امین کائیدی شادگان
غیبت مدیران، سکوت فرمانداری و بیتفاوتی شرکت نفت؛ شورای مشارکت یا شورای غیبت؟
غیبت مدیران، سکوت فرمانداری و بیتفاوتی شرکت نفت؛ شورای مشارکت یا شورای غیبت؟ این تحلیل هم نقاط ضعف مدیریتی را برجسته میکند، هم ضعف ساختار بودجهای و هم چالش فرهنگیِ بیتفاوتی ادارات نسبت به جامعه هدف بهزیستی را بررسی میکند: تحلیل و نقد: بهزیستی در گچساران؛ سازمانی که تنها مانده است نشست شورای مشارکتهای مردمی
کرونا :
امین کائیدی شادگان

غیبت مدیران، سکوت فرمانداری و بیتفاوتی شرکت نفت؛ شورای مشارکت یا شورای غیبت؟
این تحلیل هم نقاط ضعف مدیریتی را برجسته میکند، هم ضعف ساختار بودجهای و هم چالش فرهنگیِ بیتفاوتی ادارات نسبت به جامعه هدف بهزیستی را بررسی میکند:
تحلیل و نقد: بهزیستی در گچساران؛ سازمانی که تنها مانده است
نشست شورای مشارکتهای مردمی گچساران، بیش از آنکه جلسهای برای همافزایی دستگاهها باشد، آیینهای از تنهایی یک سازمان فراموششده بود؛ سازمانی که باید از جنینیترین مرحله زندگی انسان تا سالهای پایانی عمر او را حمایت کند، اما در میدان عمل تنها ایستاده است.
۱. غیبت مدیران؛ نشانه یک بیماری مدیریتی مزمن
وقتی رئیس بهزیستی و رئیس شبکه بهداشت، هر دو با صراحت اعلام میکنند «عدم حضور مدیران به یک فرهنگ تبدیل شده است»، این دیگر یک گلایه معمولی نیست؛ بلکه نشانهای از نابسامانی مدیریتی در سطح شهرستان است.
جلسهای که برای جمعیت ۵ هزار معلول، ۱۲۵۰ زن بیسرپرست، صدها خانواده چندقلویی و دهها پرونده کودکآزاری و اعتیاد تشکیل میشود، باید وزنهای بیشتر از این داشته باشد.
غیبت مدیران در چنین نشستی یعنی:
- پایین بودن ارزش مشارکت اجتماعی در نگاه ادارات
- تبدیلشدن امور اجتماعی به حاشیه سیاست و اقتصاد
- فقدان مسئولیتپذیری نسبت به اقشار آسیبپذیر
این رفتار، بیش از کمکاری، به بیتفاوتی ساختاری تبدیل شده است؛ بیتفاوتیای که هزینه آن را معلولان، زنان بیسرپرست و کودکان کار میپردازند.
۲. اعتبارات محدود، مأموریتهای گسترده؛ معادله نشدنی
بهزیستی، به اذعان رئیس آن، گسترهای بیسابقه از خدمات را ارائه میدهد:
- کودکآزاری و همسرآزاری
- سالمندآزاری
- معلولیت جسمی و ذهنی
- اعتیاد
- پیشگیری از آسیبهای خانوادگی
- پروندههای چندقلویی
- مشاوره و اورژانس اجتماعی
- حمایت از زنان بدسرپرست
این حجم مأموریت، با «اعتبارات محدود» سازگار نیست.
در واقع، دولت سالهاست بهزیستی را به سازمانی ماموریتمحور اما بدون ابزار تبدیل کرده است.
نتیجه چنین حکمرانیای کاملاً روشن است:
خستگی سازمانی، فرسایش نیروها و تنهایی در میدان مبارزه با آسیبهای اجتماعی.
بهزیستی گچساران دقیقاً در همین وضعیت قرار دارد؛ سازمانی گسترده با منابع محدود و کماعتنایی ادارات.
۳. شرکت نفت؛ ظرفیت بزرگ، مشارکت کوچک
اشاره رئیس بهزیستی به «عدم حمایت مناسب شرکت نفت» یکی از مهمترین محورهای انتقادی این نشست بود.
