سه شنبه 28 مهر 1405

امین کائیدی شادگان

نرخ سوم بنزین رسما ۱۰ هزار تومان شد

نرخ سوم بنزین رسما ۱۰ هزار تومان شد خبر افزایش قیمت بنزین از نظر اقتصادی مهم‌تر از خود عدد ۱۰ هزار تومان است؛ چون عملاً دولت یک «قیمت سوم» را از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان رسانده، در حالی که دو سهمیه اصلی را دست‌نخورده گذاشته است. خبر اجرای این تصمیم از بامداد ۱۷ شهریور

اختصاصی کرونا

کد خبر : 128885
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 17 شهریور 1405 - 10:04

کرونا :

امین کائیدی شادگان

نرخ سوم بنزین رسما ۱۰ هزار تومان شد

نرخ سوم بنزین رسما ۱۰ هزار تومان شد

خبر افزایش قیمت بنزین از نظر اقتصادی مهم‌تر از خود عدد ۱۰ هزار تومان است؛ چون عملاً دولت یک «قیمت سوم» را از ۵ هزار به ۱۰ هزار تومان رسانده، در حالی که دو سهمیه اصلی را دست‌نخورده گذاشته است. خبر اجرای این تصمیم از بامداد ۱۷ شهریور نیز تأیید شده است.

اول یک نکته مهم

ساختار فعلی این است:

نرخ سهمیه نقش اقتصادی
۱۵۰۰ تومان ۶۰ لیتر یارانه‌ای و حمایتی
۳۰۰۰ تومان ۵۰ لیتر نیمه‌یارانه‌ای
۱۰٬۰۰۰ تومان مصرف خارج از سهمیه/کارت جایگاه نرخ تنظیم‌کننده مصرف

یعنی برای یک خودرو، ۱۱۰ لیتر اول همچنان بسیار ارزان است و شوک مستقیم قیمت به تمام مصرف‌کنندگان وارد نمی‌شود. دولت نیز گفته مجموع ۱۱۰ لیتر با دو نرخ اول، نیاز حدود ۸۵ درصد مردم را پوشش می‌دهد؛ البته مبنای این عدد به‌طور عمومی با جزئیات کافی توضیح داده نشده است.

اما سؤال اصلی: نرخ ۱۰ هزار تومانی روی چه چیزی اثر می‌گذارد؟

۱. حمل‌ونقل؛ اولین اثر

بیشترین اثر فوری روی کسانی است که بیش از سهمیه ۱۱۰ لیتری مصرف می‌کنند:

  • تاکسی‌ها و خودروهای پرکارکرد
  • مسافربرها
  • خودروهای بین‌شهری
  • وانت‌ها
  • کسب‌وکارهای وابسته به خودرو
  • خانواده‌هایی که مصرف بالایی دارند

بنابراین ممکن است هزینه حمل‌ونقل به‌تدریج افزایش پیدا کند.

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

اگر ۸۵ درصد مردم واقعاً در همان ۱۱۰ لیتر باقی بمانند، اثر مستقیم افزایش نرخ سوم بر سبد مصرف خانوار محدودتر از چیزی است که از «دو برابر شدن قیمت بنزین» تصور می‌شود.

مشکل از جایی شروع می‌شود که راننده، تاکسی، وانت یا تولیدکننده، افزایش هزینه خود را به قیمت خدمات و کالا منتقل کند.

۲. اثر دوم: «اثر روانی» از اثر مستقیم مهم‌تر است

اینجا به نظرم نقطه حساس ماجراست.

وقتی مردم می‌بینند:

۵۰۰۰ → ۱۰٬۰۰۰ تومان

ذهن بازار فقط به مصرف‌کننده‌ای که کارت جایگاه استفاده می‌کند نگاه نمی‌کند.

فروشنده می‌گوید:

«بنزین گران شده، حمل‌ونقل گران شده، پس قیمت من هم باید بالا برود.»

ممکن است حتی کالایی که سهم ناچیزی از هزینه حمل دارد، با موج افزایش قیمت مواجه شود.

بنابراین باید بین دو موضوع تفاوت گذاشت:

اثر حسابداری بنزین بر تورم ≠ اثر روانی و انتظاری بنزین بر قیمت‌ها

و دومی در اقتصاد تورمی ایران می‌تواند بسیار جدی باشد.

۳. نرخ ۱۵۰۰ تومان چه نقشی دارد؟

این نرخ عملاً سپر اجتماعی دولت است.

