قضاوت درباره مدیریت در شهر (نه روستاها) بین اجزای حاکمیتی و مردم متفاوت است. دستگاههای حاکمیتی بر این باورند که وظایف خود را انجام داده و میدهند و البته با صبوری با مردم مواجه میشوند و میدانند آسیب وارده به نوعی ناراحتی و غر زدن و راضی نشدن را به صورت طبیعی تولید کرده و میکند و همدلی و شنوایی بسیار مهم است.
درباره محتوای آن باید عین جمله امیرالمؤمنین به معاویه را یادآوری کرد که: «گفتهای مرا چونان شتر مهار کرده به سوی بیعت میکشاندند. به خدا قسم خواستی نکوهش کنی اما ستودی، خواستی رسوا سازی که خود را رسوا کردهای، مسلمان را چه باک که مظلوم واقع شود، مادام که در دین خود تردید نداشته و در یقین خود شک نکند.» در فرهنگ دینی ما افتخار و تحسین برای کسانی است که خود را لایق مسئولیتهای خطیر نمیدانند و تمسخر، کنایه و لعن برای کسانی است که به دنبال مسئولیت میدوند. از قضا باید کسانی را بر مسئولیتها گماشت که خود دنبال آن نیستند. قطعاً آنان که خود به دنبال مسئولیت میدوند، عاقبت بخیر نخواهند شد و حتماً وقتی به بیتالمال و مسئولیت میرسند به تعبیر امیرالمؤمنین مانند «شتری که به جان گیاه بهاری بیفتد» از بیتالمال میدوشند.











