امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
آلمان فدرال؛ شکاف قدرت میان ایالتها و دولت مرکزی
آلمان فدرال؛ شکاف قدرت میان ایالتها و دولت مرکزی چگونه تقسیم قدرت عمودی، ثبات میسازد یا بذر فروپاشی را میکارد؟ ۱. فدرالیسم؛ وحدت در کثرت یا شکاف در قدرت؟ آلمان، با ساختار فدرال خود، یکی از نمونههای موفق تقسیم قدرت در اروپا شناخته میشود. ۱۶ ایالت نیمهمستقل با اختیارات گسترده در زمینه آموزش، امنیت، بهداشت
کرونا :
امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای

آلمان فدرال؛ شکاف قدرت میان ایالتها و دولت مرکزی
چگونه تقسیم قدرت عمودی، ثبات میسازد یا بذر فروپاشی را میکارد؟
۱. فدرالیسم؛ وحدت در کثرت یا شکاف در قدرت؟
آلمان، با ساختار فدرال خود، یکی از نمونههای موفق تقسیم قدرت در اروپا شناخته میشود. ۱۶ ایالت نیمهمستقل با اختیارات گسترده در زمینه آموزش، امنیت، بهداشت و اقتصاد، ستونهای نظام سیاسی این کشور را تشکیل میدهند. اما همین فدرالیسمِ تحسینشده، میتواند بذر تعارض و حتی فروپاشی را در خود داشته باشد. در دل شکافهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میان ایالتها، نشانههایی از گسست در وحدت ملی دیده میشود. آیا ساختار فدرال آلمان همچنان ثباتساز است؟ یا در آینده ممکن است به نقطهضعف ژئوپلیتیکی بدل شود؟
۲. بنیانهای ساختار فدرال در آلمان
پس از سقوط رایش سوم، آلمان تصمیم گرفت با دوری از تمرکزگرایی، ساختاری فدرال پایهریزی کند. قانون اساسی سال ۱۹۴۹ (Grundgesetz) برای هر ایالت قدرت قانونگذاری، مالی و اجرایی در بسیاری از حوزهها را تضمین کرد. وجود شورای فدرال (Bundesrat) که نمایندگان ایالتها در آن نقش کلیدی دارند، نشانهای از تعادل قدرت عمودی در این کشور است.
۳. قدرت ایالتها؛ فرصت یا تهدید؟
در ظاهر، قدرت ایالتها نماد مشارکت دموکراتیک و انعطافپذیری نظام حکمرانی است. اما در عمل، این استقلال میتواند به ناسازگاری سیاسی تبدیل شود. در موضوعاتی مانند مهاجرت، سیاستهای آموزشی و زیستمحیطی، برخی ایالتها بهصراحت از اجرای تصمیمات دولت فدرال سر باز زدهاند. نخستوزیران ایالتی در برخی موارد، عملاً نقشی موازی با صدر اعظم ایفا میکنند. این شکاف میتواند در شرایط بحرانی، مثل همهگیری یا جنگ، انسجام ملی را تهدید کند.
۴. بایرن؛ الگویی از استقلالطلبی خاموش
ایالت بایرن، یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین ایالتهای آلمان، سالهاست که نشانههایی از تمایل به استقلال نسبی را بروز میدهد. حزب CSU که تنها در بایرن فعالیت دارد، اغلب سیاستهای مهاجرتی و فرهنگی دولت مرکزی را به چالش میکشد. در دورههای مختلف، رهبران بایرن تهدید به نافرمانی قانونی کردهاند. این رفتار، اگرچه هنوز شکل جداییطلبانه ندارد، اما از نظر روانی و گفتمانی، پایههای وفاق ملی را سست میکند.
۵. شکافهای سیاسی-اجتماعی بین شرق و غرب
با وجود گذشت بیش از سه دهه از اتحاد آلمان، شکاف روانی، اقتصادی و سیاسی میان ایالتهای شرق و غرب همچنان برجاست. در شرق، سطح اعتماد به دولت پایینتر، حمایت از احزاب راست افراطی مانند AfD بیشتر، و نگرش به مسائل مهاجرتی و جهانیسازی متفاوت است. این اختلافات، نهفقط سطحی بلکه ساختاریاند و زمینهساز بیثباتی سیاسی در آینده نزدیک خواهند بود.
۶. سناریوی فروپاشی یا نافرمانی ایالتی
در صورت تشدید بحرانهای اقتصادی یا سیاسی، سناریوهای زیر قابل تصور است:
سناریوی اول: تعمیق شکافهای هویتی و سیاسی و گرایش برخی ایالتها به استقلالطلبی نرم (مانند اسکاتلند).
سناریوی دوم: افزایش نافرمانیهای قانونی و ناکارآمدی تصمیمات فدرال در سراسر کشور.
سناریوی سوم: بازبینی ساختار فدرال، با تمرکز بر کنترل مرکزی بیشتر و کاهش اختیارات ایالتی.
هیچکدام از این سناریوها بعید نیست، بهویژه اگر بحرانهای جهانی مانند جنگ یا رکود اقتصادی تشدید شود.
۷. جمعبندی: آیا فدرالیسم آلمان نیاز به بازبینی دارد؟
ساختار فدرال آلمان در دهههای گذشته عامل ثبات و توسعه بوده است، اما در دهه پیش رو ممکن است به پاشنه آشیل نظام تبدیل شود. شکافهای عمیق میان ایالتها، ظهور گفتمانهای گریز از مرکز، و ناکارآمدی هماهنگی ملی در برخی بحرانها، زنگ خطری برای سیاستگذاران در برلین است. شاید وقت آن رسیده باشد که فدرالیسم آلمانی، نه بهعنوان یک اصل مقدس، بلکه بهعنوان یک ساختار قابل اصلاح دیده شود.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0