امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
مرگ ترامپ و سیمپسونها؛ جنگ روایتها یا پروژهای برای انحراف افکار؟
مرگ ترامپ و سیمپسونها؛ جنگ روایتها یا پروژهای برای انحراف افکار؟ در روزهای اخیر بار دیگر نام دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در کانون توجه رسانههای جهان قرار گرفته است. نه به خاطر یک تصمیم سیاسی تازه یا سخنرانی پرحاشیه، بلکه به دلیل یک ادعا: «پیشبینی مرگ ترامپ توسط کارتون سیمپسونها.» این روایت که
کرونا :
امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای

مرگ ترامپ و سیمپسونها؛ جنگ روایتها یا پروژهای برای انحراف افکار؟
در روزهای اخیر بار دیگر نام دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در کانون توجه رسانههای جهان قرار گرفته است. نه به خاطر یک تصمیم سیاسی تازه یا سخنرانی پرحاشیه، بلکه به دلیل یک ادعا: «پیشبینی مرگ ترامپ توسط کارتون سیمپسونها.» این روایت که در شبکههای اجتماعی فارسی و انگلیسی بهشدت دستبهدست میشود، بار دیگر بحث قدیمی «پیشبینیهای سیمپسونها» را زنده کرده است. اما پرسش کلیدی اینجاست: چرا چنین سوژهای دقیقاً در این مقطع زمانی داغ میشود و هدف پشت پرده آن چیست؟
برای پاسخ، باید ماجرا را نه در سطح سرگرمی و شایعه، بلکه در بستر «جنگ روایتها» بررسی کرد؛ جایی که رسانهها میتوانند با یک تصویر یا جمله، افکار عمومی را از یک میدان واقعی بحران به مسیری کاملاً بیارتباط بکشانند.
۱. سیمپسونها؛ سرگرمی یا سلاح روایت؟
کارتون سیمپسونها از دههها پیش به خاطر انعکاس طنزآلود وقایع اجتماعی و سیاسی آمریکا مشهور شده است. برخی قسمتهای این مجموعه شباهتهایی به رخدادهای بعدی داشته که همین امر باعث شکلگیری نظریه «پیشبینی» شده است. اما واقعیت این است که اغلب این «پیشبینیها» حاصل بزرگنمایی یا بازنشر ناقص از بخشهایی از سریال هستند.
با این حال، آنچه اهمیت دارد نه درستی یا نادرستی پیشبینی، بلکه تأثیر روانی و رسانهای آن بر افکار عمومی است. وقتی مخاطب عام میشنود «سیمپسونها مرگ ترامپ را پیشبینی کردهاند»، ناخودآگاه به سمت گمانهزنی، هیجان و دنبالهروی از موج خبری سوق پیدا میکند.
۲. هدف اول؛ پرت کردن افکار عمومی ایران و منطقه
این موج درست در زمانی داغ شده است که موضوعات حیاتیتری در جریان است:
- سه کشور اروپایی (فرانسه، انگلیس و آلمان) مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کردهاند.
- تهدید به بازگشت تحریمهای چندجانبه و فشار حداکثری بار دیگر مطرح است.
- مقامات غربی بهطور ضمنی از گزینههای نظامی و هدف قراردادن مراکز هستهای ایران سخن میگویند.
در چنین شرایطی، داغ کردن سوژهای زرد مثل «پیشبینی مرگ ترامپ» میتواند ذهن افکار عمومی را از واقعیتهای راهبردی منحرف کند. بهویژه در ایران، بخشی از جامعه بهجای پیگیری اخبار هستهای یا سیاست خارجی، سرگرم دنبال کردن شایعهای درباره ترامپ میشود. این همان «پروژه انحراف» است؛ یعنی جابهجایی اولویتهای ذهنی مردم.
۳. هدف دوم؛ تابلو کردن دوباره ترامپ در رسانهها
ترامپ در حال حاضر رئیسجمهور نیست و موقعیت سیاسی رسمی ندارد. اما او همچنان یک چهره تأثیرگذار در انتخابات آینده و فضای سیاسی آمریکا محسوب میشود. زنده نگه داشتن نام او در تیترها و شبکههای اجتماعی، به معنای «حاضر نگاه داشتنش در صحنه» است.
