شنبه 11 بهمن 1404

امین کائیدی شادگان

ایرانِ چهار فصل؛ آینده‌ای میان کم‌آبی و تاب‌آوری ملی

تحلیلی بر واقعیت خشکسالی، تنوع اقلیمی و توان بقا در ایران ایرانِ چهار فصل؛ آینده‌ای میان کم‌آبی و تاب‌آوری ملی در سال‌های اخیر، بحث آینده ایران زیر سایه «کم‌آبی» و «خشکسالی» به یکی از پرتنش‌ترین موضوعات رسانه‌ای تبدیل شده است. بسیاری با استناد به کاهش بارش‌ها و گرم‌تر شدن هوا، تصویری آخرالزمانی از آینده ایران

اختصاصی کرونا

کد خبر : 125259
تاریخ انتشار : شنبه ۱ آذر ۱۴۰۴ - ۲:۴۲

کرونا :

امین کائیدی شادگان

ایرانِ چهار فصل؛ آینده‌ای میان کم‌آبی و تاب‌آوری ملی

تحلیلی بر واقعیت خشکسالی، تنوع اقلیمی و توان بقا در ایران

ایرانِ چهار فصل؛ آینده‌ای میان کم‌آبی و تاب‌آوری ملی

در سال‌های اخیر، بحث آینده ایران زیر سایه «کم‌آبی» و «خشکسالی» به یکی از پرتنش‌ترین موضوعات رسانه‌ای تبدیل شده است. بسیاری با استناد به کاهش بارش‌ها و گرم‌تر شدن هوا، تصویری آخرالزمانی از آینده ایران می‌سازند؛ گویی تمام کشور در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی قرار دارد. اما بررسی دقیق داده‌های اقلیمی، تنوع جغرافیایی و الگوی تاریخی بحران‌ها نشان می‌دهد ایران نه یک کشور «در حال نابودی»، بلکه یک کشور «در حال بازتوزیع منابع» است؛ کشوری که چهار فصل، چندین نوع آب‌وهوای مستقل و تجربه‌ای طولانی از سازگاری با بحران‌های طبیعی و انسانی دارد.

آنچه در ادامه می‌آید، تحلیلی واقع‌گرایانه بر اساس همین ویژگی‌هاست: این‌که چرا ایران آینده‌ای دشوار اما پایدار خواهد داشت، چرا خشک‌سالی به معنای نابودی نیست، و چرا تنوع اقلیمیِ ایران مهم‌ترین تکیه‌گاه این سرزمین در دهه‌های آینده است.

۱. ایران، کشور چهار فصل نامتقارن

ایران از معدود کشورهایی در جهان است که هر چهار فصل را به‌صورت کامل تجربه می‌کند، اما نه لزوماً به‌صورت هم‌زمان یا یکنواخت. این تنوع اقلیمی یعنی یک دوره خشک در مرکز، همراه است با یک دوره بارانی در شمال، یک دوره پربرف در غرب و یک دوره بسیار گرم در جنوب. به زبان ساده:

  • اصفهان یک فصلِ کاملاً خشک را تجربه می‌کند.
  • کردستان در یک فصل زیر بارش برف دفن می‌شود.
  • خوزستان یک فصل با گرمای شدید و تبخیر بالا مواجه است.
  • گیلان یک فصل از بارندگی‌های بی‌وقفه عبور می‌کند.

این نامتقارنی، شبیه یک «شبکه پشتیبان اقلیمی» است؛ اگر بخش‌هایی از کشور درگیر خشکسالی شوند، بخش‌های دیگر همچنان منبع آب تجدیدشونده باقی می‌مانند. این تفاوت با کشوری مانند اردن یا امارات باعث می‌شود ریسک فروپاشی آبی ایران بسیار کمتر از تصویرسازی‌های رسانه‌ای باشد.

واقعیت این است که ایران خشک‌تر شده، اما هم‌زمان متنوع‌تر هم شده؛ بارش‌ها بیشتر در ارتفاعات، زمستان‌ها و نوار شمالی متمرکز شده‌اند. این تغییر، نیازمند مدیریت جدید است، نه ترس عمومی.

۲. ایران کشوری است که با بحران مدیریت می‌شود، نه با ثبات دائمی

یکی از حقایق کمتر گفته‌شده درباره ایران، الگوی «بحران‌های چرخشی» است؛ الگویی که مردم سال‌هاست با آن خو گرفته‌اند:

  • تابستان: کمبود برق و فشار بر شبکه تولید
  • زمستان: کاهش گاز و ناتوانی در تأمین مصرف
  • پاییز: کمبود آب آشامیدنی و افت ذخایر سدها
  • بهار: ناآرامی‌های پراکنده ناشی از فشار اقتصادی یا اجتماعی
  • کل سال: نوسانات اقتصادی و تفاوت‌های شدید بین استان‌ها

این چرخه به معنای ضعف نیست؛ بلکه نشان می‌دهد سیستم مدیریتی ایران در طول دهه‌ها بر پایه «کنترل بحران» طراحی شده نه «پیشگیری کامل». برای کشوری با این حجم از تنوع اقلیمی، این مدل عجیب هم نیست. اروپا و آمریکا بحران واحد و قابل پیش‌بینی دارند؛ ایران چند بحران مقطعی و موازی.

این الگوی بحران‌های دوره‌ای، نه‌تنها نشانه فروپاشی نیست، بلکه نشان می‌دهد ایران در برابر بحران‌های محیطی مقاوم و آموزش‌دیده است. جامعه ایرانی یاد گرفته در میان کمبودها زنده بماند و حرکت کند.

