سه شنبه 28 مهر 1405

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

آیا تاجگردون از پروژه‌محوری به اشتغال‌محوری رسیده است؟

آیا تاجگردون از پروژه‌محوری به اشتغال‌محوری رسیده است؟ سال‌هاست نام غلامرضا تاجگردون با پروژه، بودجه، زیرساخت، سرمایه‌گذاری و توسعه گچساران و باشت گره خورده است؛ از پیگیری طرح‌های بزرگ صنعتی و نفتی گرفته تا تلاش برای جذب سرمایه و ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی. اما امروز یک سؤال اساسی‌تر از همیشه مطرح است: آیا تاجگردون از «پروژه‌محوری»

اختصاصی کرونا

کد خبر : 128941
تاریخ انتشار : دوشنبه 23 شهریور 1405 - 11:18

کرونا :

امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

آیا تاجگردون از پروژه‌محوری به اشتغال‌محوری رسیده است؟

آیا تاجگردون از پروژه‌محوری به اشتغال‌محوری رسیده است؟

سال‌هاست نام غلامرضا تاجگردون با پروژه، بودجه، زیرساخت، سرمایه‌گذاری و توسعه گچساران و باشت گره خورده است؛ از پیگیری طرح‌های بزرگ صنعتی و نفتی گرفته تا تلاش برای جذب سرمایه و ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی.

اما امروز یک سؤال اساسی‌تر از همیشه مطرح است:

آیا تاجگردون از «پروژه‌محوری» به «اشتغال‌محوری» رسیده است؟

این سؤال به معنای آن نیست که اشتغال در گذشته دغدغه او نبوده است. اتفاقاً سابقه مواضع او نشان می‌دهد اشتغال سال‌ها در میان اهداف توسعه‌ای‌اش قرار داشته است. حتی پیش از این نیز از پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری با هدف کاهش بیکاری سخن گفته شده بود.

اما تفاوت امروز در این است که شرایط منطقه و کشور تغییر کرده است.

امروز دیگر برای جوان گچسارانی، «کلنگ پروژه» به تنهایی خبر خوش نیست.

او شغل می‌خواهد.

جوانی که با تورم، کاهش قدرت خرید، گرانی مسکن، هزینه ازدواج، دشواری تشکیل خانواده و آینده مبهم اقتصادی روبه‌روست، نمی‌تواند با رقم سرمایه‌گذاری یک پروژه زندگی خود را بسازد.

در چنین شرایطی، پروژه زمانی ارزش اجتماعی پیدا می‌کند که به اشتغال پایدار، درآمد پایدار و آینده قابل پیش‌بینی تبدیل شود.

جنگ، تحریم و تورم؛ معادله را سخت‌تر کرده‌اند

این مسئله را نمی‌توان جدا از شرایط کشور تحلیل کرد.

تحریم‌ها هزینه سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری را بالا برده‌اند؛ تورم، قدرت خرید خانوار را کاهش داده؛ و بحران‌های امنیتی و جنگی نیز ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش داده‌اند.

در چنین شرایطی، حفظ یک سرمایه‌گذار و ادامه یک پروژه بزرگ خود به یک مسئله مهم تبدیل می‌شود.

تاجگردون نیز اخیراً دقیقاً بر همین نقطه دست گذاشته و هشدار داده که نباید با فشار و حاشیه، سرمایه‌گذاری‌های منطقه را از بین برد؛ در عین حال تأکید کرده که شفافیت و جذب تخصصی و عادلانه نیرو باید مطالبه شود.

این نگاه از یک جهت قابل دفاع است:

در اقتصاد بحران‌زده، فراری دادن سرمایه‌گذار یعنی از دست دادن فرصت شغلی آینده.

اما از طرف دیگر، این حرف یک نیمه دوم بسیار مهم هم دارد:

حفظ سرمایه‌گذاری نباید به معنای حذف مطالبه‌گری مردم باشد.

سرمایه‌گذار باید امنیت داشته باشد؛ اما جوان جویای کار هم باید امنیت داشته باشد که فرصت شغلی بر اساس قانون، تخصص، شایستگی و اولویت بومی توزیع می‌شود.

نقطه حساس ماجرا همین‌جاست

در ماه‌های اخیر، موضوع جذب نیرو در پروژه‌های منطقه به یکی از بحث‌های جدی تبدیل شده است. گزارش‌هایی درباره اعتراض جوانان بومی و مطالبه شفافیت در فرآیند جذب منتشر شده و حتی رسانه‌ها خواستار روشن شدن تعداد نیروهای جذب‌شده، معیارهای انتخاب و سهم نیروهای بومی شده‌اند.

پس امروز مسئله فقط این نیست که:

«چند میلیارد تومان پروژه وارد گچساران شده است؟»

سؤال اصلی این است:

این پروژه‌ها در نهایت چند شغل پایدار برای فرزندان این منطقه ایجاد می‌کنند؟

برای نمونه، درباره پالایشگاه گچساران ظرفیت اشتغال حدود ۶ تا ۷ هزار نفر عنوان شده، اما خود مسئولان نیز تأکید کرده‌اند که این نیروها مرحله‌به‌مرحله و متناسب با نیاز تخصصی پروژه جذب خواهند شد.

