شنبه 23 خرداد 1405

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

پیدایش رژیم اسرائیل؛ سرزمینی برای یهود یا بازگشت به موعود ایرانی؟

پیدایش رژیم اسرائیل؛ سرزمینی برای یهود یا بازگشت به موعود ایرانی؟   مقدمه در ژوئن ۱۹۴۸، تنها سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، نقشه خاورمیانه با تولد یک موجودیت سیاسی جدید دگرگون شد؛ موجودیتی که از آن پس، با عنوان «رژیم اسرائیل» شناخته می‌شود و تا به امروز در کانون شدیدترین تنش‌های ژئوپلیتیکی

اختصاصی کرونا

کد خبر : 121997
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 تیر 1404 - 0:04

کرونا :

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

پیدایش رژیم اسرائیل؛ سرزمینی برای یهود یا بازگشت به موعود ایرانی؟

پیدایش رژیم اسرائیل؛ سرزمینی برای یهود یا بازگشت به موعود ایرانی؟

 

مقدمه

در ژوئن ۱۹۴۸، تنها سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، نقشه خاورمیانه با تولد یک موجودیت سیاسی جدید دگرگون شد؛ موجودیتی که از آن پس، با عنوان «رژیم اسرائیل» شناخته می‌شود و تا به امروز در کانون شدیدترین تنش‌های ژئوپلیتیکی قرار دارد. اما آیا این رژیم صرفاً پناهگاهی برای یهودیان تحت ستم اروپا بود یا تحقق یک ایده دیرینه: بازگشت به «سرزمین موعود»؟ و آیا این سرزمین، از دید صهیونیست‌ها، صرفاً فلسطین است یا بخشی از آن به روایت متون دینی و تفاسیر تاریخی، در سرزمین ایران باستان جای دارد؟

از تبعید تا رؤیای بازگشت

تاریخ یهودیان، ترکیبی از مهاجرت، آوارگی، و انتظار است. پس از تخریب معبد دوم در اورشلیم توسط امپراتوری روم در سال ۷۰ میلادی، یهودیان پراکنده شدند. طی قرون وسطی، با آزارهای مکرر در اروپا، از جمله محاکم تفتیش عقاید، قتل‌عام‌ها، و تبعیض‌های قانونی، در جوامعی همچون لهستان، روسیه، آلمان و فرانسه زندگی می‌کردند، اما همواره در انتظار بازگشت به «ارض موعود» باقی ماندند؛ زمینی که به روایتی، از نیل تا فرات و به تفسیری دیگر، از اورشلیم تا شوش و اکباتان را در بر می‌گرفت.

با ظهور ناسیونالیسم در قرن نوزدهم، این انتظار شکل سیاسی‌تری به خود گرفت. تئودور هرتسل، روزنامه‌نگار اتریشی، صهیونیسم را به‌مثابه جنبشی برای بازگشت یهودیان به سرزمین اجدادی بنیان گذاشت؛ اما سؤال کلیدی باقی ماند: این سرزمین دقیقاً کجاست؟ فلسطین؟ یا جایی عمیق‌تر در شرق، در محدوده ایران باستان؟

ریشه‌های تاریخی در جغرافیای ایران

بسیاری از متون مقدس عبری، از جمله کتاب دانیال، عزرا و نحمیا، سرزمین‌های ماد، پارس، عیلام و بابل را به‌عنوان محل اسکان و نجات یهودیان در دوران تبعید معرفی می‌کنند. کوروش کبیر، شاهنشاه هخامنشی، در اسناد تاریخی به‌عنوان منجی قوم یهود معرفی می‌شود؛ کسی که اجازه بازگشت آنان به اورشلیم را صادر کرد. همین موضوع، ایران باستان را به بخشی از «سرزمین مقدس» در حافظه تاریخی یهودیان تبدیل کرده است.

برخی جریان‌های صهیونیستی، حتی در دوره آغازین خود، به ایران و عراق نیز به‌عنوان بخش‌هایی از سرزمین موعود نگاه می‌کردند؛ هرچند در عمل، تمرکز بر فلسطین تثبیت شد. اما این ذهنیت که ریشه‌های تاریخی یهودیت در شرق ایران نیز وجود دارد، همچنان در اسناد، تفاسیر و برخی روایت‌های فرقه‌ای باقی مانده است.

