شنبه 11 بهمن 1404

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

حملات اسرائیل به قطر؛ نقشه‌ای چندلایه در خلیج فارس

حملات اسرائیل به قطر؛ نقشه‌ای چندلایه در خلیج فارس در روزهایی که منطقه خاورمیانه به‌طور فزاینده‌ای درگیر تنش‌های نظامی، جنگ‌های نیابتی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی است، خبر حملات مستقیم اسرائیل به خاک قطر شوکی تازه در معادلات امنیتی ایجاد کرده است. این رخداد نه‌تنها برای دوحه که سال‌ها تلاش کرده خود را به‌عنوان میانجی بحران‌ها معرفی

اختصاصی کرونا

کد خبر : 124325
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۰

کرونا :

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

حملات اسرائیل به قطر؛ نقشه‌ای چندلایه در خلیج فارس

حملات اسرائیل به قطر؛ نقشه‌ای چندلایه در خلیج فارس

در روزهایی که منطقه خاورمیانه به‌طور فزاینده‌ای درگیر تنش‌های نظامی، جنگ‌های نیابتی و رقابت‌های ژئوپلیتیکی است، خبر حملات مستقیم اسرائیل به خاک قطر شوکی تازه در معادلات امنیتی ایجاد کرده است. این رخداد نه‌تنها برای دوحه که سال‌ها تلاش کرده خود را به‌عنوان میانجی بحران‌ها معرفی کند، بلکه برای کل خلیج فارس و حتی جهان عرب اهمیت حیاتی دارد. حملات اخیر، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که در خاورمیانه، هیچ وعده‌ای حتی اگر از زبان واشنگتن بیان شده باشد، ضمانت اجرایی ندارد. اما در پسِ این حملات، اهداف و نقشه‌هایی نهفته است که نیازمند واکاوی دقیق است.

هم‌پیمانی پنهان در جنگ ۱۲ روزه

قطر در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، در ظاهر سیاست بی‌طرفی و میانجی‌گری را پیش گرفت. اما اسناد و نشانه‌های فراوان نشان داد که دوحه، به‌واسطه حضور گسترده نیروهای آمریکایی در پایگاه هوایی العدید، ناخواسته و یا آگاهانه به بخشی از ماشین پشتیبانی اسرائیل تبدیل شده بود. از انتقال داده‌های اطلاعاتی گرفته تا هماهنگی‌های لجستیکی، رد پای همکاری‌های غیرمستقیم قطر دیده می‌شد. همین تجربه سبب شد افکار عمومی منطقه نسبت به صداقت سیاست خارجی قطر دچار تردید شود.

وعده ترامپ و تناقض آشکار

یکی از نقاط کلیدی در بررسی این رخداد، وعده دونالد ترامپ به مقامات قطری است. ترامپ در دوران ریاست‌جمهوری خود صراحتاً قول داده بود که آمریکا اجازه هیچ حمله‌ای به خاک قطر نخواهد داد. این وعده بخشی از راهبرد آمریکا برای تثبیت حضور نظامی در العدید و تضمین روابط اقتصادی ـ امنیتی با دوحه بود. اما حملات اخیر اسرائیل نشان داد که این تعهد صرفاً یک ابزار تاکتیکی بوده و هیچ ضمانت واقعی نداشته است. سکوت کنونی واشنگتن نیز به معنای پذیرش عملی قدرت‌نمایی اسرائیل در منطقه است.

نقشه اول: سوق دادن قطر به آغوش ایران

حمله اسرائیل به قطر می‌تواند به‌طور پارادوکسیکال زمینه نزدیکی دوحه و تهران را فراهم کند. قطر برای حفظ امنیت خود در برابر تهدیدات خارجی ممکن است به‌طور موقت یا محدود به سمت ایران متمایل شود. اسرائیل و آمریکا نیز از این روند آگاه‌اند و حتی شاید آن را هدایت می‌کنند. نزدیکی قطر به ایران در چارچوبی کنترل‌شده، می‌تواند از یک سو تنش‌ها را کاهش دهد و از سوی دیگر فرصتی برای استفاده اطلاعاتی و امنیتی از کانال‌های تازه به‌وجودآورده فراهم سازد. در واقع، این فشار نظامی ابزاری است برای کشاندن قطر به آغوش ایران، نه از سر اتحاد واقعی، بلکه از سر نیاز امنیتی.