۳. چرا ایران برخلاف برخی کشورهای خشک منطقه، نابود نمی‌شود؟

با وجود کم‌آبی، سه عامل بزرگ مانع از سرنوشتی مشابه برخی کشورهای خشک خاورمیانه می‌شود:

۱. کوهستان به‌عنوان کارخانه آب

البرز و زاگرس دو ستون اصلی بقای آبی ایران هستند. برف در این رشته‌کوه‌ها، آب استراتژیک کشور است. در حالی که بسیاری کشورها فقط باران دارند، ایران باران و برف دارد؛ و برف مهم‌ترین ذخیره آب پایدار است.

۲. اقلیم‌های مکمل و متفاوت

هر زمان بخشی از کشور دچار خشکسالی شود، بخشی دیگر در حالت ترسالی است. این مکمل‌بودن، ایران را از شوک‌های شدید رها می‌کند.

مثال ساده:
وقتی خوزستان در تابستان می‌سوزد، کردستان و آذربایجان درحال ذخیره‌سازی برف و آب هستند.

۳. تجربه تاریخی سازگاری

کشوری که هزاران سال در تقاطع کویر، کوهستان، دریا و بیابان زیسته، همیشه الگوهای پیچیده‌ای برای مدیریت منابع داشته است. از قنات‌های چند هزارساله تا سدهای مدرن، ایران همواره «راهی برای بقا» پیدا کرده است.

هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران خالی از خشکسالی، جنگ، قحطی یا بحران اقتصادی نبوده؛ اما کشور باقی مانده و سازگار شده است. این تجربه تاریخی باعث می‌شود ایران در برابر تهدیدهای جدید هم تاب‌آوری بیشتری داشته باشد.

۴. مشکل اصلی ایران: کم‌آبی نیست، جابه‌جایی آب است

نکته‌ای که کمتر رسانه‌ای گفته می‌شود این است که ایران نه دچار «کاهش مطلق بارش»، بلکه دچار «جابجایی بارش» شده است:

  • بارش‌های زمستانی بیشتر شده، اما کوتاه‌تر و شدیدتر.
  • بارش‌ها به ارتفاعات منتقل شده و از دشت‌ها دور شده‌اند.
  • باران‌های تابستانه تقریباً محو شده‌اند.
  • مناطق شمالی مرطوب‌تر و مناطق مرکزی خشک‌تر شده‌اند.

این وضعیت، مدیریت‌پذیر است اما رفتار جدیدی می‌طلبد:
باید صنایع آب‌بر از مناطق خشک منتقل شوند، کشاورزی اصلاح شود، و توزیع آب بین استان‌ها بازتعریف گردد. بحران آب ایران بحران «توزیع» است؛ نه بحران «منبع».

۵. استان‌هایی که آینده روشن‌تری دارند

در میان این تنوع اقلیمی، برخی مناطق ایران آینده بهتری خواهند داشت. نمونه واضح، استان کهگیلویه‌وبویراحمد است؛ استانی که برخلاف بسیاری مناطق، تمام فصل‌ها را نرمال و معتدل پشت سر می‌گذارد.

دلایل:

  1. قرارگیری در قلب زاگرس و دسترسی به برف
  2. پوشش گیاهی گسترده و جنگلی
  3. کمبود صنایع سنگین مصرف‌کننده آب
  4. تبخیر نسبتاً پایین
  5. وجود سفره‌های آب پایدار و رودخانه‌های دائمی

اگر ایران در آینده مجبور به انتقال جمعیت یا تغییر الگوی توسعه شود، چنین استان‌هایی تبدیل به مناطق استراتژیک خواهند شد.

۶. آینده ایران چگونه خواهد بود؟ (نه سیاه، نه سفید)

بر پایه تمام نکات بالا، آینده ایران چیزی میان یک بحران عظیم و یک دوران طلایی خواهد بود. آینده ایران:

  • پرچالش خواهد بود
  • نیازمند مدیریت عقلانی‌تر خواهد بود
  • به سمت تمرکززدایی از آب در مرکز کشور خواهد رفت
  • احتمالاً شاهد جابه‌جایی جمعیت از دشت‌های خشک به ارتفاعات خواهد بود
  • توسعه صنایع از جنوب و مرکز به شمال و غرب منتقل می‌شود
  • و کشاورزی باید از مصرف ۹۰ درصد آب فاصله بگیرد

اما برخلاف تصویرهای اغراق‌آمیز:
ایران به سمت نابودی محیط‌زیستی نمی‌رود؛ به سمت بازآرایی محیط‌زیستی می‌رود.

این کشور با تمام مشکلاتش، هنوز یکی از متنوع‌ترین اقلیم‌های خاورمیانه، دارای ذخایر آبی دوگانه (باران + برف)، و صاحب تجربه تاریخی مدیریت بحران است. آینده ایران آینده‌ای سخت اما پایدار است.

نتیجه‌گیری: آینده ایران نه در خشکسالی، بلکه در مدیریت فصل‌هاست

مشکلات آب در ایران غیرقابل انکارند، اما تصویر «ایرانِ در حال خشک شدن و نابود شدن» بیشتر ساخته رسانه‌ها و تحلیل‌های سطحی است. ایران کشوری است که چهار فصل، اقلیم‌های مکمل، منابع آبی کوهستانی و یک جامعه بحران‌دیده اما سازگار دارد. آینده ایران به‌جای فروپاشی، بیشتر شبیه یک «بازتنظیم» خواهد بود؛ بازتنظیمی که از تغییر فصل‌ها آغاز می‌شود و با اصلاح مصرف، تغییر الگوی توسعه و تقویت مدیریت منطقه‌ای تکمیل خواهد شد.

ایران خشک می‌شود؟
نه؛ ایران در حال تغییر است.

و این تغییر، اگر درست مدیریت شود، فرصتی برای ساختن آینده‌ای پایدار خواهد بود.

 

نویسنده:امین کائیدی شادگان

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi