امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
افسانهای که واقعیت شد
ایران، افسانهای که واقعیت شد در جهانی پرآشوب که رسانهها، روایتها را از حقیقت جدا کردهاند، گاه یک سرزمین در میانه تبلیغات و تحریم، همچون افسانهای باشکوه قد علم میکند؛ اما این افسانه، نه زاده خیال، بلکه واقعیتی زنده است. سرزمین ایران، با تمام ویژگیهای طبیعی، تمدنی و انسانیاش، همان داستان ناگفتهایست که جهان
کرونا :
امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای

ایران، افسانهای که واقعیت شد
در جهانی پرآشوب که رسانهها، روایتها را از حقیقت جدا کردهاند، گاه یک سرزمین در میانه تبلیغات و تحریم، همچون افسانهای باشکوه قد علم میکند؛ اما این افسانه، نه زاده خیال، بلکه واقعیتی زنده است. سرزمین ایران، با تمام ویژگیهای طبیعی، تمدنی و انسانیاش، همان داستان ناگفتهایست که جهان امروز، آن را تجربه میکند، هرچند بسیاری هنوز از فهم آن بازماندهاند.
ایران سرزمینی است که همه نعمتهای زمین و آسمان را یکجا در خود جای داده است: از کوهستانهای بلند و دشتهای بیپایان، تا جنگلهای سرسبز و بیابانهای سوزان. جغرافیای چهارفصل، ذخایر غنی انرژی، تاریخ پر افتخار، فرهنگ عمیق و مردمانی با صبوری مثالزدنی، آن را به نقطهای بیهمتا در نقشه جهان بدل کرده است.
اما این همه ویژگیهای طبیعی و تمدنی، تنها بخش ظاهری داستاناند. آنچه ایران را به افسانهای واقعی بدل کرده، چیزی فراتر از خاک و نعمت است: ایستادگی. طی بیش از چهار دهه، این کشور هدف شدیدترین تحریمهای غذایی، دارویی، اقتصادی، فناوری و سیاسی بوده است. دشمنانش، آن را منزوی میخواستند، تضعیفشده و تسلیمشده. اما آنچه رخ داد، معکوسِ نقشهها بود.
هر بار که تهدیدی به دروازههای ایران نزدیک شده، یا مهاجمان از درون فروپاشیدهاند یا از عطش اراده و گرسنگی راهبردی، عقبنشینی کردهاند. اینجا سرزمینیست که به اعتراف دشمنانش، غیرت و ملیگرایی مردمانش زبانزد است. مردم ایران، در عین گشادهدستی با مهمان و صلحطلبی با همسایه، تا لحظهای که تهدیدی شکل نگیرد، شمشیر نمیکشند؛ اما وقتی خطری پا به مرز بگذارد، چیزی جز ایستادگی نمیشناسند.
شاید به همین دلیل است که در تبلیغات رسانهای، ایران را نهتنها مخالف، بلکه غولی سهسر معرفی میکنند؛ تهدیدی برای جهان! اما این تصویر، وارونهسازی حقیقتی است که باید پوشانده شود: ملتی که در دل تحریم، چراغ توسعه را خاموش نکرد، بلکه آن را به فانوس راه آینده تبدیل کرد؛ آیندهای که دیگر نه فقط ایران، که منطقه و جهان را تحتتأثیر خود قرار خواهد داد.
ایران، برخلاف روایتهای رایج در رسانههای غربی، کشوری نیست که بخواهد جهان را به چالش بکشد؛ بلکه کشوریست که خواهان جهانی بیچالش است، جهانی عاری از سلطه، فقر و تبعیض. گاه تصور میشود این آرزوها تنها در داستانها یافت میشوند، اما واقعیت ایران نشان میدهد که گاه افسانهها، تجلی عینی پیدا میکنند.
در ایران، مردمانی زیستهاند که آرزویشان فراتر از مرزهای ملی بوده است؛ آنها جهان را یک خانه، انسانها را یک خانواده و زمین را میراث مشترک میدانند. آنان که شاید روزی دیگر در این جهان نباشند، اما گفتند و خواستند که به آیندگان گفته شود:
در سرزمینی بهنام ایران، مردمانی زندگی میکردند که رؤیایشان، وحدت نوع بشر بود؛ نه برای سلطه، بلکه برای صلح.
یادتان باشد…
شاید ما نباشیم تا این را برای آیندگان بازگو کنیم، اما اگر روزی آمد که پرسیدند، بگویید: «روزی در ایران، مردمانی زیستهاند که رؤیایشان فراتر از مرزها بود. آنها میخواستند جهان، یک سرزمین باشد؛ با یک ملت، یک امت، و یک دل.»
و اینچنین بود که ایران، افسانهای شد که واقعیت داشت؛ افسانهای که هنوز پایانش نوشته نشده است.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
برچسب ها :افسانهای که واقعیت شد ، امین کائیدی شادگان ، ایران در جهان ، روایت دروغ
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0