متاسفانه این چیز ها در جامعه ما داره زیاد میشه مسئولین هم می دانند
نامه سرگشاده دکتر سهراب صیدی به ریاست دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد
عضو هیئت بدوی نظام پزشکی شهرستان گچساران نامهای را خطاب به ریاست دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد نوشت. متن این نامه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام ریاست محترم دادگستری استان کهگیلویه و بویر احمد اینجانب به عنوان یکی از متهمین پرونده مرحومه تاج ماه پورسوسن، براساس عقل شرع و
کرونا :

عضو هیئت بدوی نظام پزشکی شهرستان گچساران نامهای را خطاب به ریاست دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد نوشت. متن این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلامریاست محترم دادگستری استان کهگیلویه و بویر احمد
اینجانب به عنوان یکی از متهمین پرونده مرحومه تاج ماه پورسوسن، براساس عقل شرع و قانون این حق را دارم که بدانم به چه علت %۱۲ دیه برای من مشخص شده است گناه من در این پرونده چیست؟کجای کار من قصور داشته است آیا دستوراتی که نوشتم براساس اصول علمی و کتاب بوده یا نه؟ قصور دیگر همکاران چه بوده؟ آیا آنها براساس قانون عمل کرده اند یا نه؟ جواب این سئوالات را از قضات محترمی که حکم صادر کرده اند را من می خواهم. از قاضی تقوی که اولین رأی تجدید نظر را صادر کرده و در آن رأی ذکر کرده که پرونده سردرگم می باشد و آرای معتدد در پرونده موجود می باشد.
براساس کدام استدلال حکم هیأت بدوی را تأیید کرده است. از قاضی آبسالان که اینجانب و دیگر همکاران را برای توضیحات به یاسوج فراخواند چرا به گفته های اینجانب دقت نکرد چرا به درخواست اینجانب جهت حضور یک متخصص قلب و عروقی در جلسه دادگاه جهت روشن شدن مسائل بی اعتنا بود. براساس کدام استدلال و براساس کدام ماده و قانون رأی قاضی تقوی را تائید کرد. از برادران عزیزی که رأی تاریخ ۲۵/۴/۹۴ را صادر کرده اند آقای نادری و تقوی، آیا به آن قرآنی که قسم یاد کرده اند که تا علم و آگاهی واقف به امری را نداشته باشند رأی صادر نکند، آیا واقعاً می دانستند که قصور من در این پرونده چیست و مستحق %۱۲ دیه می باشم.
ریاست محترم دادگستری استان باز ذکر می کنم من به عنوان یک متهم این حق من است که بدانم به چه جرمی متهم می باشم. گناه من چیست.
بیمار خانمی ۴۸ ساله با سابقه آسم و بیماری قلبی که ساعت ۹ صبح به اورژانس مراجعه متخصص قلب تلفنی بیمار را ویزیت می کند و در پرونده بیمار توسط پزشک اورژانس نوشته می شود که مشکل قلبی ندارد و از نظر داخلی بررسی شود. اینجانب بر بالین بیمار حاضر شدم.آنچه که مربوط به من بوده و حتی در مورد بیماری قلبی اطلاع داشته ام انجام داده ام ولی چون پزشک قلب و عروق بر بالین بیمار حاضر نشد مجدداً توسط پزشک اورژانس با اینجانب تماس گرفته و من بیمار را بستری کردم. روز بعد نیز بیمار را ویزیت نمودم و بیمار حال عمومی خوبی داشته به بخش زنان انتقال داده و تحویل همکار دیگر متخصص داخلی که طبق روال بیمارستان، مسئول ویزیت و ادامه درمان بوده تحویل دادم. ایشان دو روز متوالی بیمار را ویزیت نموده اند که در روز سوم بیمار دچار تنگی نفس ناگهانی می شود و به دنبال آن دچار مرگ می شود این شرح وقایع رخ داده در طی بستری این بیمار بوده.
انتظار من از قضات محترمی که این پرونده را بررسی کرده اند این نیست، که آنها علل تنگی نفس و درد قلبی را بداند و رأی صادر کنند. انتظار آن است که بدانند آیا نحوه تشکیل هیأت بدوی نظام پزشکی و شرایطی که آن هیأت رأی را صادر کرده اند بر اساس قانون بوده، آیا افرادی که در آن جلسه حضور داشته اند ،حق حضور داشته اند یا نه آیا هیأت بدوی می تواند دیه تأمین بکند یا نه آیا هیأت بدوی به نظرات کارشناسان توجه داشته اند یا نه آیا پزشکان محترم به موقع بر بالین بیمار حاضر شده اند یا نه؟ هیأت بدوی نظام پزشکی براساس کدام قانون برای این پرونده دیه تأمین کرده؟ آیا این کار در زمینه وظایف آنها بوده یا نه. هیأت بدوی براساس کدام دلیل قصور برای من % ۱۲ دیه مشخص کرده؟ آیا هیأت بدوی به خوبی در این زمینه کارشناسی انجام داده یا نه؟ آیا دادیار نظام پزشکی وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده یا نه؟ آیا پرسنل بیمارستان متناسب با نیاز بیماران در بخش حضور داشته یا نه؟ آیا اقدامات مناسب حال بیمار توسط پزشکان صورت گرفته یا نه. نظر کمیته مرگ و میر بیمارستان در این زمینه چه بوده؟ آیا اصلاً چنین کمیته ای تشکیل شده یا نه؟ شرح وقایع که توسط سوپروایزر وقت بیمارستان نگاشته شده متناسب با اقدامات صورت گرفته بوده یا نه؟ انتقاد من و هر فرد عاقل دیگر از قصات محترم که رأی صادر کرده اند چیزی خارج از این محدوده نیست. من انتظار ندارم که قاضی محترم بداند در شرایطی که تنگی نفس ناگهانی رخ داده چه کار باید کرد یا بیماری که با درد قفسه سینه مراجعه کرده است چه اقداماتی باید انجام داد ولی این را خوب می دانم که به قرآن قسم یاد کرده اند که تا زمانی که استدلال و دلیل کافی برای حکمی نداشته باشند، حکم صادر نکند.من از شما به عنوان نماینده ریاست محترم قوه قضاییه می خواهم که بدانم قصور من در این پرونده چیست؟ چه گناهی مرتکب شده ام که به پرداخت % ۱۲ دیه محکوم شدم. اگر اینجانب تلفنی بیمار را ویزیت می کردم و بر بالین بیمار حاضر نمی شدم و دیازپام و نوار ریه برای بیماری که دچار مشکل تنگی نفس حاد شده تجویز می کردم احتمالاً اعضاء هیأت بدوی اینجانب را به اشد مجازات محکوم و قضات شما هم آن را تأیید می کردند.
مواردی که در این پرونده نقص مسلم قانون می باشد به ترتیب در ذیل ذکر می کنم.
۱- براساس ماده ۳۵ قانون نظام پزشکی اعضاء هیأت بدوی ۱۳ نفر می باشد. که یک نفر قاضی به معرفی قوه قضایی می باشد. نفر دوم مسئول پزشکی قانونی و دیگر نفرات پزشکان شاغل در آن شهرستان. که در زمان صدور رأی همه اعضاء باید حضور داشته باشند که این امر صورت نگرفته است.
۲- براساس ماده ۳۵ کارشناس علوم آزمایشگاهی، پرستار، ماما، کارشناس پروانه دار حق حضور در جلساتی که مربوط به آنها نیست را ندارند و باید به جای آنها از پزشکان آن شهرستان با معرفی رئیس هیئت بدوی حضور می یابند.
ریاست محترم در زمان صدور رأی برای این پرونده فقط ۷ نفر حضور داشته اند. که این هفت نفر سه نفر براساس قانون حق حضور نداشته اند.
صلاحیت اظهارنظر در پرونده تخصصی که مربوط به آنها نبوده نداشته اند.
۳- کارشناسان محترمی که پرونده را بررسی کرده اند همگی بر این نکته تأکید کرده اند که بیمار توسط پزشک قلب و عروق باید ویزیت می شد.
باید روزی که بیمار دچار تنگی نفس ناگهانی شده متخصص قلب و عروق بیمار را ویزیت می کرد ولی متأسفانه در آن روز حتی متخصص محترم داخلی که مسئول بیمار بوده علی رغم دوبار تماس تلفنی از طرف بخش بر بالین بیمار حاضر نشده و تلفنی دستور به اقداماتی داده که مناسب حال بیمار نبوده
۱-خارج کردن بیمار از بیمارستان جهت گرفتن نوار ریه بدون معاینه بیمار و توجه به علل تنگی نفس ناگهانی
۲- تجویز آمپول دیازپام عضلانی برای بیماری که دچار تنگی نفس ناگهانی شد که به گفته متخصص محترم قلب و عروق که کارشناس پرونده بوده تزریق دیازپام عاقبتی جز مرگ برای بیمار نداشته.
خارج کردن بیمار از بیمارستان جهت گرفتن نوار ریه یک فرصت طلایی را از بیمار جهت درمان مناسب و اقدامات ضروری گرفت و زمان را به ضرر بیمار از دست دادند.
۴- در شیفتی که بیمار دچار تنگی نفس ناگهانی و مرگ شده در بخش هیچ گونه پرستاری حضور نداشته و دو نفر بهیار حضور داشته اند که آشنایی به امور پرستاری نداشته اند. که مخالف چارت و اصول حرفه ای و سازمانی بیمارستان می باشد.
۵- در گواهی فوت بیمار علت مرگ آرتیمی قلبی ذکر شده است هیچ گونه اقدام درمانی مناسب حال بیمار و آریتمی قلبی توسط پرشک مربوطه صورت نگرفته . آیا تجویز دیازپام و توصیه به گرفتن نوار ریه از اقدامات درمانی در شرایط آریتمی قلبی و افت فشار خون می باشد.
۶- برای احیاء بیمار چه اقداماتی صورت گرفته چند دقیقه احیا بیمار انجام شده چه داروهای توسط تیم احیاء و پزشک برای بیمار حین احیاء قلبی داده شده ؟ آیا داروهای ضد آریتمی قلبی برای بیمار تجویز شده؟ چرا در پرونده بیمار هیچ دستوری توسط پزشک برای احیاء بیمار و داروهای ضد آریتمی داده شده وجود ندارد؟ اگر شوک الکتریکی به بیمار داده شده با چند ژول این کار شده و چند دفعه تکرار شده؟ در هنگام انجام عملیات احیاء پرستار بیمار چه کسی بوده آیا یک بهیار می تواند در چنین شرایطی اقدامات لازم را انجام دهد.
۷- چرا با وجود اینکه بیمار دچار تنگی نفس شده و دوبار تلفنی به متخصص مربوطه اطلاع داده شده، وی بر بالین بیمار حاضر نشده؟- براساس قانون پزشک متخصص موظف است در مواد اورژانس و مواردی از طرف پزشک بیمارستان خطاب قرار می گیرد طی نیم ساعت بر بالین بیمار حاضر شود
۸- به نظر اینجانب محتویات اصل پرونده که در بیمارستان شرکت نفت گچساران موجود می باشد دستکاری شده و بعضی صفحات حذف و دوباره دستور نویسی شده است که در اینخصوص استدعای اخذ اصل پرونده و اخذ اظهارات کلیه پرسنل درمانی اعم از پزشک و پرستار وقت را خواهانم .(در صورتیکه در شیفت مورد نظر اصلا پرستاری حاضر نبوده و به جای ایشان بهیار انجام وظیفه می نمود که این موضوع خلاف صریح قانون و اصول حرفه ای است .
ریاست محترم، من هیچ انتظاری ندارم که حقی از بیمار و خانواده وی ضایع شود و یا اینکه مطلبی بر علیه همکارانم بنویسم، ولی از حق خودم دفاع خواهم کرد در این پرونده اینجانب هیچ گونه کوتاهی در حق این مرحومه انجام نداده ام و اگر بیمار به بخش منتقل کردم و تحویل همکارم داده ام اگر موردی داشت ایشان نیز باید اقدامات لازم را انجام می داد. ۲ روز بعد ازمن همکارم بیمار را ویزیت نموده است و زمان فوت نامبرده ۳ روز بعد از ویزیت من بوده و تا در آن موقع که بیمار دچار مشکل حاد شده متأسفانه باز تلفنی اقدام به درمان نموده اند که مناسب حال بیمار نبوده و سبب مرگ مرحومه شده است.ریاست محترم این پرونده دارای اما و اگر فراوانی است که جواب دادن به آنها برای جلوگیری از بوجود آمدن چنین مواردی ضروری می باشد.
اینجانب به عنوان یک فرد مسلمان و یک متخصص داخلی که آگاهی کامل به حرفه خود دارم و علل و درمان موارد تنگی نفس ناگهانی و درد قلبی را به طور کامل می دانم، براساس آیه شریفه قرآن فَلا تَتَبِعوا الهَدی اَن تَعدِ لوا خواهان بررسی کامل و دقیق پرونده از طرف حضرتعالی می باشم.
امیدوارم که با درایت جنابعالی از حقوق ضایع شده اینجانب حمایت کنید.
به دلیل اهمیت موضوع مدارک زیر را ضمیمه نامه کرده ام:
اسناد و مدارک فوق توسط دکتر سهراب صیدی در این رسانه انتشار داده شده است و وی آمادگی خود را در مورد پاسخ دهی به این موضوع و برای شرکت در جلسه مربوط به این موضوع اعلام داشته و اعلام داشته که مدارک دیگری در این خصوص در دست دارد که حاضر است در موقع لزوم ارائه نماید.
نویسنده:
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
بیمارستان های گچساران کی کارشون درست بوده که الان درست باشه
انشاءاله ریاست محترم دادگستری با سعۀ صدر ، جهت روشن شدن واقعیت ، و رفع شک و شبهه ، و رسیدن وجدان کاری خود به صحت یا عدم صحت احکام صادره ، و توجه دادن به پرسنل و کادر پزشکی بیمارستان که در رسیدگی به چنین اموری قانون واقعیت ها را هر چند که موجب اطالۀ دادرسی گردد ، النهایه مشخص و حق را به حقدار ، و ارشادات لازم را هم به فرد یا افراد خاطی اعلام خواهد نمود ، اقدام مقتضی را خواهند نمود .

















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 3