شنبه 11 بهمن 1404

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

دعوت مسکو؛ آیا زلنسکی باید به روسیه برود؟

  دعوت مسکو؛ آیا زلنسکی باید به روسیه برود؟ دعوت ولادیمیر پوتین از ولودیمیر زلنسکی برای سفر به مسکو و مذاکره درباره آتش‌بس، یکی از خبرهای جنجالی اخیر در عرصه سیاست بین‌الملل بود. این پیشنهاد، بلافاصله بحث‌های گسترده‌ای را میان تحلیلگران، سیاستمداران و رسانه‌ها به‌راه انداخت. برخی آن را فرصتی برای پایان جنگ و جلوگیری

اختصاصی کرونا

کد خبر : 124033
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۷

کرونا :

امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

دعوت مسکو؛ آیا زلنسکی باید به روسیه برود؟

 

دعوت مسکو؛ آیا زلنسکی باید به روسیه برود؟

دعوت ولادیمیر پوتین از ولودیمیر زلنسکی برای سفر به مسکو و مذاکره درباره آتش‌بس، یکی از خبرهای جنجالی اخیر در عرصه سیاست بین‌الملل بود. این پیشنهاد، بلافاصله بحث‌های گسترده‌ای را میان تحلیلگران، سیاستمداران و رسانه‌ها به‌راه انداخت. برخی آن را فرصتی برای پایان جنگ و جلوگیری از خونریزی بیشتر دانستند و گروهی دیگر آن را تله‌ای دیپلماتیک و تحقیرآمیز برای اوکراین توصیف کردند. پرسش اصلی این است: آیا چنین دعوتی می‌تواند واقعاً به پایان جنگ کمک کند یا صرفاً نمایش دیگری از قدرت‌نمایی کرملین است؟

چرا مخالفان این پیشنهاد آن را نادرست می‌دانند؟

۱. بی‌طرف نبودن مکان مذاکره
در عرف دیپلماتیک، گفت‌وگوهای صلح معمولاً در کشورهایی برگزار می‌شود که بی‌طرف شناخته می‌شوند. نمونه‌های تاریخی مانند مذاکرات صلح ویتنام در پاریس یا گفت‌وگوهای مربوط به سوریه در ژنو، نشان می‌دهند که مکان مذاکره اهمیت نمادین بالایی دارد. سفر زلنسکی به مسکو، از دید مخالفان، اوکراین را در موقعیت ضعف و پذیرش شرایط تحمیلی قرار می‌دهد.

۲. ریسک امنیتی و سیاسی
دعوت پوتین به معنای ورود رئیس‌جمهور اوکراین به خاک دشمن است. این موضوع نه تنها از نظر امنیتی پرخطر است، بلکه از نظر روانی و سیاسی نیز برای جامعه اوکراین و حامیان غربی آن، پیام «تسلیم شدن» تلقی می‌شود.

۳. ابزار تبلیغاتی برای روسیه
مخالفان بر این باورند که حتی اگر مذاکره در مسکو آغاز شود، پوتین از تصاویر و حضور زلنسکی برای نمایش «اقتدار» خود در داخل و خارج استفاده خواهد کرد. این مسئله می‌تواند موقعیت روسیه را در جنگ روایت‌ها تقویت کند، بی‌آنکه دستاوردی واقعی برای اوکراین به همراه داشته باشد.

۴. تضعیف اصول بین‌المللی
اوکراین از روز نخست جنگ تأکید داشته که تمامیت ارضی‌اش غیرقابل مذاکره است. پذیرش گفت‌وگو در خاک روسیه، از نگاه منتقدان، به‌نوعی مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی مسکو است و اصل احترام به مرزها و استقلال کشورها را تضعیف می‌کند.

چرا موافقان این پیشنهاد آن را فرصتی می‌بینند؟

۱. حرکت به سمت پایان جنگ
موافقان می‌گویند حتی اگر پیشنهاد پوتین ابزاری تبلیغاتی باشد، باز هم می‌تواند آغازگر روندی برای کاهش تنش‌ها و شاید رسیدن به توافقی اولیه برای آتش‌بس باشد. در منطق سیاسی، گاهی «شروع گفتگو» مهم‌تر از محل آن است.

۲. واقعیت‌های میدانی جنگ
با گذشت بیش از دو سال جنگ، توازن قوا در میدان نبرد به‌طور کامل به سود اوکراین نیست. روسیه توانسته بخش‌های مهمی از شرق اوکراین را حفظ کند و ظرفیت‌های نظامی‌اش همچنان برتری نسبی دارد. از نگاه موافقان، زلنسکی ناگزیر است این واقعیت‌ها را بپذیرد و وارد گفت‌وگو شود، هرچند در شرایطی دشوار.

۳. کاهش هزینه انسانی و اقتصادی
ادامه جنگ نه تنها هزاران کشته و زخمی برجای می‌گذارد، بلکه اقتصاد اوکراین و حتی اروپا را تحت فشار قرار داده است. هرگونه مذاکره—even در مسکو—می‌تواند به توقف موقت جنگ و کاهش هزینه‌ها کمک کند.

۴. فشار بر غرب
این پیشنهاد به‌نوعی توپ را به زمین غرب انداخته است. اگر آمریکا و اتحادیه اروپا واقعاً به دنبال پایان جنگ هستند، باید از روند صلح—even در مسکو—حمایت کنند. در غیر این صورت، متهم به «تداوم‌بخشی جنگ» خواهند شد.

وضعیت جنگ اوکراین و روسیه در مقایسه با ایران و اسرائیل

برای درک بهتر این موضوع، لازم است میان جنگ اوکراین–روسیه و تنش‌های ایران–اسرائیل تمایز قائل شویم.

۱. ماهیت جنگ

  • جنگ اوکراین و روسیه یک جنگ تمام‌عیار سرزمینی است. مسئله اصلی، الحاق مناطق شرقی اوکراین و کریمه به روسیه و دفاع اوکراین از تمامیت ارضی خود است.
  • اما جنگ ایران و اسرائیل (مستقیم یا نیابتی) بیشتر ماهیتی امنیتی–ایدئولوژیک دارد. برای اسرائیل، ایران تهدیدی وجودی است و برای ایران، اسرائیل رژیمی نامشروع.

۲. امکان مذاکره مستقیم

  • در جنگ اوکراین و روسیه، هر دو طرف—even اگر با اکراه—می‌توانند پشت میز مذاکره بنشینند. اصولاً امکان توافق سیاسی بر سر آتش‌بس یا مصالحه وجود دارد.
  • اما در تقابل ایران و اسرائیل، مذاکره مستقیم عملاً غیرممکن است، زیرا ماهیت درگیری «هویتی» است نه صرفاً سرزمینی. هیچ‌یک از دو طرف حاضر نیست مشروعیت طرف مقابل را به رسمیت بشناسد.

۳. بازیگران خارجی

  • در جنگ اوکراین، آمریکا و اروپا نقش اصلی حامی اوکراین را دارند و چین و برخی کشورهای دیگر از روسیه حمایت می‌کنند. اما همچنان این جنگ در قالب «دو دولت رسمی» جریان دارد.
  • در تقابل ایران و اسرائیل، آمریکا بازیگر اصلی و تضمین‌کننده امنیت تل‌آویو است. همزمان، ایران شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای (حزب‌الله، انصارالله، گروه‌های عراقی) دارد که جنگ را چندلایه و پیچیده‌تر کرده است.

۴. جغرافیا و میدان نبرد

  • جنگ اوکراین و روسیه در میدان زمینی و مرزهای مشخص اتفاق می‌افتد.
  • در جنگ ایران و اسرائیل، میدان نبرد گسترده‌تر است: از سوریه و لبنان گرفته تا دریای سرخ و خلیج فارس. این موضوع امکان مذاکره سنتی را دشوارتر می‌سازد.

نتیجه‌گیری

پیشنهاد پوتین به زلنسکی برای مذاکره در مسکو، هم می‌تواند به‌عنوان فرصتی برای آغاز روند صلح تلقی شود و هم به‌عنوان یک تله سیاسی و تبلیغاتی برای اوکراین. تصمیم‌گیری در این‌باره، به توانایی کی‌یف در حفظ استقلال خود و همزمان استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک بستگی دارد.

با این حال، باید توجه داشت که هر جنگی شرایط خاص خود را دارد. آنچه در اوکراین ممکن است—یعنی دعوت رهبر یک کشور از دشمن برای مذاکره در پایتختش—در مورد منازعه ایران و اسرائیل به هیچ وجه موضوعیت ندارد. زیرا ماهیت این دو درگیری متفاوت است: یکی بر سر خاک و امنیت، دیگری بر سر موجودیت و مشروعیت.

به همین دلیل، قیاس این دو جنگ به ما نشان می‌دهد که مسیرهای پایان جنگ همیشه یکسان نیستند. شاید اوکراین و روسیه روزی با گفت‌وگو—even در مسکو—به آتش‌بس برسند، اما در پرونده ایران و اسرائیل، معادله بسیار پیچیده‌تر و پرریسک‌تر خواهد بود.

 

نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانه‌ای

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi