امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
ارتش در خدمت سلطنت؟ ساختار نظامی اردن
ارتش در خدمت سلطنت؟ ساختار نظامی اردن و نقش آن در حفظ پادشاهی هاشمی در خاورمیانهای پرآشوب که کودتا، بیثباتی و سقوط دولتها پدیدهای رایج است، اردن همچون جزیرهای آرام در میان طوفان شناخته میشود. این پایداری بهویژه در سایه قدرت نهاد سلطنت و حمایت ارتشی وفادار شکل گرفته است. اما ارتش اردن واقعاً چگونه
کرونا :
امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای

ارتش در خدمت سلطنت؟ ساختار نظامی اردن و نقش آن در حفظ پادشاهی هاشمی
در خاورمیانهای پرآشوب که کودتا، بیثباتی و سقوط دولتها پدیدهای رایج است، اردن همچون جزیرهای آرام در میان طوفان شناخته میشود. این پایداری بهویژه در سایه قدرت نهاد سلطنت و حمایت ارتشی وفادار شکل گرفته است. اما ارتش اردن واقعاً چگونه عمل میکند؟ ساختار آن چگونه طراحی شده و چه نقشی در حفظ تاجوتخت هاشمی دارد؟
ساختار ارتش اردن؛ کوچک، حرفهای، آموزشدیده
نیروهای مسلح سلطنتی اردن (JAF) متشکل از سه شاخه اصلی است: نیروی زمینی، نیروی هوایی و نیروی دریایی کوچک. با جمعیتی کمتر از ۱۲ میلیون نفر، اردن یکی از نظامیان حرفهای و نسبتا کوچک منطقه را داراست. اما این ارتش از آموزش بالا، ساختار سلسلهمراتبی منسجم و تجربه عملیاتی برخوردار است.
نکته قابل توجه، نقش مستشاری و آموزشی قدرتهای غربی در شکلگیری این ساختار است. ایالات متحده، بریتانیا و حتی اسرائیل در دهههای گذشته در تقویت و تجهیز ارتش اردن نقش مستقیم داشتهاند. بهویژه نیروهای ویژه اردنی از نظر تاکتیکی در کلاس جهانی ارزیابی میشوند.
پادشاه در رأس؛ فرمانده کل قوا یا بازیگر نظامی؟
عبدالله دوم، پادشاه اردن، پیش از رسیدن به سلطنت یک افسر نظامی آموزشدیده در بریتانیا و آمریکا بود. او تجربه خلبانی جنگنده، فرماندهی گارد سلطنتی و رهبری واحدهای زبده را داشته است. در نظام حکومتی اردن، او بهعنوان فرمانده کل قوا در رأس ارتش قرار دارد.
اما فراتر از نقش نمادین، پادشاه نفوذ حقیقی و عملیاتی در ساختار نظامی دارد. تغییرات فرماندهی، تعیین مأموریتها، و حتی مدیریت بحرانهای امنیتی توسط شخص او هدایت میشود. ارتش اردن، وفاداری کامل خود را نه به دولت، بلکه به پادشاه ابراز میکند.
گارد سلطنتی و نیروهای ویژه؛ خط قرمز تاج
در کنار ساختار رسمی ارتش، نهادهایی چون گارد سلطنتی و نیروهای ویژه (Special Operations Forces) وجود دارند که مستقیماً وظیفه حفاظت از پادشاه و کاخ سلطنتی را بر عهده دارند. این واحدها که بهشدت وفادار و آموزشدیدهاند، در زمان بحران داخلی یا تهدید علیه سلطنت، خط مقدم دفاعی تلقی میشوند.
گارد سلطنتی نه تنها یک نیروی حفاظتی، بلکه در عمل یک بازوی سیاسی-نظامی برای تثبیت قدرت پادشاهی است. بهویژه در برابر تهدیدات داخلی، این نهادها بهسرعت و بدون بروکراسی وارد عمل میشوند.
تجربه ارتش در بحرانهای داخلی
هرچند اردن دموکراسی کامل ندارد، اما اعتراضات اجتماعی، نارضایتی اقتصادی و فشارهای سیاسی در آن بیسابقه نیست. ارتش اردن در دهههای گذشته بارها در موقعیتهایی چون اعتراضات اقتصادی (بهویژه در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۸)، تهدیدات اسلامگرایان تندرو، و حتی ماجرای اختلافات خانوادگی در خاندان سلطنتی، نقش حفاظتی و تثبیتی ایفا کرده است.
