چهارشنبه 13 خرداد 1405

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

بازی با آتش در خاورمیانه: بازدارندگی، پرستیژ و وسوسه درگیری محدود

بازی با آتش در خاورمیانه: بازدارندگی، پرستیژ و وسوسه درگیری محدود در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، آرایش نظامی ایالات متحده در خاورمیانه دوباره به کانون توجه بازگشته است: استقرار نیرو در ، تقویت سامانه‌های دفاعی شرکای عربی، و حضور ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس. هم‌زمان، تنش‌های لفظی و تحرکات میدانی میان تهران و تل‌آویو، این

اختصاصی کرونا

کد خبر : 126867
تاریخ انتشار : شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۹:۴۲

کرونا :

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

بازی با آتش در خاورمیانه: بازدارندگی، پرستیژ و وسوسه درگیری محدود

بازی با آتش در خاورمیانه: بازدارندگی، پرستیژ و وسوسه درگیری محدود

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، آرایش نظامی ایالات متحده در خاورمیانه دوباره به کانون توجه بازگشته است: استقرار نیرو در ، تقویت سامانه‌های دفاعی شرکای عربی، و حضور ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس. هم‌زمان، تنش‌های لفظی و تحرکات میدانی میان تهران و تل‌آویو، این پرسش را برجسته کرده است: آیا واشنگتن برای مدیریت هزینه‌های داخلی و حفظ پرستیژ خارجی، به یک «درگیری کوتاه و کنترل‌شده» با ایران نیاز دارد؟

این یادداشت می‌کوشد فارغ از هیجان، منطق ژئوپلیتیک چنین سناریویی را بررسی کند.

۱) بازدارندگی یا آماده‌سازی برای جنگ؟

حضور نظامی آمریکا در منطقه پدیده‌ای تازه نیست. از دهه‌ها پیش، با شبکه‌ای از پایگاه‌ها و ائتلاف‌ها، تلاش کرده توازن قوا را به سود خود نگه دارد. استقرار نیرو در اردن یا تقویت پدافند هوایی کشورهای عربی، بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای حمله باشد، در چارچوب «بازدارندگی پیش‌دستانه» قابل فهم است: ارسال سیگنال آمادگی برای جلوگیری از محاسبه غلط طرف مقابل.

در این چارچوب، نمایش قدرت الزاماً مقدمه جنگ نیست؛ گاه دقیقاً برای پیشگیری از جنگ طراحی می‌شود.

۲) وسوسه «درگیری کوتاه» و واقعیت تصاعد

در ادبیات سیاسی آمریکا، پدیده‌ای به نام Rally around the flag شناخته شده است: همگرایی کوتاه‌مدت افکار عمومی پیرامون دولت در زمان بحران خارجی. اما تجربه‌های افغانستان و عراق نشان داد این اثر پایدار نیست. افکار عمومی آمریکا عملیات سریع و کم‌تلفات را می‌پذیرد؛ جنگ‌های فرسایشی را نه.

اینجاست که ایده «درگیری محدود و بی‌نتیجه اما کنترل‌شده» مطرح می‌شود؛ ضربه‌ای نمادین، پاسخ متقابل مدیریت‌شده، و سپس اعلام پایان تنش. با این حال، مشکل اصلی این سناریو تضمین‌ناپذیری آن است. میان و ظرفیت‌های نامتقارن متعددی وجود دارد: از شبکه‌های منطقه‌ای تا برد موشکی و آسیب‌پذیری پایگاه‌ها. هر اشتباه محاسباتی می‌تواند چرخه‌ای از پاسخ و ضدپاسخ را فعال کند که از کنترل طراحان خارج شود.

در خاورمیانه، «کوتاه‌مدت» تضمین حقوقی ندارد.

۳) نقش اسرائیل: سپر یا محرک؟

سناریوی دیگر این است که آغازگر باشد و آمریکا در فاز بعدی وارد شود. از نظر نظری، چنین تفکیکی می‌تواند هزینه اولیه واشنگتن را کاهش دهد. اما در عمل، اگر تهدیدی وجودی علیه اسرائیل شکل گیرد، آمریکا ناگزیر از مداخله مستقیم خواهد بود؛ هم به‌دلیل تعهدات امنیتی و هم برای حفظ اعتبار بازدارندگی نزد شرکای عربی.

به بیان دیگر، «واگذاری آغاز جنگ» لزوماً به معنای «واگذاری هزینه جنگ» نیست.

۴) معادله انرژی و اقتصاد جهانی

هر درگیری مستقیم با ایران بلافاصله بازار انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تنگه هرمز گلوگاه حیاتی تجارت نفت است و هرگونه ناامنی در آن می‌تواند قیمت‌ها را جهش دهد. برای اقتصادی که هنوز با حساسیت تورمی دست‌به‌گریبان است، شوک انرژی یک ریسک سیاسی جدی محسوب می‌شود. بنابراین، جنگ—even محدود—می‌تواند پیامدهای داخلی ناخواسته برای واشنگتن داشته باشد.

۵) آیا گزینه دیگری وجود ندارد؟

در عمل، ابزارهای کم‌هزینه‌تری روی میز است:
تحریم، فشار دیپلماتیک، عملیات سایبری، بازدارندگی دریایی، و توافق‌های موقت یا کانال‌های ارتباطی پنهان. تاریخ نشان داده قدرت‌های بزرگ تا وقتی این ابزارها کار می‌کنند، از ورود به جنگ مستقیم پرهیز می‌کنند.

جنگ معمولاً زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین احساس کند تهدیدی وجودی در حال شکل‌گیری است یا تصور کند پیروزی سریع و قاطع تضمین شده است. در مورد ایران، هیچ‌کدام از این دو شرط به‌طور قطعی برقرار نیست.

جمع‌بندی: سیاست لبه پرتگاه، نه اجبار به جنگ

تحلیل ژئوپلیتیک نشان می‌دهد آمریکا «مجبور» به راه‌اندازی یک درگیری کوتاه برای آرام کردن افکار عمومی نیست. برعکس، هزینه‌های بالقوه نظامی، اقتصادی و سیاسی چنین اقدامی می‌تواند بیش از منافع کوتاه‌مدت آن باشد. محتمل‌ترین سناریو ادامه بازی بازدارندگی، فشار کنترل‌شده و تلاش برای مدیریت تنش است.

خطر اصلی نه تصمیم آگاهانه برای جنگ، بلکه «اشتباه محاسباتی» است—حادثه‌ای کوچک که در فضای بی‌اعتمادی متقابل به تصاعد ناخواسته بینجامد. در منطقه‌ای که توازن قوا شکننده و بازیگران متعددند، مهار بحران هنر بزرگ‌تری از آغاز آن است.

در نهایت، خاورمیانه بیش از آنکه در آستانه یک جنگ طراحی‌شده باشد، در وضعیت آزمون مداوم بازدارندگی قرار دارد؛ آزمونی که نتیجه‌اش نه با شعار، بلکه با محاسبه دقیق هزینه و فایده تعیین می‌شود.

نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi