سه شنبه 28 مهر 1405

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

نامرئی اما واقعی ؛چگونه ایران در سکوت رسانه‌ها جنگ را مدیریت کرد؟

نامرئی اما واقعی چگونه ایران در سکوت رسانه‌ها جنگ را مدیریت کرد؟ «دیده نمی‌شد، اما وجود داشت.» شاید این خلاصه‌ترین توصیف از جنگ ۱۲ روزه‌ای باشد که میان ایران و اسرائیل در میانه خرداد تا اوایل تیرماه ۱۴۰۴ رخ داد. رسانه‌های رسمی سکوت کردند، جریان‌های خبری سردرگم بودند و حتی تحلیلگران غربی نیز یا بی‌اطلاع

اختصاصی کرونا

کد خبر : 121804
تاریخ انتشار : چهارشنبه 18 تیر 1404 - 3:16

کرونا :

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

نامرئی اما واقعی ؛چگونه ایران در سکوت رسانه‌ها جنگ را مدیریت کرد؟

نامرئی اما واقعی

چگونه ایران در سکوت رسانه‌ها جنگ را مدیریت کرد؟

«دیده نمی‌شد، اما وجود داشت.» شاید این خلاصه‌ترین توصیف از جنگ ۱۲ روزه‌ای باشد که میان ایران و اسرائیل در میانه خرداد تا اوایل تیرماه ۱۴۰۴ رخ داد. رسانه‌های رسمی سکوت کردند، جریان‌های خبری سردرگم بودند و حتی تحلیلگران غربی نیز یا بی‌اطلاع ماندند یا آگاهانه مسیر انکار را برگزیدند. اما این جنگ ـ با همه پیچیدگی‌هایش ـ یک واقعیت انکارناپذیر بود؛ واقعیتی نامرئی اما به‌شدت تأثیرگذار.

سانسور دوطرفه: واقعیت‌هایی که ناپدید شدند

جنگی در این مقیاس ـ با حجم درگیری هوایی، سایبری و موشکی ـ نمی‌تواند نادیده گرفته شود، مگر با توافقی نانوشته برای سکوت. اسرائیل، مانند همیشه، روایت رسانه‌ای را مدیریت کرد. رسانه‌های غربی نیز هم‌داستان با تل‌آویو، اخبار را قطره‌چکانی منتشر کردند.

در سوی دیگر، در ایران نیز فضای بسته و کنترل‌شده اینترنت، به‌همراه تصمیم سیستم امنیتی برای حفظ آرامش داخلی، سبب شد روایت رسمی جنگ عملاً منتشر نشود. مردم تنها سایه‌ای از واقعیت را دیدند: قطع برق در برخی مناطق، بسته شدن پلتفرم‌های آنلاین، هشدارهای پراکنده امنیتی، و صدای آژیرهایی که بی‌دلیل خوانده شدند.

 

مدل ایرانی جنگ: وقتی زمین، آسمان را شکست می‌دهد

در روزهای آغازین، اسرائیل با یورش شدید هوایی و موشکی تلاش کرد فرماندهی سپاه، تأسیسات موشکی و هسته‌ای و پایگاه‌های دفاعی ایران را فلج کند. اما آن‌چه پیش‌بینی نکرده بود، مدل ویژه‌ای بود که ایران سال‌ها برای آن آماده شده بود: جنگ ترکیبیِ نامنظم.

در این مدل، پاسخ ایران نه در مرکز فرماندهی رسمی، بلکه در شبکه‌ای پنهان از یگان‌های پدافندی، پهپادی و سایبری آغاز شد. سلول‌های کوچک و غیرمتمرکز در سراسر کشور فعال شدند؛ از سیستان تا آذربایجان. پهپادها برخاسته از سوله‌هایی بی‌نام، عملیات را هدایت کردند. موشک‌هایی از کوهستان‌ها، دشت‌ها و حتی کامیون‌های متحرک پرتاب شدند.

 

از روز ششم: جنگ واقعی تازه آغاز شد

تا روز پنجم، تصور غربی‌ها این بود که ایران به‌سختی مقاومت می‌کند. اما روز ششم، ورق برگشت. موشک‌های شلیک‌شده به حیفا، اشدود و جنوب تل‌آویو به‌رغم سامانه‌های دفاعی، خساراتی وارد کرد که هنوز ارزیابی کامل نشده. سامانه گنبد آهنین (Iron Dome) به مرز اشباع رسید. حتی منابع اسرائیلی نیز اعتراف کردند که «بخش زیادی از موشک‌ها از فیلتر دفاعی عبور کردند».

