امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
جنگ خاموش؛ آیا ترامپ میخواهد ایران را غافلگیر کند؟
جنگ خاموش؛ آیا ترامپ میخواهد ایران را غافلگیر کند؟ از تضعیف حلقههای منطقهای ایران تا احتمال آغاز جنگ به دست اسرائیل گاهی خطرناکترین مرحله یک جنگ، زمانی است که هنوز رسماً آغاز نشده است؛ زمانی که تحرکات نظامی، فشارهای سیاسی و تغییر موازنههای منطقهای در کنار هم قرار میگیرند و ممکن است زمینه را برای
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

جنگ خاموش؛ آیا ترامپ میخواهد ایران را غافلگیر کند؟
از تضعیف حلقههای منطقهای ایران تا احتمال آغاز جنگ به دست اسرائیل
گاهی خطرناکترین مرحله یک جنگ، زمانی است که هنوز رسماً آغاز نشده است؛ زمانی که تحرکات نظامی، فشارهای سیاسی و تغییر موازنههای منطقهای در کنار هم قرار میگیرند و ممکن است زمینه را برای یک غافلگیری بزرگ فراهم کنند.
آیا آنچه امروز در معادلات منطقهای جریان دارد، صرفاً مجموعهای از تنشهای پراکنده است یا میتواند بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای تضعیف موقعیت دفاعی ایران پیش از یک رویارویی مستقیم باشد؟
این پرسشی است که باید با دقت بررسی شود.

جنگ خاموش؛ پیش از آنکه نخستین موشک شلیک شود
در محاسبات نظامی، جنگ الزاماً با نخستین حمله آغاز نمیشود. گاهی پیش از شروع درگیری مستقیم، تلاش میشود توان پاسخگویی طرف مقابل کاهش یابد، محیط پیرامونی او تغییر کند و گزینههایش برای واکنش محدودتر شود.
در چنین چارچوبی، تحولات عراق، سوریه و یمن اهمیت پیدا میکنند؛ مناطقی که هرکدام، به شکلی متفاوت، در معادلات امنیتی و نفوذ منطقهای ایران نقش داشتهاند.
اگر حملات به نیروهای همپیمان ایران، محدودسازی ظرفیتهای موشکی و پهپادی و اختلال در ارتباطات و فرماندهی بهصورت هدفمند دنبال شوند، ممکن است نتیجه آنها فراتر از خسارتهای مقطعی باشد: کاهش عمق راهبردی ایران و افزایش آزادی عمل نظامی طرف مقابل.
البته اثبات اینکه همه این تحولات بخشی از یک نقشه واحد هستند، به شواهد مستقل نیاز دارد.
معمای ترامپ؛ مخالفت با جنگ یا مدیریت زمان آن؟
اظهارات دونالد ترامپ درباره خودداری از حمله به ایران را نمیتوان بهتنهایی تضمینی برای منتفی شدن جنگ دانست؛ همانطور که نمیتوان از آن نتیجه گرفت که او حتماً قصد فریب تهران را دارد.
اما یک احتمال راهبردی قابل بررسی است: آیا واشنگتن میخواهد بدون پذیرش مستقیم مسئولیت آغاز جنگ، شرایطی ایجاد کند که اسرائیل نخستین ضربه را وارد کند؟
در این سناریو، اسرائیل میتواند آغازگر عملیات باشد و آمریکا در ابتدا از ورود مستقیم خودداری کند. سپس، در صورت گسترش درگیری یا هدف قرار گرفتن نیروها و منافع آمریکایی، واشنگتن ممکن است با استناد به ضرورت دفاع از نیروهای خود، سطح مشارکت نظامیاش را افزایش دهد.
چنین الگویی میتواند هزینه سیاسی آغاز جنگ را برای دولت آمریکا کاهش دهد؛ اما به معنای اثبات وجود توافقی پنهانی میان ترامپ و نتانیاهو نیست.
غافلگیری راهبردی؛ خطری فراتر از غافلگیری نظامی
غافلگیری همیشه به معنای ناشناخته بودن سلاح یا زمان حمله نیست. گاهی یک کشور از احتمال جنگ آگاه است، اما درباره شکل آغاز آن، دامنه عملیات یا میزان مشارکت دشمن دچار برآورد اشتباه میشود.
برای ایران، خطر احتمالی میتواند در سه سطح ظاهر شود:
۱. غافلگیری در مبدأ حمله: تصور اینکه آمریکا آغازگر جنگ نخواهد بود، ممکن است باعث شود نقش احتمالی اسرائیل در شروع درگیری کمتر از حد واقعی ارزیابی شود.
۲. غافلگیری در دامنه جنگ: ممکن است درگیری ابتدا محدود به یک جبهه به نظر برسد، اما بهتدریج به حملات گستردهتر و مشارکت مستقیم قدرتهای دیگر منتهی شود.
۳. غافلگیری در موازنه منطقهای: اگر توان عملیاتی نیروهای همپیمان ایران کاهش یافته باشد، محاسبات تهران درباره گستردگی و سرعت پاسخ متقابل میتواند با واقعیت میدان تفاوت پیدا کند.
اینها سناریوهای قابل بررسیاند، نه شواهد قطعی از برنامهای که هماکنون در حال اجراست.
آیا تضعیف جبهههای منطقهای میتواند مقدمه حمله باشد؟
از نظر نظامی، تضعیف ظرفیتهای منطقهای یک رقیب میتواند آزادی عمل بیشتری برای عملیات بعدی ایجاد کند. بااینحال، باید میان نیروهای همپیمان ایران و شبکه پدافند هوایی خود ایران تفاوت گذاشت.
کاهش توان گروههای منطقهای ممکن است بر عمق راهبردی و گزینههای پاسخگویی ایران تأثیر بگذارد، اما بهخودیخود به معنای از بین رفتن رادارها، سامانههای رهگیری یا توان دفاع هوایی داخل کشور نیست.
بنابراین، برای ارزیابی احتمال یک حمله گسترده باید به مجموعهای از شواهد توجه کرد: تحرکات نظامی، تغییر آرایش نیروها، آمادگی عملیاتی، تحولات دیپلماتیک و نشانههای مستقل از هماهنگی میان بازیگران مختلف.
خطرناکترین اشتباه محاسباتی چیست؟
خطر اصلی نه لزوماً حملهای است که هیچکس انتظارش را ندارد، بلکه حملهای است که احتمال آن شناخته شده، اما زمان، شکل یا دامنه آن بهدرستی پیشبینی نشده است.
اگر تهران صرفاً بر این برداشت تکیه کند که ترامپ به دلیل هزینههای سیاسی و اقتصادی از جنگ مستقیم اجتناب خواهد کرد، ممکن است یکی از سناریوهای مهم را دستکم بگیرد: آغاز درگیری توسط اسرائیل و گسترش بعدی آن با مشارکت آمریکا.
در مقابل، اگر هر تحرک نظامی آمریکا بهعنوان نشانه قطعی تصمیم برای جنگ تفسیر شود، خطر خطای محاسباتی از سوی دیگر نیز افزایش مییابد.
ازاینرو، هوشیاری راهبردی مستلزم بررسی همزمان دو احتمال است: تلاش برای گرفتن امتیاز از طریق فشار نظامی و آمادهسازی برای یک رویارویی واقعی.
جمعبندی؛ جنگی که شاید پیش از اعلام رسمی آغاز شده باشد
فرضیه «جنگ خاموش» بر یک پرسش مهم استوار است: آیا تغییرات تدریجی در موازنه منطقهای، افزایش آمادگی نظامی و اظهارات سیاسی متناقض میتوانند زمینه را برای عملیاتی فراهم کنند که آغاز و دامنه آن با برآوردهای اولیه ایران متفاوت باشد؟
پاسخ این است که چنین سناریویی از نظر راهبردی امکانپذیر است؛ اما برای نتیجهگیری درباره وجود یک نقشه هماهنگ آمریکایی ـ اسرائیلی، شواهد بیشتری لازم است.
اگر هدف، غافلگیر کردن ایران باشد، مهمترین مزیت مهاجم لزوماً پنهان کردن اصل احتمال جنگ نیست؛ بلکه ایجاد شکاف میان آنچه طرف مقابل انتظار دارد و آنچه در عمل اتفاق میافتد، خواهد بود.
و این همان نقطهای است که باید با دقت زیر نظر گرفته شود: نه فقط اینکه آیا جنگی رخ خواهد داد، بلکه اینکه آیا تحولات پیش از آن، توانایی تصمیمگیری و واکنش بهموقع را محدود خواهند کرد یا خیر.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0