این روزها که احمدینژاد کسی را غاصب میخواند و کسی را رد میکند و حملات خود به نظام را با شخصی کردن مسائل بازنمایی میکند، برخی میگویند صد رحمت به خاتمی! ببینید ایشان چقدر نجیبانه رفتار میکند. اگر خاتمی در جرگه اپوزیسیون تعریف میشود، حرف درستی است. او به عنوان «اپوزیسیون نجیب» قابل احترام است. اما اگر ذیل پرچم انقلاب و رهبری امروز و امام دیروز خود را تعریف کرده است، این نجابت بیمعناست. در نظام جمهوری اسلامی همراهان صریح به اپوزیسیون نجیب ارجحیت دارند.
«کنوانسیون ملل متحد برای مقابله با جرایم سازمان یافته فراملی» موسوم به «کنوانسیون پالرمو» در سال ۲۰۰۰ مورد پذیرش مجمع عمومیسازمان ملل قرار گرفته است و تاکنون ۱۸۰ کشور به عضویت آن در آمدهاند و کشورمان نیز پس از دوماه از تصویب این کنوانسیون آن را امضا نمود اما به دلیل اینکه هنوز الحاق به آن، از تصویب مجلس شورای اسلامینگذشته است، از آن زمان تاکنون صرفا به عنوان ناظر در نشستهای کنفرانس اعضاء کنوانسیون شرکت مینماید.
درباره محتوای آن باید عین جمله امیرالمؤمنین به معاویه را یادآوری کرد که: «گفتهای مرا چونان شتر مهار کرده به سوی بیعت میکشاندند. به خدا قسم خواستی نکوهش کنی اما ستودی، خواستی رسوا سازی که خود را رسوا کردهای، مسلمان را چه باک که مظلوم واقع شود، مادام که در دین خود تردید نداشته و در یقین خود شک نکند.» در فرهنگ دینی ما افتخار و تحسین برای کسانی است که خود را لایق مسئولیتهای خطیر نمیدانند و تمسخر، کنایه و لعن برای کسانی است که به دنبال مسئولیت میدوند. از قضا باید کسانی را بر مسئولیتها گماشت که خود دنبال آن نیستند. قطعاً آنان که خود به دنبال مسئولیت میدوند، عاقبت بخیر نخواهند شد و حتماً وقتی به بیتالمال و مسئولیت میرسند به تعبیر امیرالمؤمنین مانند «شتری که به جان گیاه بهاری بیفتد» از بیتالمال میدوشند.
یک هفته از زلزله مهیب کرمانشاه میگذرد. زمینلرزهای که نه تنها در نیمی از کشور، بلکه در کشورهای ترکیه و عراق و کویت و عربستان و لبنان و اردن و فلسطین اشغالی و جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان احساس شد و بزرگترین زلزله جهان در سال میلادی جاری نام گرفت. بلافاصله دو حرکت در قبال این مصیبت بزرگ شکل گرفت؛ یک حرکت، بسیج مسئولانه نهادها و مردم برای امدادرسانی به زلزلهزدگان بود که روح همدلی و تعاون را در کشور تقویت کرد.









