امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
ناتو در جنگ سرد؛ سد نفوذ شوروی یا ابزار سلطه آمریکا؟
ناتو در جنگ سرد؛ سد نفوذ شوروی یا ابزار سلطه آمریکا؟ مقدمه: نظم نوین در جهان دو قطبی پایان جنگ جهانی دوم، جهانی خسته از نبرد اما تشنه قدرت را به میدان آورد. در حالی که اروپای غربی ویرانشده امیدش را به آمریکا دوخته بود، در شرق، شوروی با ارتشی گسترده و ایدئولوژی انقلابی، بهدنبال
کرونا :
امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای

ناتو در جنگ سرد؛ سد نفوذ شوروی یا ابزار سلطه آمریکا؟
مقدمه: نظم نوین در جهان دو قطبی
پایان جنگ جهانی دوم، جهانی خسته از نبرد اما تشنه قدرت را به میدان آورد. در حالی که اروپای غربی ویرانشده امیدش را به آمریکا دوخته بود، در شرق، شوروی با ارتشی گسترده و ایدئولوژی انقلابی، بهدنبال گسترش نفوذ کمونیسم بود. در چنین فضایی، سال ۱۹۴۹، «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» یا همان ناتو، با ادعای دفاع جمعی از اعضای غربیاش تشکیل شد. اما آیا هدف تنها دفاع در برابر تهدید شوروی بود، یا آغاز نظمی جدید به رهبری آمریکا؟
تولد ناتو در سایه تهدید سرخ
با اشغال بخشهایی از اروپای شرقی توسط ارتش سرخ و کودتای کمونیستی در چکسلواکی (۱۹۴۸)، نگرانی کشورهای غربی به اوج رسید. آمریکا با طرح مارشال در حال بازسازی اروپا بود و ناتو را ابزار مکمل این بازسازی سیاسی-نظامی میدید. اما این «تهدید شوروی» تا چه اندازه واقعی و تا چه میزان تبلیغاتی بود؟ بسیاری از پژوهشگران امروز معتقدند که تهدید شوروی بهویژه در دهه ۱۹۵۰ بیش از آنکه نظامی باشد، ایدئولوژیک و روانی بود.
ناتو و سیاست مهار؛ دکترین کنان به زبان سلاح
با انتشار مقاله معروف جورج کنان در سال ۱۹۴۷، مفهوم «مهار» (containment) بهعنوان اصل بنیادین سیاست خارجی آمریکا تثبیت شد. ناتو، بهنوعی ترجمه نظامی این دکترین بود: مهار شوروی از طریق استقرار پایگاههای نظامی در اروپا، حضور در منطقه مدیترانه، تشکیل سپر هستهای در برابر حملات احتمالی و تأسیس ساختارهای اطلاعاتی مشترک. ناتو نهتنها اتحادی نظامی بود، بلکه الگویی از یک نظم سیاسی غربی بهشمار میآمد.
شکاف در میان متحدان؛ فرانسه و پروژه استقلال
در دهههای ۱۹۵۰ و ۶۰، اختلافات درون ناتو بهویژه با فرانسه آشکار شد. شارل دوگل با خروج از ساختار فرماندهی یکپارچه ناتو در ۱۹۶۶، نسبت به سلطه کامل آمریکا بر ناتو اعتراض کرد. او خواهان استقلال راهبردی اروپا از واشنگتن بود. همین شکاف نشان داد که همه اعضای ناتو، این پیمان را به چشم «پیمان دفاعی برابر» نمینگرند، بلکه آن را ابزاری برای بسط هژمونی آمریکا میدانند.
ناتو در مواجهه با بحرانها؛ حضور گزینشی
در بحران کره (۱۹۵۰)، ناتو بهشکل غیررسمی از اقدام آمریکا حمایت کرد، اما در ویتنام (دهه ۶۰ و ۷۰)، بسیاری از اعضا با جنگ مخالف بودند. در بحران موشکی کوبا، ناتو صرفاً نظارهگر تنش واشنگتن و مسکو شد. در مقابل، در افغانستان (دهه ۸۰)، ناتو با حمایتهای اطلاعاتی، تسلیحاتی و تبلیغاتی از مجاهدین افغان، در راستای مهار شوروی عمل کرد. این گزینشیبودن عملکرد ناتو، بار دیگر بر این نکته تأکید داشت که سیاست آمریکا تعیینکنندهترین عامل در تصمیمات این پیمان بوده است.
ناتو فراتر از توپ و تانک؛ جنگ روایتها
در دوران جنگ سرد، ناتو تنها یک پیمان نظامی نبود. این سازمان نقش مهمی در شکلدادن به گفتمان ضدکمونیستی در رسانهها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی داشت. بودجههایی برای حمایت از فیلمها، کنفرانسها و روزنامهنگاران اختصاص یافت تا تصویری آرمانی از غرب و تهدیدآمیز از شرق ارائه شود. بهبیان دیگر، ناتو یک بازوی نرم قدرت نیز بود، که در خدمت تثبیت هژمونی غرب قرار داشت.
نتیجهگیری
ناتو در دوران جنگ سرد، هم نقش سد دفاعی در برابر گسترش نفوذ شوروی ایفا کرد، و هم ابزاری بود برای گسترش سلطه آمریکا در جهان غرب. گرچه تهدید نظامی شوروی انگیزهای کلیدی بود، اما واقعیت عملکرد ناتو نشان میدهد که این پیمان، بیش از آنکه یک اتحاد برابر باشد، به ساختاری تابع منافع ژئوپولیتیکی واشنگتن بدل شد. پایان جنگ سرد نهتنها به حیات ناتو پایان نداد، بلکه راه را برای گسترش مأموریتهای آن به سراسر جهان هموار کرد.
نویسنده:امین کائیدی شادگان- پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک و رسانهای
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.




ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0