پروژه صهیونیسم: آرمان ملی یا ابزار استعمار؟

صهیونیسم سیاسی که در اواخر قرن نوزدهم توسط هرتسل و همراهانش تدوین شد، با هدف ایجاد «خانه‌ای امن برای یهودیان» پا به عرصه گذاشت. اما این هدف، خیلی زود از قالب یک جنبش صرفاً فرهنگی یا مذهبی خارج شد و در مدار سیاست جهانی قرار گرفت؛ جایی که امپراتوری بریتانیا، فرانسه و بعدها آمریکا نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت آن بازی کردند.

در سال ۱۹۱۷، با صدور بیانیه بالفور، بریتانیا وعده تشکیل یک «خانه ملی برای قوم یهود» را در سرزمین فلسطین صادر کرد؛ آن‌ هم زمانی که این منطقه تحت حاکمیت عثمانی بود و اکثریت جمعیت آن مسلمان و عرب بودند. این وعده، هم‌زمان با افزایش مهاجرت یهودیان اروپایی به فلسطین، پایه‌گذار تقابل خطرناک اعراب و یهودیان در منطقه شد.

تقسیم فلسطین و مقاومت عربی

در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل طرحی برای تقسیم فلسطین ارائه کرد: یک بخش برای یهودیان، یک بخش برای عرب‌ها، و منطقه‌ای بین‌المللی برای اورشلیم. این طرح از سوی صهیونیست‌ها پذیرفته شد، اما کشورهای عربی آن را توهینی به تاریخ، جغرافیا و مردم بومی دانستند و رد کردند.

در می ۱۹۴۸، هم‌زمان با پایان قیمومت بریتانیا، رژیم اسرائیل توسط دیوید بن‌گوریون اعلام موجودیت کرد. این واقعه، بلافاصله منجر به جنگ اول عرب‌ها و اسرائیل شد؛ جنگی که با پیروزی صهیونیست‌ها و شکست ائتلاف کشورهای عربی همراه شد.

پیامد اصلی این جنگ، آوارگی بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی بود که به کشورهای همسایه پناه بردند و اصطلاح «نکبه» (فاجعه) برای توصیف آن شکل گرفت.

شکل‌گیری یک رژیم امنیت‌محور

در سال‌های ابتدایی پس از تأسیس، رژیم اسرائیل بیش از آنکه یک ساختار لیبرال-دموکراتیک باشد، به یک سیستم امنیتی-نظامی شدیداً ایدئولوژیک شبیه بود.

– ارتش دفاعی اسرائیل (IDF)، که فوراً پس از جنگ اول عرب‌ها ایجاد شد، به یک ستون فقرات قدرت تبدیل شد؛ نه فقط در برابر تهدیدات خارجی، بلکه برای مدیریت تنش‌های داخلی با فلسطینی‌ها و اعراب اسرائیلی.
– اقتصاد در این دوره مبتنی بر کمک‌های خارجی، به‌ویژه از آمریکا و یهودیان ثروتمند اروپا و آمریکا بود.
– ساختار داخلی ترکیبی از سکولاریسم مدرن و ارجاعاتی به هویت دینی یهودی بود. گرچه رژیم اسرائیل به‌عنوان یک موجودیت سکولار اعلام شد، اما بسیاری از قوانین، سیاست‌ها و مناسبات اجتماعی آن ریشه در احکام مذهبی داشتند.

پایان‌بندی: بحران، مشروعیت، و پرسش از تاریخ

پیدایش رژیم اسرائیل، چه از منظر صهیونیسم، چه از دید استعمارگرایان قرن بیستم و چه از منظر منتقدان، یک پروژه پیچیده تاریخی است. این رژیم، بر بستر ظلم تاریخی بر یهودیان، اما با توسل به ابزارهای زور، مهاجرت، تبعیض و جنگ شکل گرفت.

در این میان، نقش ایران تاریخی – از کوروش تا سرزمین‌های ماد و پارس – در ذهنیت صهیونیستی به‌عنوان بخشی از «سرزمین نجات» باقی مانده است. گرچه در سیاست روز، فلسطین مرکز تحرکات صهیونیسم است، اما بازتاب‌های اسطوره‌ای آن، به‌ویژه در تفاسیر افراطی، هنوز فراتر از مرزهای فلسطین تداوم دارد.

در نهایت، این پرسش بی‌پاسخ می‌ماند:
آیا رژیمی که بر پایه فرار از ظلم بنا شده، می‌تواند با ظلم، تبعیض و آوارگی دیگران ادامه یابد؟
و آیا تاریخ به یک بازگشت دیگر نیاز دارد؛ بازگشتی به عدالت، حقیقت، و بازخوانی بی‌طرفانه آنچه که در ۱۹۴۸ آغاز شد…

 

نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi