امین کائیدی شادگان
پنج جایگاه اقتصادی؛ پنج مطالبه برای جوانان گچساران و باشت
مهم نیست «تاجگردون چه سمتی گرفته؟»؛ سؤال مهمتر این است: پنج جایگاه اقتصادی؛ پنج مطالبه برای جوانان گچساران و باشت انتشار خبری درباره عضویت و حضور در پنج جایگاه مهم مرتبط با اقتصاد، برنامهریزی، نفت، منابع توسعهای و نظام بانکی، یک واقعیت مهم را پیش روی مردم قرار میدهد: این جایگاهها فقط عنوان و حکم
کرونا :
امین کائیدی شادگان

مهم نیست «تاجگردون چه سمتی گرفته؟»؛ سؤال مهمتر این است:
پنج جایگاه اقتصادی؛ پنج مطالبه برای جوانان گچساران و باشت
انتشار خبری درباره عضویت و حضور در پنج جایگاه مهم مرتبط با اقتصاد، برنامهریزی، نفت، منابع توسعهای و نظام بانکی، یک واقعیت مهم را پیش روی مردم قرار میدهد:
این جایگاهها فقط عنوان و حکم نیستند؛ هر کدام میتوانند با زندگی اقتصادی مردم و آینده جوانان ارتباط داشته باشند.
بنابراین به جای قضاوت زودهنگام، باید یک مطالبه روشن مطرح کرد:
این پنج جایگاه در نهایت چه چیزی به سفره مردم و آینده جوانان گچساران و باشت اضافه خواهد کرد؟
نه وعده؛ خروجی قابل اندازهگیری.

۱. برنامه هفتم؛ سهم جوانان از برنامه توسعه کشور کجاست؟
وقتی از جایگاه شورای عالی راهبری برنامه هفتم صحبت میکنیم، بحث فقط یک عنوان اداری نیست.
برنامه هفتم با موضوعاتی مانند رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، اشتغال، تولید و اصلاح ساختار اقتصادی گره خورده است.
پس مطالبه جوان گچسارانی ساده است:
از ظرفیت برنامه هفتم برای جوان این شهرستان چه چیزی حاصل شده یا قرار است حاصل شود؟
چند شغل پایدار؟
چه میزان سرمایهگذاری؟
چه تعداد طرح تولیدی؟
چه برنامهای برای جوانانی که تحصیلات دارند اما شغل متناسب با تخصصشان پیدا نمیکنند؟
جوان امروز دیگر با عبارتهایی مانند «در آینده اشتغال ایجاد میشود» قانع نمیشود.
او عدد، زمانبندی و نتیجه میخواهد.
۲. نفت؛ ثروت منطقه یا فقط نام منطقه؟
گچساران با نفت بیگانه نیست.
سالهاست نام گچساران با نفت، شرکت نفت و منابع زیرزمینی گره خورده است.
اما سؤال نسل جدید این است:
سهم جوان گچسارانی از اقتصاد نفت دقیقاً چیست؟
اگر در هیأت عالی نظارت بر منابع نفتی سخن از نظارت بر یکی از مهمترین منابع اقتصادی کشور است، مطالبه مردم منطقه نیز باید شنیده شود:
آیا میتوان از ظرفیت نفت برای ایجاد زنجیره ارزش، صنایع پاییندستی، شرکتهای دانشبنیان، پیمانکاران بومی و اشتغال تخصصی جوانان استفاده کرد؟
هدف نباید صرفاً استخدام چند نفر باشد.
هدف باید این باشد که جوان گچسارانی از مصرفکننده فرصتهای نفتی به تولیدکننده ارزش در اقتصاد نفت تبدیل شود.
۳. حساب پیشرفت و عدالت؛ پول برای چه کسی و برای چه کاری؟
اینجا یکی از مهمترین نقاط مطالبهگری است.
منابعی که برای پیشرفت، تولید و اشتغال اختصاص پیدا میکنند، باید به تولید واقعی و اشتغال واقعی منجر شوند.
مطالبه شفاف میتواند این باشد:
چه میزان منابع به کهگیلویه و بویراحمد رسیده؟
چه میزان به گچساران و باشت؟
چه تعداد جوان یا کارآفرین واقعی توانسته از این منابع استفاده کند؟
چند واحد تولیدی ایجاد یا احیا شده؟
و از همه مهمتر:
چند شغل پایدار ایجاد شده است؟
این سؤالها نه توهین است، نه تخریب.
این دقیقاً همان حق مردم برای دانستن نتیجه منابع عمومی است.
۴. شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی؛ جوانی که میخواهد کارآفرین شود چه؟
بسیاری از جوانان نمیخواهند صرفاً کارمند دولت باشند.
جوان امروز میتواند:
- شرکت تأسیس کند؛
- استارتآپ راهاندازی کند؛
- در حوزه نفت و گاز فعالیت کند؛
- کشاورزی مدرن راه بیندازد؛
- شرکت خدمات فنی و مهندسی ایجاد کند؛
- در اقتصاد دیجیتال فعالیت کند.
اما مشکل فقط «نبود سرمایه» نیست.
گاهی مجوز، بانک، بروکراسی، مالیات، تأمین اجتماعی و نبود بازار سد راه جوان میشود.
پس اگر قرار است شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی واقعاً اثرگذار باشد، یک مطالبه مشخص داریم:
موانع کسبوکار جوانان گچساران و باشت شناسایی و نتیجه پیگیری آنها به صورت عمومی اعلام شود.
نه در حد جلسه و عکس.
در حد نتیجه.
۵. بانکها؛ جوان سرمایه ندارد، اما چرا؟
نظام بانکی یکی از مهمترین حلقههای اقتصاد است.
جوانی که ایده دارد اما سرمایه ندارد، کارآفرینی که میخواهد کارخانه یا کارگاهش را توسعه دهد و تولیدکنندهای که برای سرمایه در گردش مشکل دارد، همه به بانک وابستهاند.
بنابراین حضور در سازوکار نظارت بر افزایش سرمایه بانکهای دولتی، یک فرصت برای طرح یک سؤال اساسی است:
قرار است اصلاح نظام بانکی چگونه به تولید و اشتغال واقعی برسد؟
جوان نباید برای دریافت یک تسهیلات کوچک، ماهها در پیچوخم اداری گرفتار شود، در حالی که در سطح کلان درباره هزاران میلیارد تومان منابع بانکی تصمیمگیری میشود.
و اما مطالبه اصلی
این پنج جایگاه را میتوان به یک کارنامه پنجمحوری تبدیل کرد:
برنامه هفتم
چقدر رشد و اشتغال؟
نفت
چقدر زنجیره ارزش و فرصت برای جوانان؟
پیشرفت و عدالت
چقدر منابع و چند شغل پایدار؟
بخش خصوصی
چند مانع از مسیر تولیدکننده برداشته شد؟
بانکها
چقدر تسهیلات به تولید واقعی رسید؟
آقای تاجگردون؛ این پنج جایگاه را به پنج گزارش عمومی تبدیل کنید
این مطالبه الزاماً علیه کسی نیست.
اتفاقاً اگر این جایگاهها به نتیجه ملموس اقتصادی برسند، نخستین کسانی که باید از آن دفاع کنند مردم منطقه هستند.
بنابراین پیشنهاد روشن این است:
یک گزارش شفاف و قابل فهم برای مردم منتشر شود؛
نه گزارش تشریفاتی و پر از آمار کلی.
بلکه با چند عدد ساده:
سرمایهگذاری جذبشده
تعداد طرحهای فعالشده
تعداد شغلهای پایدار
میزان منابع اختصاصیافته
میزان منابع وصولشده
تعداد جوانان بهرهمند
و پروژههای مشخص گچساران و باشت
چون امروز مطالبه نسل جوان دیگر این نیست که:
«نماینده ما چند مسئولیت مهم دارد؟»
مطالبه واقعی این است:
«از این همه جایگاه و ظرفیت، چند فرصت واقعی برای آینده ما ساخته شده است؟»
و این شاید مهمترین مطالبهای باشد که میتوان از یک نماینده داشت:
قدرت و جایگاه، زمانی ارزشمند است که در زندگی مردم تبدیل به نتیجه شود.
جوان گچسارانی شغل میخواهد، نه صرفاً خبرِ انتصاب.
سرمایهگذار فرصت میخواهد، نه فقط جلسه.
اقتصاد منطقه نتیجه میخواهد، نه فقط وعده.
این پنج جایگاه میتواند یک فرصت تاریخی برای مطالبهگری اقتصادی باشد؛ فرصتی که باید از «خبر» عبور کند و به کارنامه قابل سنجش برسد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0