شایعه مرگ، بیش از هر خبر دیگری، توجه جهانی را جلب میکند. حتی مخالفان ترامپ نیز ناچار میشوند درباره او موضع بگیرند. این یعنی بازگشت دوباره ترامپ به چرخه رسانهای، بدون آنکه نیازی به اقدام جدی سیاسی داشته باشد.
۴. هدف سوم؛ قهرمانسازی از ترامپ
این پروژه وجه دیگری هم دارد: آمادهسازی افکار عمومی برای احتمالات بعدی. اگر واقعاً حادثهای برای ترامپ رخ دهد – چه ترور، چه مرگ طبیعی و چه بازداشت – ذهنها از پیش آماده شده است که او را «قربانی یک توطئه» ببینند. در چنین روایتی، ترامپ از یک سیاستمدار پرحاشیه به «قهرمان قربانیشده» بدل میشود.
قهرمانسازی پس از مرگ یا حذف یک چهره سیاسی، پدیدهای تکراری در تاریخ است. از جان اف. کندی در آمریکا گرفته تا رهبران سیاسی دیگر کشورها، هرجا مرگی ناگهانی رخ داده، فضای عاطفی جامعه جای تحلیل عقلانی را گرفته است. موج اخیر درباره ترامپ دقیقاً چنین بستری را میسازد.
۵. یک احتمال پنهان؛ پروژه علیه ایران
فراتر از شخصیت ترامپ، میتوان این موج را بخشی از یک پروژه بزرگتر دانست:
- تداوم تهدیدات هستهای علیه ایران: غرب در پی القای این پیام است که فشارها ایران را به عقب میراند، در حالیکه واقعیت این است که مراکز هستهای ایران همچنان پابرجا و فعالاند.
- پوشاندن ناکامی فشارها: وقتی افکار عمومی به شایعات ترامپ مشغول شود، کمتر کسی از خود میپرسد چرا علیرغم همه تهدیدها، تأسیسات هستهای ایران همچنان در چرخه فعال قرار دارد.
- ساخت روایت انحرافی: برجستهسازی شایعات ترامپ بهنوعی «فرار رو به جلو» است؛ یعنی رسانههای غربی با پررنگ کردن یک موضوع بیارتباط، مانع دیده شدن واقعیتی میشوند که به نفع ایران است.
به بیان ساده: سیمپسونها و ترامپ بهانهاند، اصل ماجرا انکار قدرت واقعی ایران در حوزه هستهای است.
۶. جنگ روایتها؛ ابزار نرم در سیاست سخت
این ماجرا نمونهای روشن از «جنگ روایتها» است. در جهانی که رسانهها نقش سلاح را پیدا کردهاند، شایعهای ساده میتواند همان کاری را بکند که یک عملیات روانی تمامعیار میکند: تغییر اولویتهای ذهنی.
- سیاست سخت: تهدید، تحریم و فشار علیه ایران.
- سیاست نرم: انحراف افکار عمومی با شایعه مرگ ترامپ.
ترکیب این دو است که استراتژی غرب را در برابر ایران شکل میدهد. غافل شدن از بخش نرم ماجرا، به معنای باختن در میدان جنگ روایتهاست.
جمعبندی
شایعه مرگ ترامپ در سیمپسونها بیش از آنکه یک پیشبینی کارتونی باشد، یک ابزار رسانهای است. ابزاری برای:
- پرت کردن افکار عمومی ایران و منطقه از مسائل حیاتی.
- زنده نگه داشتن ترامپ در چرخه رسانهای.
- آمادهسازی برای قهرمانسازی احتمالی از او.
- و در نهایت، پنهان کردن واقعیتی مهم: مراکز هستهای ایران همچنان پابرجا هستند و فشار غرب نتوانسته آنها را نابود کند.
اینگونه است که یک کارتون طنز میتواند در میدان سیاست بینالملل به «سلاح روایت» بدل شود. رسانهها ممکن است بازی را ساده نشان دهند، اما آنچه در پس پرده جریان دارد چیزی جز یک پروژه تمامعیار جنگ روانی نیست.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
برچسب ها :امین کائیدی شادگان ، ایران هسته ای ، بمب اتمی ، دولت در تبعید ، مرگ ترامپ ، مرگ ترامپ و سیمپسونها؛ جنگ روایتها یا پروژهای برای انحراف افکار؟
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0