نقشه دوم: ایجاد اعتماد برای مذاکره‌های دوباره و شاید جاسوسی دوباره

قطر به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش همواره بازیگر دوگانه‌ای بوده است؛ میزبان بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در غرب آسیا و در عین حال میانجی مذاکرات پنهان میان آمریکا، طالبان، ایران و گروه‌های دیگر. اکنون حملات اسرائیل فرصتی به دوحه می‌دهد تا بار دیگر به‌عنوان «قربانی» وارد میدان شود و اعتماد تهران را جلب کند. این اعتمادسازی می‌تواند در آینده به بستری برای مذاکرات پنهانی میان ایران و غرب یا حتی فعالیت‌های اطلاعاتی و جاسوسی تحت پوشش «میانجی‌گری» بدل گردد. اسرائیل با یک تیر، چند نشان زده است: هم قطر را زیر فشار قرار داده و هم کانال‌های تازه‌ای برای بهره‌برداری اطلاعاتی گشوده است.

نقشه سوم: تأمین امنیت نسبی برای پایگاه آمریکا در قطر

یکی از مهم‌ترین ابعاد این معادله، موقعیت پایگاه هوایی العدید است. حمله اسرائیل در ظاهر قطر را هدف گرفته، اما در باطن برای پایگاه آمریکا «حاشیه امن» ایجاد کرده است. با این حملات، افکار عمومی منطقه به سمت همدردی با قطر می‌رود و ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای نمی‌توانند به‌طور مستقیم این کشور را به‌خاطر میزبانی پایگاه آمریکا هدف بگیرند. به بیان دیگر، اسرائیل با حمله‌ای نمایشی و کنترل‌شده، نوعی سپر روانی و سیاسی برای حضور نظامی آمریکا در خاک قطر ایجاد کرده است.

پیامدهای ژئوپلیتیکی

۱. شکاف در جبهه آمریکا و متحدانش: حمله اسرائیل به قطر نشان داد که واشنگتن دیگر حتی امنیت نزدیک‌ترین متحدانش را تضمین نمی‌کند. این موضوع می‌تواند شکاف‌های عمیق‌تری میان آمریکا و شرکای عربی‌اش ایجاد کند.
۲. ضربه به مشروعیت قطر در جهان عرب: دوحه که همواره با شبکه الجزیره تلاش داشته خود را مدافع آرمان‌های عربی معرفی کند، اکنون با این حملات در موقعیتی متناقض قرار گرفته است؛ قربانی حمله اسرائیل اما هم‌زمان شریک آمریکا.
۳. بی‌ثباتی تازه در خلیج فارس: حمله به قطر می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌ها را در خلیج فارس به‌دنبال داشته باشد. کشوری که خود را میانجی معرفی می‌کرد، حالا به‌طور مستقیم وارد میدان بحران شده است.

نتیجه‌گیری

حملات اسرائیل به قطر را نمی‌توان صرفاً یک تجاوز نظامی دانست. این اقدام بخشی از یک نقشه چندلایه است که اهداف زیر را دنبال می‌کند:

  • کشاندن قطر به سمت ایران برای مدیریت تنش‌ها در قالبی کنترل‌شده،
  • ایجاد فضای اعتمادسازی ظاهری برای مذاکرات و فعالیت‌های اطلاعاتی،
  • و تأمین امنیت روانی و سیاسی برای پایگاه آمریکا در خاک قطر.

قول ترامپ برای تضمین امنیت قطر امروز به سندی از بی‌اعتباری سیاست‌های واشنگتن در خاورمیانه بدل شده است. اکنون دوحه در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار دارد: یا همچنان مهره‌ای در بازی آمریکا و اسرائیل باقی بماند، یا استراتژی مستقلی طراحی کند تا آینده‌اش را در منطقه‌ای پرآشوب تضمین کند.

نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi