست. همان‌طور که آمریکا از قدرت مالی، شبکه بانکی، تجارت جهانی و نفوذ سیاسی خود برای محدود کردن اقتصاد ایران استفاده می‌کند، ایران نیز از ظرفیت‌های جغرافیایی، انرژی، بازار منطقه‌ای، روابط تجاری و موقعیت ژئوپلیتیکی برخوردار است.

مسئله اصلی، استفاده از این ظرفیت‌ها برای تغییر موازنه هزینه‌هاست.

از تحمل محاصره تا انتقال هزینه به دشمن

آمریکا تلاش می‌کند هزینه تقابل را به اقتصاد ایران منتقل کند، بدون آنکه الزاماً وارد یک جنگ مستقیم و پرهزینه شود.

اما این معادله نباید یک‌طرفه باقی بماند.

ایران باید راهبرد خود را از صرفاً خنثی‌سازی تحریم‌ها به سمت ایجاد هزینه اقتصادی و سیاسی برای سیاست تحریم و محاصره تغییر دهد.

این به معنای آسیب زدن به اقتصاد مردم آمریکا یا شهروندان اسرائیل نیست؛ بلکه به معنای افزایش هزینه سیاست‌های دولت‌های آنها از طریق ابزارهای قانونی اقتصادی، تجاری، دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی است.

هرچه ادامه سیاست فشار برای واشنگتن پرهزینه‌تر شود و اسرائیل نتواند از وضعیت تقابل منطقه‌ای بدون پرداخت هزینه اقتصادی و سیاسی خارج شود، محاسبات طرف مقابل نیز پیچیده‌تر خواهد شد.

آمریکا؛ قدرت اقتصادی با مسئولیت‌های جهانی

آمریکا اگرچه از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان برخوردار است، اما منافع آن به مرزهای جغرافیایی خودش محدود نمی‌شود.

امنیت مسیرهای انرژی، تجارت دریایی، سرمایه‌گذاری خارجی، ثبات بازارهای جهانی و حفظ اعتبار تعهدات امنیتی واشنگتن، بخشی از منافع راهبردی این کشور هستند.

بنابراین، ایران باید به‌جای تمرکز صرف بر واکنش به تحریم‌های آمریکا، بر افزایش هزینه سیاست‌های منطقه‌ای واشنگتن متمرکز شود.

توسعه روابط اقتصادی با قدرت‌های مستقل، گسترش همکاری با کشورهای آسیایی، ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین، تقویت همکاری‌های انرژی و استفاده از ظرفیت سازمان‌های بین‌المللی برای مقابله با تحریم‌های یک‌جانبه، می‌تواند بخشی از این راهبرد باشد.

هدف این است که سیاست فشار آمریکا به جای آنکه یک ابزار کم‌هزینه برای واشنگتن باشد، به موضوعی پرهزینه در روابط خارجی و محاسبات اقتصادی آن تبدیل شود.

اسرائیل؛ اقتصاد در سایه نااطمینانی ژئوپلیتیکی

شرایط اسرائیل با آمریکا متفاوت است.

اقتصاد اسرائیل از نظر فناوری، تجارت خارجی و ارتباط با بازارهای جهانی ظرفیت قابل‌توجهی دارد، اما تداوم تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند هزینه‌های دفاعی، سرمایه‌گذاری، تجارت و نیروی انسانی آن را افزایش دهد.

گزارش سال ۲۰۲۶ صندوق بین‌المللی پول نیز به آثار جنگ بر اقتصاد اسرائیل، از جمله افزایش هزینه‌های دفاعی، اختلال در عرضه نیروی کار، کاهش سرمایه‌گذاری و افزایش نااطمینانی اشاره کرده است.

در چنین شرایطی، ایران می‌تواند با توسعه دیپلماسی اقتصادی، پیگیری حقوقی و بین‌المللی سیاست‌های اسرائیل، تقویت روابط تجاری منطقه‌ای و افزایش هزینه سیاسی و دیپلماتیک عادی‌سازی بدون حل مسائل بنیادین منطقه، بر محاسبات این رژیم اثر بگذارد.

مسئله فقط اقتصاد اسرائیل نیست؛ مسئله حفظ و گسترش شبکه روابط اقتصادی و سیاسی آن در منطقه و جهان است.

خاورمیانه؛ جغرافیای اصلی تغییر موازنه

مهم‌ترین برگ ایران در این معادله، موقعیت ژئوپلیتیکی آن در خاورمیانه است.

خلیج فارس، تنگه هرمز، بازار انرژی، مسیرهای تجاری و ارتباط اقتصادی کشورهای منطقه با اقتصاد جهانی، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها هستند که اهمیت آنها فراتر از مرزهای ایران است.

اما این ظرفیت‌ها نباید صرفاً به ابزار تنش تبدیل شوند.

ایران می‌تواند با ایجاد منافع اقتصادی مشترک با کشورهای همسایه، توسعه کریدورهای تجاری، همکاری در حوزه انرژی و تقویت پیوندهای اقتصادی منطقه‌ای، شرایطی ایجاد کند که کشورهای منطقه برای حفظ ثبات و تجارت خود، انگیزه بیشتری برای مخالفت با سیاست محاصره داشته باشند.

در چنین شرایطی، فشار آمریکا دیگر صرفاً یک اختلاف دوجانبه با ایران نخواهد بود؛ بلکه به مسئله‌ای مرتبط با منافع اقتصادی مجموعه‌ای از کشورهای منطقه تبدیل می‌شود.

این همان انتقال میدان تقابل از مرزهای ایران به جغرافیای منافع رقیب است.

تغییر دکترین؛ از دفاع اقتصادی به بازدارندگی ژئوپلیتیکی

ایران برای عبور از وضعیت فرسایشی نه جنگ و نه صلح، نیازمند تغییر در نگاه راهبردی خود است.

دفاع از اقتصاد کشور ضروری است، اما کافی نیست. خنثی‌سازی تحریم‌ها ضروری است، اما نباید تنها هدف باشد.

راهبرد آینده باید بر چند محور استوار شود:

۱. تبدیل ظرفیت‌های انرژی و جغرافیایی ایران به قدرت چانه‌زنی اقتصادی.

۲. گسترش روابط تجاری با کشورهایی که حاضر به همراهی با تحریم‌های یک‌جانبه نیستند.

۳. کاهش وابستگی به شبکه‌های مالی و تجاری تحت نفوذ آمریکا.

۴. استفاده از ظرفیت حقوقی، دیپلماتیک و اقتصادی برای افزایش هزینه سیاست‌های تحریمی.

۵. تقویت پیوندهای اقتصادی با کشورهای منطقه و جلوگیری از شکل‌گیری اجماع علیه ایران.

۶. پیگیری مسئولیت حقوقی و سیاسی دولت‌هایی که در اقدامات غیرقانونی علیه منافع ایران مشارکت دارند.

پایان بازی یک‌طرفه

مسئله امروز این نیست که ایران چگونه فقط در برابر فشار اقتصادی مقاومت کند؛ مسئله این است که چگونه موازنه هزینه‌ها را تغییر دهد.

اگر آمریکا تصور می‌کند می‌تواند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد، بدون آنکه سیاست‌هایش بر منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خودش اثر بگذارد، ایران باید این محاسبه را به چالش بکشد.

جنگ اقتصادی نباید به میدانی تبدیل شود که یک طرف فشار وارد کند و طرف دیگر فقط هزینه بپردازد.

ایران باید از مرحله تحمل محاصره به مرحله تغییر معادله محاصره برسد.

نه با تکرار همان ابزارهای فشار، نه با قربانی کردن اقتصاد منطقه و نه با تحمیل هزینه به مردم؛ بلکه با فعال کردن ظرفیت‌های اقتصادی، تجاری، حقوقی و ژئوپلیتیکی خود در مقیاسی فراتر از مرزهای ملی.

قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که دشمن بداند فشار بر ایران، بدون هزینه برای منافع خودش امکان‌پذیر نیست.

اگر قرار است جنگ اقتصادی ادامه پیدا کند، نباید فقط اقتصاد ایران میدان آن باشد؛ باید محاسبات اقتصادی و ژئوپلیتیکی آمریکا و اسرائیل نیز تحت تأثیر سیاست‌های ایران قرار گیرد.

نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.