شرکت نفت در گچساران:
- بزرگترین کارفرما
- صاحب بیشترین اعتبارات
- گستردهترین شبکه خدماتی و انسانی
اما حداقلترین ارتباط را با بهزیستی دارد.
این مسئله دو احتمال دارد:
- یا شرکت نفت مسئولیت اجتماعی (CSR) را جدی نمیگیرد،
- یا سازوکاری برای تعریف پروژههای مشترک وجود ندارد.
در هر دو حالت، نتیجه یکی است:
جامعه هدف بهزیستی از ظرفیت عظیم اقتصادی شهرستان بیبهره مانده است.
۴. معلولان؛ از نخبگان تا نیازمندان خدمات پایه
وجود ۴۷ نخبه و دانشجوی معلول در گچساران، ظرفیت انسانی قابل توجهی است.
اما وقتی حتی «مناسبسازی معابر و ادارات» بهدرستی انجام نشده و سهمیه ۳ درصدی استخدام معلولان نادیده گرفته میشود، یعنی حقوق اولیه این قشر نیز جدی نیست.
- نبود رمپ مناسب
- عدم تکلیف ادارات به اجرای مناسبسازی
- عدم رعایت قانون استخدام معلولان
اینها همه نشانههایی از خلأ فرهنگی و مدیریتی است؛ خلائی که با اینکه قانون دارد، نظارت ندارد.
۵. نقد اصلی: نبود تولیت واحد برای مدیریت اجتماعی
از مجموع سخنان مدیران یک پیام واحد دریافت میشود:
هیچ دستگاهی خود را موظف به همکاری نمیداند.
پدیدهای که باعث میشود:
- مسئولیتها پراکنده شود
- تصمیمات اجرا نشود
- مشارکت داوطلبانه نباشد
- جلسات بیاثر شود
بهزیستی، به عنوان دبیر شورا، ابزار الزام ندارد و فرمانداری نیز ضمانت اجرایی کافی بر مشارکت دستگاهها اعمال نمیکند.
۶. راهحلها؛ از نقد تا پیشنهاد
برای خروج از وضعیت فعلی، چند محور ضروری است:
الف) الزام قانونی حضور مدیران
فرمانداری باید حضور همه ادارات را در جلسات شورای مشارکتهای مردمی به صورت الزامی و قابل پیگرد اداری اعلام کند.
ب) تعریف تفاهمنامه رسمی با شرکت نفت
با محوریت:
- تأمین تجهیزات توانبخشی
- حمایت از برنامههای فرهنگی و ورزشی معلولان
- مشارکت در ساخت خانههای حمایتی
- اجرای پروژههای مسئولیت اجتماعی
ج) تشکیل «کمیته اقدام مشترک»
متشکل از:
- بهزیستی
- شبکه بهداشت
- شهرداری
- آموزش و پرورش
- شرکت نفت
با وظایف مشخص و زمانبندیشده.
د) ایجاد سامانه شفاف گزارشدهی
تا هر اداره میزان مشارکت خود را بهصورت علنی اعلام کند.
این سامانه میتواند بسیاری از مدیران غیرپاسخگو را فعال کند.
ه) تقویت اورژانس اجتماعی و مناسبسازی شهری
با بودجه مشارکتی، نه فقط بودجه بهزیستی.
جمعبندی
نشست شورای مشارکتهای مردمی در گچساران، بهجای آنکه محلی برای برنامهریزی باشد، صحنهی طرح گلایههایی بود که سالهاست تکرار میشوند:
تنهایی بهزیستی، غیبت مدیران، نبود مشارکت شرکتهای بزرگ، و بیتوجهی به حقوق معلولان.
این وضعیت نه نتیجه یک جلسه، بلکه محصول سالها ضعف ساختار حمایتی و مدیریت اجتماعی شهرستان است.
اگر فرمانداری و شرکت نفت نقشهای خود را بهعنوان دو بازوی اصلی اجتماعی جدی نگیرند، بهزیستی همچنان تنها خواهد ماند؛ و هزینه این تنهایی را آسیبپذیرترین شهروندان میپردازند، نه مدیران.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0