امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
نقشه جنگی مخفی ترامپ بر علیه روسیه!
نقشه جنگی مخفی ترامپ بر علیه روسیه! آیا ترامپ با نقاب صلحطلبی، روسیه را وارد یک بازی پیچیده کرده است؟ آیا اصرار دونالد ترامپ بر آتشبس، فشار بر اوکراین برای توقف حملات به تأسیسات نفتی روسیه و همزمان ادامه تحولات نظامی، میتواند بخشی از یک نقشه بزرگتر برای تغییر موازنه جنگ باشد؟ اگر فرض کنیم
کرونا :
امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک

نقشه جنگی مخفی ترامپ بر علیه روسیه!
آیا ترامپ با نقاب صلحطلبی، روسیه را وارد یک بازی پیچیده کرده است؟
آیا اصرار دونالد ترامپ بر آتشبس، فشار بر اوکراین برای توقف حملات به تأسیسات نفتی روسیه و همزمان ادامه تحولات نظامی، میتواند بخشی از یک نقشه بزرگتر برای تغییر موازنه جنگ باشد؟
اگر فرض کنیم واشنگتن از ابتدا سناریویی حسابشده برای فریب دیپلماتیک مسکو طراحی کرده، اتصال اتفاقات اخیر تصویری متفاوت از سیاست آمریکا ترسیم میکند؛ تصویری که در آن، ترامپ در ظاهر نقش میانجی صلح را بازی میکند، اما در پشت صحنه ممکن است به دنبال بازآرایی موازنه قدرت علیه روسیه باشد.
البته، این فرضیه هنوز اثبات نشده و باید میان واقعیتهای گزارششده و تحلیل احتمالی تفاوت قائل شد.

۱. آتشبس انرژی؛ آغاز یک بازی پیچیده؟
طرح آتشبس انرژی از سوی ترامپ، در نگاه نخست تلاشی برای کاهش خسارتهای جنگ به نظر میرسید؛ اما ابهام درباره توافق واقعی مسکو و کییف، پرسشهای مهمی ایجاد کرد.
اگر هدف واشنگتن محدود کردن حملات اوکراین به پالایشگاهها و تأسیسات نفتی روسیه بوده باشد، این سیاست میتوانست فشار اقتصادی بر مسکو را کاهش دهد.
اما در چارچوب فرضیه فریب، پرسش دیگری مطرح میشود: آیا ترامپ میخواست روسیه تصور کند که آمریکا در حال مهار اوکراین است تا کرملین با اطمینان بیشتری وارد مسیر دیپلماسی شود؟
چنین سناریویی از نظر نظری ممکن است؛ اما اثبات آن به شواهدی درباره نیت و برنامهریزی واشنگتن نیاز دارد.
۲. اوکراین حملات را محدود کرد؛ روسیه چه برداشتی داشت؟
در ادامه تحولات، اوکراین روسیه را به ادامه حملات علیه زیرساختهای انرژی متهم کرد و اعلام کرد که دیگر به آتشبس انرژی پایبند نخواهد ماند.
این روند، دو احتمال را مطرح میکند:
- واشنگتن نتوانسته است مسکو را به توقف حملات وادار کند.
- یا در چارچوب فرضیه فریب، فشار دیپلماتیک آمریکا بر اوکراین میتوانسته به کاهش موقت فشار بر منابع درآمدی روسیه منجر شود، بدون آنکه حملات روسیه متوقف شود.
اگر فرض دوم درست باشد، مسکو ممکن است تصور کرده باشد که ابتکار دیپلماتیک ترامپ به معنای تغییر شرایط جنگ به سود روسیه است؛ درحالیکه واقعیت میدان نبرد همچنان متفاوت باقی مانده است.
اما آیا روسیه واقعاً به این تصور اعتماد کرده است؟ بدون شواهدی از محاسبات داخلی کرملین، نمیتوان پاسخ قطعی داد.
۳. امتیازهای اقتصادی آمریکا؛ هدیه به روسیه یا بخشی از یک معامله بزرگتر؟
یکی از مهمترین ابعاد این فرضیه، ارتباط میان دیپلماسی ترامپ و سیاست اقتصادی واشنگتن است.
اگر آمریکا همزمان با تلاش برای توقف حملات اوکراین، محدودیتهایی را در حوزه تجارت انرژی روسیه کاهش دهد، این اقدام میتواند نشانه تلاش برای کنترل قیمت انرژی، کاهش هزینههای اقتصادی یا باز کردن مسیر توافق با مسکو باشد.
اما در یک سناریوی فرضی دیگر، ممکن است این امتیازها با هدف ایجاد اعتماد و ترغیب روسیه به ورود به مذاکراتی گستردهتر ارائه شده باشند.
در چنین حالتی، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا آمریکا در برابر امتیازهای کوتاهمدت به روسیه، خواستههایی راهبردی و بلندمدت دارد؟
برای مثال، واشنگتن ممکن است بخواهد از تشدید وابستگی روسیه به چین جلوگیری کند، هزینههای جنگ را کاهش دهد و شرایط امنیتی اروپا را مطابق منافع خود بازآرایی کند.
اینها اهداف احتمالی قابل بررسیاند؛ نه شواهدی مبنی بر وجود یک توافق محرمانه.
۴. حملات اوکراین به روسیه؛ حلقهای که نمیتوان نادیده گرفت
حملات پهپادی اوکراین به اهدافی در عمق خاک روسیه، از جمله تأسیسات انرژی، در شرایطی ادامه یافته که ترامپ از ضرورت محدود کردن حملات و پایان دادن به جنگ سخن گفته است.
این وضعیت یک تناقض ظاهری ایجاد میکند: اگر آمریکا خواهان توقف حملات است، چرا اوکراین همچنان عملیات خود را ادامه میدهد؟
سه توضیح قابل بررسی است:
اول؛ استقلال تصمیمگیری اوکراین: کییف ممکن است حمله به زیرساختهای انرژی روسیه را ابزار ضروری فشار نظامی و اقتصادی بداند و با خواستههای واشنگتن موافق نباشد.
دوم؛ اختلاف واقعی میان آمریکا و اوکراین: ترامپ ممکن است خواهان پایان سریعتر جنگ باشد، درحالیکه رهبران اوکراین توقف حملات را به نفع خود نمیدانند.
سوم؛ فرضیه مدیریت پنهان موازنه جنگ: ممکن است آمریکا در ظاهر با حملات مخالفت کند، اما در عمل بخواهد فشار نظامی بر روسیه به اندازهای باقی بماند که مسکو برای توافق به امتیازدهی بیشتری تن دهد.
فرضیه سوم از نظر راهبردی قابل تصور است، اما برای اثبات آن باید شواهدی از هماهنگی پنهانی واشنگتن با عملیات اوکراین وجود داشته باشد. صرف وقوع حملات، چنین هماهنگیای را ثابت نمیکند.
۵. آیا ترامپ میخواهد روسیه را از چین دور کند؟
این پرسش شاید از خود جنگ نیز مهمتر باشد.
روسیه در سالهای اخیر روابط اقتصادی و راهبردی خود با چین را گسترش داده است. ادامه جنگ اوکراین و فشار تحریمهای غرب نیز انگیزه مسکو برای همکاری با پکن را افزایش داده است.
اگر واشنگتن بتواند به جنگ پایان دهد و بخشی از محدودیتهای اقتصادی روسیه را کاهش دهد، ممکن است فرصت بیشتری برای بازسازی روابط با مسکو پیدا کند.
در چنین شرایطی، یکی از اهداف احتمالی آمریکا میتواند کاهش وابستگی راهبردی روسیه به چین باشد.
بااینحال، این هدف لزوماً به معنای فریب روسیه نیست. ممکن است واشنگتن واقعاً به دنبال توافق باشد؛ توافقی که هم هزینههای آمریکا را کاهش دهد و هم موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور را تقویت کند.
۶. اگر نقشه مخفی وجود داشته باشد، روسیه چه زمانی متوجه خواهد شد؟
در فرضیه فریب، نقطه تعیینکننده زمانی است که روسیه متوجه شود امتیازهای کوتاهمدت دریافتی، به تغییر پایدار موازنه قدرت منجر نشدهاند.
برای ارزیابی این احتمال، باید چند نشانه را دنبال کرد:
- آیا آمریکا محدودیتهای اقتصادی علیه روسیه را بهطور پایدار کاهش میدهد یا فقط امتیازهای موقت ارائه میکند؟
- آیا واشنگتن واقعاً فشار بر اوکراین برای توقف حملات را ادامه میدهد؟
- آیا حمایت نظامی و اطلاعاتی آمریکا از کییف کاهش مییابد یا همچنان ادامه پیدا میکند؟
- آیا توافق احتمالی به کاهش وابستگی روسیه به چین منجر میشود؟
- آیا روسیه در مذاکرات امتیازهایی میدهد که در بلندمدت قدرت چانهزنی آن را کاهش میدهند؟
پاسخ به این پرسشها میتواند نشان دهد که واشنگتن به دنبال یک صلح پایدار است یا میخواهد از دیپلماسی برای دستیابی به اهداف راهبردی گستردهتر استفاده کند.
جمعبندی؛ صلح واقعی یا جنگی با ابزارهای پنهان؟
اتصال اتفاقات اخیر نشان میدهد که آتشبس، فشار اقتصادی، اختلاف واشنگتن و کییف و ادامه حملات اوکراین را نمیتوان جدا از یکدیگر بررسی کرد.
اگر فرضیه فریب را مبنا قرار دهیم، میتوان سناریویی را تصور کرد که در آن ترامپ با نمایش تمایل به صلح، تلاش میکند رفتار روسیه را تغییر دهد، هزینههای جنگ را مدیریت کند و شرایط یک توافق مطلوبتر برای آمریکا را فراهم سازد.
اما میان استفاده راهبردی از دیپلماسی و فریب برنامهریزیشده روسیه تفاوت وجود دارد. برای اثبات فرضیه دوم، باید شواهدی از وعدههای عامدانه فریبنده، هماهنگی پنهانی با عملیات اوکراین یا نقشهای مشخص برای بهرهبرداری از اعتماد مسکو ارائه شود.
شاید پرسش اصلی این نباشد که ترامپ صلح میخواهد یا جنگ؛ بلکه این باشد که صلح احتمالی با چه شرایطی، به سود چه کسی و با چه تغییری در موازنه قدرت جهانی برقرار خواهد شد؟
زیرا در سیاست بینالملل، گاهی مذاکره راه پایان دادن به جنگ است و گاهی ابزاری برای تغییر شرایط پیش از توافق؛ تشخیص تفاوت این دو، به شواهد و نتایج واقعی سیاستها بستگی دارد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک
برچسب ها :نقشه جنگی مخفی ترامپ بر علیه روسیه!
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0