از روز هفتم، شبکه پهپادی ایران که تا آن زمان در خفا بود، وارد فاز عملیاتی شد. پروازهای انتحاری از خاک عراق و سوریه، با کمک نیروهای مقاومت محلی، سامانه‌های شنود و راداری اسرائیل را مختل کرد. برخی گزارش‌های محرمانه می‌گویند اسرائیل مجبور شد بخشی از نیروی هوایی‌اش را به پایگاه‌های متروکه عقب بکشد.

نبرد اطلاعاتی: وقتی خاموشی، صداست

در این جنگ، «نبرد اطلاعات» شاید از همه چیز مهم‌تر بود. ایران با قطع اینترنت جهانی و کنترل کامل دیتا، مانع از نفوذ جنگ روانی دشمن به داخل کشور شد. در سوی مقابل، اسرائیل نیز با سانسور شدید و فرمان «خاموشی خبری» (Information blackout) مانع درز اطلاعات شکست‌ها به رسانه‌ها شد.

اما دقیقاً همین سکوت، نشانه‌ای از واقعیت بود: اگر پیروزی مطلقی رخ داده بود، چرا جشن گرفته نشد؟ چرا نتانیاهو در رسانه‌ها ظاهر نشد؟ چرا ارتش اسرائیل حتی یک تصویر رسمی از موفقیت‌های ادعایی خود منتشر نکرد؟

 

تشکیلات؛ برگ پنهان ایران

برخلاف تصور رایج، ایران نه با اتکا به فرماندهی متمرکز دولتی، بلکه با قدرت شبکه‌ای و چندلایه‌ای ساختار دفاعی‌اش جنگید.

شبکه‌ای از سپاه، بسیج، ستاد کل، گروه‌های مقاومت، فاطمیون، زینبیون، و حتی برخی ساختارهای مردمی در بُعد غیررسمی، نقشی حیاتی ایفا کردند.

تشکیلات در ایران، برخلاف اسرائیل، نیاز به «رأی‌گیری برای هر گلوله» ندارد. همین بی‌نیازی، به‌ویژه در جنگ‌های کوتاه‌مدت، مزیت بزرگی است.

 

آمریکا؛ شریک پنهان جنگ

بر اساس برخی گزارش‌ها، ایالات متحده در روز نهم جنگ، به بهانه مهار بحران، با موشک‌های تاماهاوک و بمب‌های نفوذی، به تأسیسات حساس در نطنز و فردو حمله کرد. اما این مداخله نه‌تنها نقطه پایان جنگ نبود، بلکه باعث افزایش همبستگی داخلی و منطقه‌ای علیه آمریکا و اسرائیل شد.

حملات پهپادی به پایگاه‌های آمریکایی در سوریه، حمله به مواضع نفتی در عربستان، و اختلال در سامانه ناوبری کشتی‌ها در دریای عمان، پاسخ‌های ایران یا متحدانش بود.

جنگ تمام نشد، فقط ایستاد

در ۲۴ خرداد، میانجی‌گری چند کشور (از جمله قطر، چین و حتی فرانسه) منجر به آتش‌بس غیررسمی شد. اما این آتش‌بس، بیش از آن‌که نتیجه پیروزی نظامی یک‌طرفه باشد، نوعی «توقف استراتژیک» بود. نه اسرائیل به اهداف نهایی‌اش رسید، نه ایران به‌دنبال ادامه بی‌پایان جنگ بود.

جنگ ۱۲ روزه، نه یک پیروزی تمام‌عیار، بلکه یک پیام استراتژیک بود: ایران در برابر جنگ مستقیم، نه‌تنها آسیب‌ناپذیر نیست، اما شکست‌ناپذیر هم نیست. این پیام، خود پیروزی است.

 

نتیجه‌گیری: درسی برای منطقه و فراتر از آن

این جنگ بی‌صدا، شاید الگوی جدیدی از نبردهای آینده را ترسیم کرده باشد:

نبردهایی بدون بیانیه رسمی،

بدون پخش زنده،

اما با اثرات واقعی بر امنیت منطقه‌ای، قیمت نفت، سیاست جهانی و روان ملت‌ها.

در نهایت، ایران توانست نشان دهد که در بازی بزرگ قدرت، لزوماً داشتن رسانه یا بمب هسته‌ای، ضامن پیروزی نیست. گاهی، آن‌که دیده نمی‌شود، همان کسی است که بازی را تمام می‌کند.

 

نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.