دولت می‌تواند بگوید:

«ما بنزین را برای مردم گران نکردیم؛ سهمیه ۶۰ لیتری همچنان ۱۵۰۰ تومان است.»

از نظر سیاسی این استدلال قابل فهم است.

اما از نظر اقتصادی، ۱۵۰۰ تومان همچنان یک قیمت کاملاً یارانه‌ای است و فاصله بسیار زیادی با هزینه فرصت سوخت دارد.

بنابراین این نرخ احتمالاً در کوتاه‌مدت ثابت می‌ماند؛ چون تغییر آن شوک اجتماعی بسیار بزرگ‌تری نسبت به افزایش نرخ سوم ایجاد می‌کند.

۴. نرخ ۳۰۰۰ تومان چه می‌کند؟

این نرخ یک منطقه میانی ایجاد می‌کند.

یعنی دولت فعلاً نمی‌خواهد انتخاب مردم فقط بین:

بنزین بسیار ارزان ۱۵۰۰ تومان

و

بنزین ۱۰ هزار تومان

باشد.

۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان باعث می‌شود مصرف‌کننده معمولی قبل از رسیدن به نرخ سوم، یک حاشیه امن داشته باشد.

به همین دلیل من احتمال می‌دهم اگر دولت بخواهد مرحله بعدی اصلاح قیمت را انجام دهد، ابتدا به سراغ تغییر تدریجی سهمیه‌ها یا نرخ دوم برود، نه اینکه یکباره نرخ ۱۵۰۰ تومان را حذف کند.

۵. آیا مصرف بنزین کاهش پیدا می‌کند؟

احتمالاً بله، اما نه به اندازه‌ای که دولت انتظار دارد.

چرا؟

چون ۱۱۰ لیتر ارزان همچنان وجود دارد.

اگر یک خانواده قبلاً مثلاً ۱۳۰ لیتر مصرف می‌کرد، فقط ۲۰ لیتر آن وارد نرخ سوم می‌شود.

پس افزایش قیمت کل هزینه بنزین او بسیار کمتر از دو برابر شدن قیمت بنزین است.

از طرف دیگر، وقتی گزینه‌های حمل‌ونقل عمومی، خودروهای کم‌مصرف و زیرساخت مناسب محدود باشند، مردم نمی‌توانند به‌سادگی مصرف را کاهش دهند.

بنابراین:

کاهش مصرف محتمل است، اما احتمالاً تدریجی و محدود خواهد بود.

۶. فروش بنزین در آینده چه خواهد شد؟

اینجا سه سناریو می‌بینم:

سناریوی اول ـ محتمل‌ترین

دولت همین مدل سه‌نرخی را حفظ می‌کند و تلاش می‌کند مردم را به سمت استفاده از سهمیه ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی سوق دهد.

در این حالت کارت جایگاه عملاً تبدیل می‌شود به:

ابزار قیمت‌گذاری مصرف مازاد.

سناریوی دوم ـ بسیار مهم

در مرحله بعد:

نرخ سوم دوباره افزایش پیدا کند.

مثلاً اگر ۱۰ هزار تومان هم نتواند مصرف مازاد را کنترل کند، دولت می‌تواند بگوید:

«نرخ سوم جواب نداده و فاصله قیمت با هزینه واقعی همچنان زیاد است.»

در این صورت رسیدن نرخ سوم به اعداد بالاتر در سال‌های آینده کاملاً محتمل است.

سناریوی سوم ـ اصلاح ساختاری

دولت به‌جای افزایش صرف قیمت، سراغ:

  • سهمیه‌بندی دقیق‌تر
  • انتقال سهمیه به شخص
  • کارت بانکی
  • فروش سهمیه
  • قیمت شناور
  • توسعه حمل‌ونقل عمومی
  • کنترل قاچاق

برود.

این سناریو اقتصادی‌تر است، ولی اجرای آن بسیار دشوارتر است.

و اما تورم؛ آیا بنزین ۱۰ هزار تومانی تورم ایجاد می‌کند؟

بله، اما نباید گفت تمام تورم ناشی از بنزین است.

این تفاوت بسیار مهم است.

بنزین یک شوک قیمتی ایجاد می‌کند، اما تورم پایدار معمولاً از ترکیب عواملی مانند:

  • رشد نقدینگی
  • کسری بودجه
  • کاهش ارزش پول ملی
  • افزایش هزینه تولید
  • انتظارات تورمی
  • ناترازی انرژی
  • کسری واردات و ارز

تغذیه می‌شود.

