پنج شنبه 14 آبان 1405

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

ایران در آستانه بازتعریف دکترین هسته‌ای؛ آیا دوران بازدارندگی بدون سلاح به پایان می‌رسد؟

ایران در آستانه بازتعریف دکترین هسته‌ای؛ آیا دوران بازدارندگی بدون سلاح به پایان می‌رسد؟ از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال خروج از NPT؛ تهران در حال ارسال چه پیامی به معادلات قدرت جهانی است؟ اظهارات اخیر امام جمعه موقت تهران درباره حمایت ۷۰ درصدی مردم از ساخت بمب اتمی و سخنان محسن رضایی درباره

اختصاصی کرونا

کد خبر : 129396
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 12 آبان 1405 - 5:08

کرونا :

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

ایران در آستانه بازتعریف دکترین هسته‌ای؛ آیا دوران بازدارندگی بدون سلاح به پایان می‌رسد؟

ایران در آستانه بازتعریف دکترین هسته‌ای؛ آیا دوران بازدارندگی بدون سلاح به پایان می‌رسد؟

از مطالبه ساخت بمب اتم تا احتمال خروج از NPT؛ تهران در حال ارسال چه پیامی به معادلات قدرت جهانی است؟

اظهارات اخیر امام جمعه موقت تهران درباره حمایت ۷۰ درصدی مردم از ساخت بمب اتمی و سخنان محسن رضایی درباره ضرورت بازنگری در دکترین هسته‌ای ایران، دو نشانه سیاسی هستند که نمی‌توان آن‌ها را جدا از تحولات امنیتی منطقه و مناسبات ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل بررسی کرد.

اگرچه هنوز تصمیم رسمی برای تغییر دکترین هسته‌ای ایران اعلام نشده است، اما نفس مطرح شدن این موضوع در سطح سیاسی و امنیتی، نشان‌دهنده ورود یک بحث مهم به محاسبات راهبردی کشور است؛ بحثی که می‌تواند آینده سیاست خارجی و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

۱. مسئله اصلی؛ تغییر محاسبات بازدارندگی ایران

ایران طی دهه‌های گذشته بر این مبنا حرکت کرده که برخورداری از توانمندی هسته‌ای صلح‌آمیز، ظرفیت موشکی و قدرت منطقه‌ای می‌تواند نوعی بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی ایجاد کند.

اما تحولات سال‌های اخیر، به‌ویژه حملات نظامی به تأسیسات و زیرساخت‌های ایران، این پرسش را در محافل سیاسی و امنیتی مطرح کرده است:

آیا بازدارندگی موجود توانسته هزینه حمله نظامی به ایران را به اندازه کافی افزایش دهد؟

از منظر راهبردی، وقتی یک کشور احساس کند ابزارهای بازدارندگی موجود نتوانسته‌اند مانع تهدید نظامی شوند، طبیعی است که بحث بازنگری در دکترین دفاعی آن کشور مطرح شود.

در این چارچوب، اظهارات محسن رضایی را می‌توان نشانه‌ای از طرح دوباره این پرسش در فضای سیاسی ایران دانست.

۲. عدد ۷۰ درصد؛ یک پیام داخلی و خارجی

اظهار حمایت ۷۰ درصدی مردم از ساخت بمب اتمی، اگرچه بدون انتشار جزئیات روش‌شناختی نظرسنجی قابل تأیید مستقل نیست، از منظر سیاسی اهمیت دارد.

این ادعا می‌تواند حامل دو پیام باشد:

نخست، طرح این موضوع که تغییر سیاست هسته‌ای صرفاً مطالبه بخشی از ساختار سیاسی نیست و ممکن است در جامعه نیز طرفدارانی داشته باشد.

دوم، ارسال این پیام به طرف‌های خارجی که فشار نظامی و تهدید امنیتی الزاماً به عقب‌نشینی ایران منجر نمی‌شود و ممکن است به تقویت مطالبات برای تغییر دکترین هسته‌ای بینجامد.

البته حمایت از بازنگری در دکترین هسته‌ای با حمایت از ساخت سلاح هسته‌ای یکسان نیست و نباید این دو را معادل یکدیگر دانست.

۳. خروج از NPT؛ یک تصمیم حقوقی با پیامدهای ژئوپلیتیکی

یکی از مهم‌ترین موضوعات در این معادله، پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای یا NPT است.

ایران به‌عنوان عضو این پیمان، متعهد به عدم تولید و دستیابی به سلاح هسته‌ای است.

ماده ۱۰ پیمان، امکان خروج را در شرایط مشخص پیش‌بینی کرده است؛ اما خروج مستلزم اعلام رسمی و رعایت مهلت سه‌ماهه است.

اینجا یک پرسش اساسی مطرح می‌شود:

آیا تغییر دکترین هسته‌ای باید با تعیین تکلیف عضویت ایران در NPT همراه باشد؟

از منظر سیاسی، خروج از این پیمان صرفاً یک اقدام حقوقی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان تغییر مهمی در مناسبات ایران با نظام بین‌الملل تلقی شود.

چنین تصمیمی احتمالاً با واکنش آمریکا، کشورهای اروپایی، اسرائیل و حتی برخی کشورهای منطقه مواجه خواهد شد.

همچنین خروج از NPT به‌خودی‌خود به معنای رفع تحریم‌ها، پایان تعهدات حقوقی دیگر یا مصونیت در برابر اقدامات نظامی نیست.

۴. قبل یا بعد از ساخت بمب؛ مسئله‌ای فراتر از زمان‌بندی

در بحث خروج از NPT باید یک مرزبندی حقوقی روشن وجود داشته باشد.

ایران تا زمانی که عضو پیمان است، نمی‌تواند به سمت تولید سلاح هسته‌ای حرکت کند؛ زیرا چنین اقدامی با تعهدات ماده دوم پیمان مغایرت دارد.

بنابراین، از نظر حقوقی، خروج مؤثر از پیمان و تولید سلاح دو موضوع مستقل اما مرتبط هستند.

اما از منظر ژئوپلیتیکی، اعلام خروج می‌تواند به‌تنهایی یک بحران بین‌المللی ایجاد کند؛ حتی اگر هیچ سلاحی ساخته نشده باشد.

در مقابل، باقی ماندن در پیمان و ادامه سیاست هسته‌ای صلح‌آمیز نیز مستلزم پاسخ‌گویی به نگرانی‌های بین‌المللی و حفظ چارچوب تعهدات پادمانی است.

در واقع، مسئله فقط انتخاب زمان خروج نیست؛ بلکه تعیین هزینه‌ها و پیامدهای هر تصمیم برای امنیت ملی ایران است.

۵. معادله آمریکا و اسرائیل؛ آیا فشار خارجی نتیجه معکوس می‌دهد؟

یکی از ابعاد مهم این بحث، رفتار آمریکا و اسرائیل است.

از منظر راهبردی، سیاست فشار، تحریم و تهدید نظامی با هدف محدود کردن ظرفیت‌های هسته‌ای ایران دنبال می‌شود.

اما یک تناقض احتمالی در این سیاست وجود دارد:

اگر فشارهای خارجی به‌جای محدود کردن مطالبات هسته‌ای، باعث افزایش تقاضای داخلی برای بازنگری در دکترین هسته‌ای شود، ممکن است نتیجه سیاسی مورد انتظار طرف مقابل حاصل نشود.

به بیان دیگر، تهدید نظامی می‌تواند در بخشی از محاسبات سیاسی ایران این استدلال را تقویت کند که برخورداری از بازدارندگی قوی‌تر برای جلوگیری از جنگ ضروری است.

این موضوع به معنای قطعی بودن چنین تغییری نیست، اما یک واقعیت مهم در محاسبات امنیتی است که طرف‌های مقابل نمی‌توانند نادیده بگیرند.

۶. پیامد منطقه‌ای؛ تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا

هرگونه تغییر رسمی در دکترین هسته‌ای ایران، تنها به روابط تهران و واشنگتن محدود نخواهد ماند.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ترکیه و سایر قدرت‌های منطقه‌ای نیز ناچار خواهند بود محاسبات امنیتی خود را با تحولات جدید تطبیق دهند.

در چنین شرایطی، احتمال افزایش رقابت تسلیحاتی و تلاش برخی کشورها برای تقویت ظرفیت‌های بازدارندگی مطرح می‌شود.

از طرف دیگر، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، منابع انرژی، دسترسی به آبراه‌های راهبردی و نقش آن در امنیت منطقه باعث می‌شود هر تحول هسته‌ای، پیامدهایی فراتر از مرزهای کشور داشته باشد.

بنابراین، تغییر دکترین هسته‌ای ایران می‌تواند به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده در نظم امنیتی آینده غرب آسیا تبدیل شود.

۷. مسئله نهایی؛ بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ یا ورود به بحران جدید؟

ایران با یک انتخاب راهبردی پیچیده مواجه است.

از یک سو، حفظ سیاست هسته‌ای فعلی می‌تواند امکان ادامه تعاملات دیپلماتیک و بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوقی بین‌المللی را فراهم کند.

از سوی دیگر، بخشی از جریان سیاسی و امنیتی کشور معتقد است تجربه تهدیدات و حملات نظامی، ضرورت بازنگری در ابزارهای بازدارندگی را برجسته کرده است.

اما باید توجه داشت که برخورداری از سلاح هسته‌ای لزوماً به معنای امنیت پایدار نیست. همان‌طور که نداشتن آن نیز به‌تنهایی تضمین‌کننده جلوگیری از جنگ نخواهد بود.

امنیت ملی حاصل مجموعه‌ای از عوامل شامل قدرت دفاعی، انسجام داخلی، اقتصاد مقاوم، دیپلماسی فعال و توان مدیریت بحران است.

جمع‌بندی: تهران در حال بازنگری در معادله بازدارندگی است؟

نکته مهم در کنار هم قرار دادن اظهارات اخیر، نه اعلام قطعی ساخت بمب اتمی، بلکه مطرح شدن دوباره اصل تغییر دکترین هسته‌ای در فضای سیاسی ایران است.

این تحول را باید در چارچوب رقابت راهبردی ایران با آمریکا و اسرائیل و تلاش تهران برای افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور تحلیل کرد.

در این میان، NPT به یک نقطه حساس تبدیل شده است؛ زیرا تصمیم درباره ماندن یا خروج از آن می‌تواند مناسبات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران را وارد مرحله تازه‌ای کند.

اما پرسش بزرگ اینجاست: آیا طرف‌های مقابل ایران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ادامه سیاست تهدید و فشار ممکن است به‌جای مهار برنامه هسته‌ای ایران، زمینه تغییر اساسی در دکترین بازدارندگی تهران را فراهم کند؟

شاید مهم‌ترین پیام تحولات اخیر همین باشد: مسئله هسته‌ای ایران دیگر صرفاً موضوع غنی‌سازی و فناوری نیست؛ بلکه به بخشی از معادله بزرگ امنیت، استقلال سیاسی و موازنه قدرت در منطقه تبدیل شده است.

نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.