در سال ۲۰۲۱، پرونده پرحاشیه “فتنه”، که به بازداشت شاهزاده حمزه بن حسین، ولیعهد پیشین، انجامید، نشان داد ارتش و نهادهای امنیتی چگونه در کمترین زمان ممکن از وقوع شکاف در رأس هرم قدرت جلوگیری میکنند. این رویداد گواهی بود بر آمادگی ساختار نظامی برای مدیریت تهدیدات درونی و حفاظت از وحدت پادشاهی.
ارتش و اتحاد با غرب؛ امنیت در ازای وفاداری
ارتش اردن، بهویژه از دهه ۹۰ میلادی، به یکی از شرکای کلیدی امنیتی غرب در منطقه تبدیل شده است. آموزش نظامیان اردنی در آکادمیهای غربی، مشارکت در عملیاتهای مشترک با ناتو و آمریکا، و همکاریهای اطلاعاتی با سازمانهای غربی، جایگاه ویژهای برای اردن در سیاستهای امنیتی ایالات متحده و بریتانیا ایجاد کرده است.
در مقابل، این اتحادها موجب تقویت بیشتر پادشاهی هاشمی شدهاند. کمکهای نظامی، مالی و اطلاعاتی غرب، به ارتشی منسجم، وفادار و مدرن در خدمت سلطنت منجر شده که نقشی محوری در ثبات داخلی ایفا میکند.
ارتش در برابر سناریوی کودتا؛ چرا بعید است؟
در منطقهای که کودتا و جابهجایی قدرت نظامی امری رایج است، اردن از معدود کشورهایی است که از چنین سناریوهایی مصون مانده است. این امر دلایل متعددی دارد:
۱. ساختار وفاداریشکن ارتش: ساختار ارتش اردن بر اساس وفاداری فردی به پادشاه طراحی شده است، نه بر اساس پیروی از دولت یا ایدئولوژی.
۲. تمرکز بر آموزش و نظم: ارتش اردن برخلاف بسیاری از ارتشهای منطقه، گرفتار فساد سیستماتیک یا شکافهای فرقهای نشده و ساختار آن تا حد زیادی حرفهای و منسجم باقی مانده است.
۳. نفوذ اطلاعاتی و کنترل داخلی: نهادهای امنیتی، بهویژه اداره اطلاعات عمومی (GID)، نظارت گستردهای بر تحرکات داخلی، حتی درون ارتش، دارند و امکان برنامهریزی برای کودتا را عملاً دشوار میسازند.
۴. وابستگی به غرب: هرگونه کودتا در اردن، بهمعنای گسست از حمایتهای غربی و آغاز بحران مشروعیت بینالمللی خواهد بود، که برای بدنه ارتش نیز تبعاتی جدی دارد.
نتیجهگیری؛ ارتش در خدمت تاج یا مردم؟
اگرچه ارتشها در بسیاری از کشورها نقش میهنپرستانه و ملی دارند، در اردن ارتش بیش از آنکه ابزار ملت باشد، بازوی سلطنت است. پادشاهی هاشمی با استفاده از ارتشی وفادار، حرفهای و متصل به غرب توانسته است نهتنها بقا یابد، بلکه در میان آتش ناآرامیهای خاورمیانه، ثباتی مثالزدنی ایجاد کند.
در چنین ساختاری، مفهوم «امنیت ملی» بهشدت با «امنیت سلطنت» گره خورده است. ارتش اردن، نه یک نیروی مستقل ملی، بلکه نهادی است که وظیفه نخست آن حفاظت از تاج است. و تا زمانی که این پیوند ادامه دارد، هر تهدیدی علیه سلطنت، با پاسخ قاطع نظامی روبهرو خواهد شد؛ پاسخی که پیش از هر چیز، برای حفظ تاج طراحی شده است، نه لزوماً برای صیانت از خواست عمومی.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
برچسب ها :ارتش در خدمت سلطنت؟ ساختار نظامی اردن ، اردن ، امین کائیدی شادگان ، کودتا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0