این یعنی فرصت بزرگی وجود دارد؛ اما فرصت با اشتغال واقعی یکی نیست.

آزمون جدید تاجگردون

به نظر می‌رسد تاجگردون امروز وارد مرحله متفاوتی از کار سیاسی خود شده است.

در سال‌های گذشته، بخش مهمی از روایت توسعه منطقه حول این موضوع می‌چرخید که:

چه پروژه‌ای آمد؟
چه اعتباری گرفته شد؟
چه زیرساختی ساخته شد؟
چه سرمایه‌ای وارد منطقه شد؟

اما از اینجا به بعد سؤال مردم تغییر می‌کند:

این پروژه چه چیزی به سفره من اضافه کرد؟

این تغییر سؤال، شاید مهم‌ترین تغییر سیاسی ـ اجتماعی گچساران باشد.

چون در شرایط تورمی، یک پروژه چند هزار میلیارد تومانی اگر برای مردم به شغل و درآمد تبدیل نشود، ممکن است در ذهن جامعه فقط یک عدد بزرگ باقی بماند.

و اینجا یک مسئولیت مهم متوجه تاجگردون است

اگر امروز اشتغال به محور اصلی نگاه او تبدیل شده، باید این تغییر را از «حرف» به شاخص قابل اندازه‌گیری تبدیل کند.

مردم باید بدانند:

  • هر پروژه چند شغل مستقیم ایجاد می‌کند؟
  • چند شغل غیرمستقیم؟
  • چند شغل در دوران ساخت و چند شغل پس از بهره‌برداری؟
  • چند درصد نیروها بومی هستند؟
  • سهم نیروهای متخصص بومی چقدر است؟
  • فرآیند استخدام چگونه انجام می‌شود؟
  • چه نهادی بر آن نظارت می‌کند؟
  • و آیا آمار استخدام‌ها برای مردم قابل دسترسی خواهد بود؟

این همان جایی است که پروژه‌محوری باید به اشتغال‌محوری واقعی تبدیل شود.

اما یک هشدار سیاسی هم وجود دارد

در فضای سیاسی امروز، اشتغال می‌تواند هم بزرگ‌ترین نقطه قوت تاجگردون باشد و هم بزرگ‌ترین نقطه آسیب او.

اگر پروژه‌ها به اشتغال واقعی جوانان منجر شوند، تاجگردون می‌تواند بگوید بخشی از وعده توسعه‌ای که سال‌ها درباره آن صحبت شده بود، اکنون به نتیجه ملموس رسیده است.

اما اگر پروژه‌ها بزرگ باشند و جوانان همچنان بیکار بمانند، منتقدان خواهند پرسید:

پس سهم مردم از این همه توسعه چه شد؟

و این سؤال در شرایط تورم، تحریم و فشار اقتصادی، بسیار سنگین‌تر از گذشته خواهد بود.

حتی مردم هم باید تلنگر بخورند

مطالبه‌گری نباید به معنای تخریب پروژه باشد.

جوانی که برای شغل اعتراض می‌کند، حق دارد پاسخ بخواهد.

اما جامعه نیز باید مراقب باشد که مطالبه اشتغال را با مطالبه سهم شخصی اشتباه نگیرد.

اگر قرار است هزاران فرصت شغلی ایجاد شود، معیار باید قانون، تخصص، شایستگی، اولویت بومی و شفافیت باشد؛ نه رابطه، فشار سیاسی یا فهرست‌های غیررسمی.

خود تاجگردون نیز اخیراً همین دوگانه را مطرح کرده است: از یک سو حفظ سرمایه‌گذاری و از سوی دیگر شفافیت و عدالت در جذب نیرو.

این شاید یکی از معدود نقاطی باشد که مطالبه مردم و منافع توسعه‌ای منطقه باید به یکدیگر برسند، نه اینکه مقابل هم قرار بگیرند.

جمع‌بندی

بنابراین شاید امروز بهتر باشد کارنامه تاجگردون را نه با تعداد کلنگ‌ها و نه فقط با تعداد پروژه‌ها قضاوت کنیم.

بلکه با یک سؤال ساده:

چند جوان گچسارانی و باشتی توانستند از این توسعه، شغل و آینده بسازند؟

اگر پاسخ این سؤال در سال‌های آینده مثبت باشد، آن‌وقت می‌توان گفت تاجگردون واقعاً از پروژه‌محوری به اشتغال‌محوری عبور کرده است.

اما اگر پروژه‌ها بمانند و بیکاری هم بماند، جامعه حق دارد دوباره سؤال کند:

توسعه برای چه کسی؟

امروز شرایط کشور عادی نیست؛ جنگ و ناامنی، تحریم، تورم و فشار معیشتی، هر تصمیم اقتصادی را دشوارتر کرده‌اند. در چنین شرایطی نه می‌توان سرمایه‌گذار را فراری داد و نه می‌توان مطالبه جوانان را نادیده گرفت.

راه درست، حفظ سرمایه‌گذاری + شفافیت استخدام + اولویت واقعی نیروهای بومی + تخصص + نظارت عمومی است.

و شاید مهم‌ترین آزمون سیاسی تاجگردون از همین‌جا آغاز شود:

پروژه آوردن مهم بود؛ اما حالا باید دید این پروژه‌ها برای فرزندان جنوب، شغل می‌آورند یا نه.

نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.