شنبه 25 مهر 1405

عقل_خاکستری

شش خبرنگار و مدیرمسئول دارای معلولیت در گچساران و باشت؛ تهدید یا سرمایه‌ای که مدیران نمی‌بینند؟

شش خبرنگار و مدیرمسئول دارای معلولیت در گچساران و باشت؛ تهدید یا سرمایه‌ای که مدیران نمی‌بینند؟ وقتی معلولیت مانع مطالبه‌گری نمی‌شود، چرا باید مانع حمایت مسئولان باشد؟ در شهرستان‌های گچساران و باشت، خبرنگاران و مدیران مسئول رسانه‌هایی همچون صدای شیوا، قلم صالح، صدای گچساران، رویداد زاگرس، گچساران نیوز، کرونا نیوز، خبرگزاری فارس و کبنا نیوز

اختصاصی کرونا

کد خبر : 129252
تاریخ انتشار : جمعه 24 مهر 1405 - 0:51

کرونا :

عقل_خاکستری

شش خبرنگار و مدیرمسئول دارای معلولیت در گچساران و باشت؛ تهدید یا سرمایه‌ای که مدیران نمی‌بینند؟

شش خبرنگار و مدیرمسئول دارای معلولیت در گچساران و باشت؛ تهدید یا سرمایه‌ای که مدیران نمی‌بینند؟

وقتی معلولیت مانع مطالبه‌گری نمی‌شود، چرا باید مانع حمایت مسئولان باشد؟

در شهرستان‌های گچساران و باشت، خبرنگاران و مدیران مسئول رسانه‌هایی همچون صدای شیوا، قلم صالح، صدای گچساران، رویداد زاگرس، گچساران نیوز، کرونا نیوز، خبرگزاری فارس و کبنا نیوز فعالیت می‌کنند. در میان فعالان رسانه‌ای این منطقه، افرادی دارای معلولیت‌های مختلف، از نابینایی مطلق و کم‌بینایی گرفته تا معلولیت‌های جسمی و حرکتی، حضور دارند.

بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، شش نفر از خبرنگاران و مدیران مسئول رسمی این منطقه دارای معلولیت هستند؛ افرادی که با وجود موانع جسمی و شرایط دشوار زندگی، مسئولیتی را بر عهده گرفته‌اند که ذاتاً با فشار کاری، پیگیری مستمر، حضور در میدان، پاسخ‌خواهی از مدیران و تحمل انتقادها همراه است.

اما پرسش اصلی اینجاست: چه چیزی باعث می‌شود فردی که با محدودیت‌های متعدد روبه‌روست، وارد حرفه‌ای دشوار و پراسترس مانند خبرنگاری شود؟

آیا این افراد به دلیل ناتوانی از فعالیت‌های دیگر به رسانه روی آورده‌اند یا خبرنگاری برای آن‌ها فرصتی است تا توانایی‌های خود را نشان دهند، صدای مردم باشند و در برابر مشکلات جامعه سکوت نکنند؟

پاسخ هرچه باشد، یک نکته روشن است: معلولیت به‌خودی‌خود به معنای ناتوانی در مدیریت، تحلیل، نویسندگی، مطالبه‌گری یا اثرگذاری اجتماعی نیست.

چرا خبرنگاری برای برخی افراد دارای معلولیت به یک مسیر جدی تبدیل می‌شود؟

خبرنگاری فقط حضور در محل حادثه یا گرفتن تصویر نیست. بخش مهمی از این حرفه به قدرت تحلیل، شناخت مسائل جامعه، تسلط بر اطلاعات، نوشتن، ارتباط‌گیری و پیگیری مطالبات مردم وابسته است.

فرد نابینا می‌تواند با ابزارهای دسترس‌پذیری اطلاعات را بخواند و تحلیل کند؛ فرد کم‌بینا می‌تواند با فناوری‌های کمکی فعالیت رسانه‌ای داشته باشد و فرد دارای معلولیت جسمی و حرکتی نیز می‌تواند با استفاده از امکانات مناسب، مدیریت رسانه و پیگیری مسائل عمومی را بر عهده بگیرد.

بااین‌حال، این به معنای نادیده گرفتن دشواری‌های واقعی نیست.

دسترسی نامناسب به ساختمان‌های اداری، نبود امکانات مناسب برای حضور در جلسات، مشکلات رفت‌وآمد، محدودیت تجهیزات و هزینه‌های فعالیت رسانه‌ای و گاهی نگاه نادرست برخی مدیران، می‌توانند مسیر فعالیت حرفه‌ای این افراد را دشوارتر کنند.

در چنین شرایطی، فعالیت رسانه‌ای فرد دارای معلولیت فقط یک شغل نیست؛ بلکه می‌تواند تلاشی مستمر برای اثبات توانایی، استقلال حرفه‌ای و مشارکت در جامعه باشد.

شش خبرنگار دارای معلولیت؛ خطر برای شهرستان یا ظرفیت توسعه؟

اگر بخواهیم واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنیم، حضور خبرنگاران دارای معلولیت نه تهدیدی برای یک شهرستان کوچک است و نه به‌خودی‌خود نشانه توسعه‌یافتگی آن.

این حضور، یک ظرفیت انسانی و اجتماعی است که چگونگی برخورد مدیران با آن می‌تواند به فرصت یا زمینه‌ای برای سرخوردگی تبدیل شود.

وقتی افراد دارای معلولیت در جایگاه خبرنگار و مدیرمسئول فعالیت می‌کنند، جامعه می‌تواند از تجربه‌های متفاوت، نگاه‌های تازه و شناخت عمیق‌تر مشکلات دسترس‌پذیری بهره ببرد.

این افراد می‌توانند علاوه بر مسائل عمومی شهرستان، مشکلاتی را نیز پیگیری کنند که گاهی در تصمیم‌گیری‌های اداری کمتر دیده می‌شوند؛ از مناسب‌سازی معابر و ساختمان‌ها گرفته تا دسترسی به خدمات عمومی، اشتغال و مشارکت اجتماعی.

البته نباید از این افراد انتظار داشت که صرفاً به دلیل داشتن معلولیت، نماینده تمام افراد دارای معلولیت باشند یا همه مشکلات این قشر را حل کنند. آن‌ها پیش از هر چیز، فعالان حرفه‌ای رسانه هستند و باید مانند دیگر خبرنگاران، بر اساس توانایی، تخصص و عملکردشان ارزیابی شوند.

چرا درک این ظرفیت برای برخی مدیران دشوار است؟

این پرسش نیازمند بررسی عملکرد مدیران است، نه قضاوت کلی درباره همه آن‌ها.

اگر خبرنگاری برای ورود به یک اداره، حضور در جلسه‌ای رسمی یا دسترسی به اطلاعات عمومی با مانع روبه‌رو شود، باید پرسید آیا این مانع ناشی از محدودیت‌های ساختمان است، نبود برنامه‌ریزی، ضعف امکانات یا نگاه نادرست به توانایی افراد دارای معلولیت؟

اگر جلسات مهم در مکان‌های غیرقابل‌دسترس برگزار شوند، اگر امکان ارتباط مناسب با خبرنگار نابینا فراهم نباشد یا اگر برای مشارکت حرفه‌ای این افراد تسهیلات لازم در نظر گرفته نشود، نتیجه آن محدود شدن فرصت‌های برابر خواهد بود.

در چنین وضعیتی، مدیران باید به‌جای نگاه ترحم‌آمیز یا تشریفاتی، به دنبال رفع موانع واقعی باشند.

حمایت از خبرنگار دارای معلولیت به معنای امتیاز ویژه، مصونیت از نقد یا انتظار برخورد متفاوت نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که او بتواند مانند دیگران وظیفه حرفه‌ای خود را انجام دهد.

مطالبه از فرمانداری‌ها و دستگاه‌های اجرایی گچساران و باشت

از فرمانداران، مدیران دستگاه‌های اجرایی و مسئولان مرتبط با امور اجتماعی و رسانه‌ای انتظار می‌رود چند موضوع را به‌صورت جدی پیگیری کنند:

۱. دسترس‌پذیری جلسات و نشست‌های خبری: محل برگزاری نشست‌ها باید برای خبرنگاران دارای معلولیت قابل‌دسترسی باشد.

۲. دسترسی برابر به اطلاعات: خبرنگاران دارای معلولیت نباید به دلیل نبود امکانات ارتباطی یا فناوری‌های کمکی از دریافت اطلاعات عمومی محروم شوند.

۳. توجه به مناسب‌سازی محیط‌های اداری: وضعیت دسترسی به ساختمان‌های محل مراجعه خبرنگاران بررسی و موانع موجود برطرف شود.

۴. حمایت حرفه‌ای، نه ترحم‌آمیز: معیار تعامل با خبرنگاران باید استقلال رسانه، مسئولیت حرفه‌ای و رعایت حقوق قانونی آنان باشد.

۵. شنیدن مطالبات بدون تبعیض: انتقاد رسانه‌ای نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن خبرنگار یا محدود کردن دسترسی او به اطلاعات شود.

پرسش نهایی؛ مدیران چه پاسخی دارند؟

اگر در شهرستانی مانند گچساران و باشت، افراد دارای معلولیت توانسته‌اند وارد عرصه دشوار خبرنگاری شوند، فعالیت کنند، رسانه را مدیریت کنند و مطالبات مردم را پیگیری کنند، آیا نباید این موضوع مدیران را به بازنگری در نگاه خود به توانایی‌های انسانی وادار کند؟

آیا بهتر نیست به‌جای آنکه معلولیت را پیش از توانایی ببینیم، ابتدا عملکرد، تخصص و مسئولیت‌پذیری افراد را ارزیابی کنیم؟

و پرسش مهم‌تر اینکه اگر این خبرنگاران با وجود موانع موجود توانسته‌اند در عرصه رسانه باقی بمانند، مسئولان برای کاهش آن موانع چه کرده‌اند؟

معلولیت نباید به دیواری میان شهروند و فرصت‌های اجتماعی تبدیل شود. معیار توسعه یک شهرستان فقط تعداد پروژه‌های عمرانی نیست؛ نحوه برخورد آن با انسان‌ها، میزان دسترس‌پذیری خدمات و فرصت برابر برای مشارکت نیز بخشی از واقعیت توسعه است.

گچساران و باشت به خبرنگارانی نیاز دارند که آزادانه، مسئولانه و مستقل فعالیت کنند؛ خبرنگارانی که بتوانند از مدیران سؤال بپرسند و در برابر مشکلات مردم سکوت نکنند.

اگر این افراد توانسته‌اند با وجود دشواری‌ها در عرصه رسانه حضور داشته باشند، اکنون نوبت مسئولان است که نشان دهند تا چه اندازه برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های انسانی منطقه آمادگی دارند.

پرسش ما روشن است: حضور خبرنگاران دارای معلولیت را باید مسئله‌ای برای مدیریت شهرستان دانست یا فرصتی برای اثبات اینکه شایستگی، مسئولیت‌پذیری و توانایی حرفه‌ای به وضعیت جسمی افراد محدود نمی‌شود؟

نویسنده:عقل_خاکستری

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.