حفظ یا تغییر وضع موجود، یک دوگانه مهم است که اگر درست تبیین نشود، راه به ناکجاآباد میبرد. برخی تغییرطلبیها مصداق کور کردن چشم به جای درست کردن ابروست؛ نقطه قوتها و قدرتمندیهای داخلی را هدف تغییر قرار میدهد اما نقطه ضعفها را مثبت میشمارد و بر حفظ آنها تاکید میورزد. درست در همین بزنگاه بود که دشمنان، ارکان قدرت ایران جدید را «مایه دردسر و مزاحمت» برای ملت که باید به قیمت ارزان به شرخرها فروخت و از شرشان خلاص شد، جا زدند.
کجا ولو به یک نفر که کنتور برق میخواسته، گفتهاند برق را برای درس خواندن میخواهی یا کار خلاف!؟ چرا به این آسانی و انبوهی مطالب خلاف پمپاژ میکنند؟ هدف از انتساب مطلب خلاف واقع به دیگران و سپس حمله به آنها چیست؟ مردم برای دریافت کنتور برق واقعا مشکل دارند و استنطاق میشوند یا اینکه تحمیق مردم، اسباب طفره از توضیح درباره افزایش بیقاعده قیمتهاست؟
توماس فریدمن ۱۲ تیر ماه ۱۳۹۴ (دو هفته قبل از اعلام توافق هسته ای در نیویورک تایمز و درباره جنگ هوشمند با ایران نوشت «توافق پیشرو با ایران یک توافق بدِ – خوب [!] است و به اوباما این امکان را میدهد تا به کنگره و اسرائیل بگوید این بهترین توافقی است که با یک #غلاف_خالی_از_اسلحه میتوان به دست آورد؛ توافقی که تا بروز دگرگونیهایی در ایران زمان میخرد و بهتر از جنگی است که هیچ کس نمیداند انتهای آن چه خواهد بود».
یادداشت #مسعودباستانى به بهانه پیام انتخاباتى سید محمد خاتمى کشتیبانی به جای سیاستورزی؟ یادم هست روزی از راهی دور برایش پیغام فرستادم. آن روزها تخت کوچکی داشتم میان یکی از چاردیواریهای سیمانی زندان رجاییشهر. همانجا از گوشهی آن تخت برایش نوشتم: «شما حق ندارید اینگونه رفتار کنید! چندین نسل از فرزندان این سرزمین سیاستورزی اخلاقمدارانه