بنابراین اگر دولت فردا بنزین را گران کند ولی سایر موتورهای تورم را کنترل نکند، افزایش بنزین فقط یک موج جدید روی تورم موجود خواهد بود.

نفت چه می‌شود؟

اینجا یک سوءتفاهم مهم وجود دارد:

افزایش قیمت بنزین در ایران الزاماً باعث افزایش قیمت نفت جهانی نمی‌شود.

قیمت نفت جهانی بیشتر تابع این عوامل است:

عرضه و تقاضای جهانی + جنگ و ریسک ژئوپلیتیک + اوپک + وضعیت اقتصاد چین و آمریکا + اختلال در مسیرهای صادراتی

بنابراین افزایش بنزین داخلی ایران به‌تنهایی اثر معناداری بر قیمت نفت برنت یا WTI ندارد.

اما برعکسش بسیار مهم است:

اگر قیمت جهانی نفت بالا برود، فشار اقتصادی روی ایران می‌تواند بیشتر شود.

افزایش نفت می‌تواند:

  • هزینه فرآورده‌ها را بالا ببرد
  • هزینه حمل‌ونقل جهانی را افزایش دهد
  • قیمت برخی کالاها را بالا ببرد
  • تورم جهانی را تشدید کند.

در شرایط فعلی، تنش‌های منطقه‌ای نیز بازار نفت را حساس‌تر کرده‌اند.

اما یک تناقض بزرگ وجود دارد

دولت می‌گوید:

نرخ سوم را بالا می‌بریم تا مصرف مدیریت شود.

این حرف از نظر اقتصادی منطق دارد.

اما سؤال مهم‌تر این است:

پول حاصل از این افزایش قیمت کجا می‌رود؟

سخنگوی دولت گفته درآمد حاصل از افزایش نرخ سوم صرف معیشت مردم خواهد شد.

ولی دقیقاً اینجاست که مطالبه‌گری باید شروع شود.

مردم باید بپرسند:

چقدر درآمد؟

چقدر به مردم برمی‌گردد؟

با چه سازوکاری؟

به چه دهک‌هایی؟

چه مقدار صرف حمل‌ونقل عمومی می‌شود؟

چه مقدار صرف کاهش کسری بودجه می‌شود؟

چون اگر درآمد جدید وارد بودجه عمومی شود و صرف هزینه‌های جاری شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً «سیاست کنترل مصرف» نامید.

جمع‌بندی من

من این تصمیم را مرحله‌ای از اصلاح قیمت انرژی می‌بینم، نه پایان ماجرای بنزین.

دولت فعلاً هوشمندانه‌ترین بخش سیاسی ماجرا را انتخاب کرده:

۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ را دست نمی‌زند، اما مصرف مازاد را گران می‌کند.

این کار شوک اجتماعی را نسبت به افزایش مستقیم همه نرخ‌ها کاهش می‌دهد.

اما خطر اصلی در جای دیگری است:

بنزین ۱۰ هزار تومانی شاید به‌تنهایی تورم بزرگی ایجاد نکند؛ اما در اقتصادی که مردم و بازار از قبل انتظار افزایش قیمت دارند، می‌تواند بهانه‌ای برای موج جدید افزایش قیمت‌ها شود.

و از همه مهم‌تر:

اگر دولت نتواند همزمان کسری بودجه، نقدینگی، نرخ ارز، حمل‌ونقل و بهره‌وری انرژی را کنترل کند، افزایش نرخ سوم بنزین مشکل ناترازی انرژی را حل نمی‌کند؛ فقط بخشی از هزینه آن را از دولت به مصرف‌کننده منتقل می‌کند.

حتی گزارش‌های داخلی نیز بر این نکته تأکید کرده‌اند که با توجه به اینکه بخش بزرگی از مصرف در دو سهمیه اول انجام می‌شود، اثر افزایش نرخ سوم بر مصرف ممکن است محدود باشد.

به زبان ساده:
بنزین ۱۰ هزار تومانی را نباید فقط با این سؤال سنجید که «لیتری چقدر گران شد؟»؛ سؤال اصلی این است:

«این ۵ هزار تومان اضافه، از جیب چه کسی خارج می‌شود و در نهایت به جیب چه کسی می‌رود؟»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند این تصمیم را به یک اصلاح اقتصادی قابل دفاع یا یک مالیات تورمی جدید بر مردم تبدیل کند.

نویسنده:امین کائیدی شادگان

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.