چهارشنبه 13 خرداد 1405

دانشگاه و مسئولیت ملی در روزهای پرتنش منطقه

امروز دانشگاه به‌عنوان کانون اندیشه و مطالبه‌گری، خود با یک آزمون جدی روبه‌روست؛ آزمونی که مرز میان نقد مسئولانه و افتادن در دام سناریوهای التهاب‌آفرین غرب را مشخص می‌کند.

اختصاصی کرونا

کد خبر : 127046
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۲:۳۲

کرونا :

دانشگاه و مسئولیت ملی در روزهای پرتنش منطقه

امروز دانشگاه به‌عنوان کانون اندیشه و مطالبه‌گری، خود با یک آزمون جدی روبه‌روست؛ آزمونی که مرز میان نقد مسئولانه و افتادن در دام سناریوهای التهاب‌آفرین غرب را مشخص می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «کرونا» ، اسکندر سینا فعال سیاسی گچساران در یادداشتی نوشت: در روزهایی که نشانه‌های تنش در پیرامون مرزهای جغرافیایی و امنیتی ایران آشکارتر از گذشته به چشم می‌آید و تحلیل‌ها از احتمال سناریوهای پرخطر خارجی سخن می‌گویند، طبیعی است که نگاه‌ها بیش از هر زمان دیگری به نهادهای مرجع فکری کشور دوخته شود. در این میان، دانشگاه نه‌تنها یک مرکز آموزشی، بلکه قرارگاه تولید تحلیل، آگاهی و جهت‌دهی اجتماعی است؛ نهادی که در بزنگاه‌های حساس، می‌تواند به تقویت انسجام ملی کمک کند یا ناخواسته در زمین طراحی‌شده دیگران بازی کند.

در شرایطی که کشور به‌صورت رسمی از آمادگی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی سخن می‌گوید و بارها نسبت به پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی داخلی هشدار داده‌شده است، پرسش اساسی این است که چرا هنوز نشانه‌هایی از رفتارهای هیجانی و بعضاً خارج از چارچوب در برخی تجمعات دانشجویی دیده می‌شود؟ هرچند این رفتارها محدود و متعلق به اقلیتی کوچک است، اما در فضای رسانه‌ای امروز، اقلیت‌ها می‌توانند تصویری بزرگ‌تر از وزن واقعی خود پیدا کنند.

نقشه بی‌ثبات‌سازی، اگر وجود داشته باشد، بدون تردید بر ترکیبی از فشار خارجی و التهاب داخلی استوار است. تجربه‌های منطقه‌ای نشان داده است که هرگاه شکاف‌های اجتماعی تشدید شود، زمینه برای فشارهای بیرونی فراهم‌تر خواهد شد. در چنین فضایی، رسانه‌های فارسی‌زبان مستقر در خارج از کشور مانند «ایران اینترنشنال»، «من و تو» و «بی‌بی‌سی فارسی» نقش پررنگی در برجسته‌سازی اعتراضات محدود و القای تصویر بحران فراگیر ایفا می‌کنند. مسئله تنها پوشش خبری نیست؛ بلکه نحوه روایت، انتخاب سوژه و بزرگ‌نمایی حوادث، می‌تواند به شکل‌گیری یک ادراک عمومی خاص منجر شود.

از سوی دیگر، تحرکات گروه‌های تجزیه‌طلب و معاند در برخی مناطق مرزی، موضوعی نیست که از دید ناظران پنهان مانده باشد. این گروه‌ها سال‌هاست در پی فرصت‌هایی برای اثرگذاری بر معادلات داخلی‌اند. در چنین شرایطی، هر نشانه‌ای از شکاف یا التهاب در مراکز مهمی مانند دانشگاه، می‌تواند به‌عنوان سیگنال ضعف یا نارضایتی گسترده تعبیر شود؛ حتی اگر واقعیت میدانی چنین نباشد.

بااین‌حال، باید با صراحت گفت که اکثریت قاطع دانشجویان کشور، افرادی دغدغه‌مند، تحلیل‌گر و آگاه‌اند که نسبت به شرایط حساس منطقه‌ای بی‌تفاوت نیستند. دانشگاه‌های ایران در دهه‌های گذشته بارها نشان داده است که می‌تواند در عین مطالبه‌گری، مرز خود را با آشوب و خشونت حفظ کند. مسئله اصلی، اقلیتی است که گاه با شعارهای تند، رفتارهای هیجانی یا نمادسازی‌های بحث‌برانگیز، خوراک رسانه‌ای برای جریان‌های مخالف فراهم می‌کند.

رسانه‌های معاند به‌خوبی می‌دانند چگونه از یک تصویر، یک پرچم یا یک شعار، روایتی فراگیر بسازند و آن را به‌کل بدنه دانشگاه تعمیم دهند. درنتیجه، اعتبار علمی و جایگاه نخبگانی دانشگاه‌های کشور، زیر سایه این تصویرسازی‌ها قرار می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که مسئولیت دانشجو سنگین‌تر می‌شود؛ زیرا هر رفتار او، فراتر از یک کنش فردی، می‌تواند پیامدهای ملی و حتی بین‌المللی داشته باشد.

نکته قابل‌تأمل دیگر، سطح مدارا و سعه‌صدر در مواجهه با همین رفتارهای محدود است. مقایسه تاریخی نشان می‌دهد که در دوره‌های پیشین، کوچک‌ترین اعتراض یا نقد با برخوردهای سخت‌گیرانه پاسخ داده می‌شد. امروز اما فضای دانشگاه، باوجود همه محدودیت‌ها و چالش‌ها، همچنان امکان بیان دیدگاه‌های مختلف را فراهم کرده است. این فضا، سرمایه‌ای اجتماعی است که حفظ آن نیازمند مسئولیت‌پذیری متقابل است؛ هم از سوی مدیران و هم از سوی دانشجویان.

دانشجو، به‌عنوان قشر پیشرو جامعه، باید پیش از هر چیز تحلیل‌گر باشد. نقد و مطالبه‌گری، جزء جدایی‌ناپذیر حیات دانشگاهی است؛ اما مرز باریکی میان نقد مسئولانه و کنشی که ناخواسته در راستای پروژه‌های بی‌ثبات‌ساز تعریف می‌شود، وجود دارد. عبور از این مرز، حتی اگر با نیت خیرخواهانه صورت گیرد، می‌تواند پیامدهایی فراتر از تصور اولیه به همراه داشته باشد.

تجربه تاریخی ایران نشان داده است که در دوره‌های آشوب داخلی، بازیگران خارجی بیشترین بهره را برده‌اند. هرگاه انسجام ملی آسیب‌دیده، فشار بیرونی تشدید شده است. از این منظر، امروز دانشگاه در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارد؛ آزمون تشخیص صحنه و بازیگر. آیا بدنه دانشجویی می‌تواند میان نقد درون‌زا و پروژه‌های برون‌زا تمایز قائل شود؟ آیا می‌تواند در عین حفظ روحیه پرسشگری، از افتادن در دام هیجان‌سازی و نمادپردازی‌های پرهزینه پرهیز کند؟

بی‌تردید آینده ایران درگرو آگاهی و مسئولیت‌پذیری نسل جوان است. دانشگاه باید همچنان تریبون اندیشه، گفت‌وگو و تضارب آرا باقی بماند؛ اما درعین‌حال، باید به این واقعیت نیز توجه داشته باشد که در شرایط پرتنش منطقه‌ای، هر صدا و هر تصویر، می‌تواند بخشی از یک روایت بزرگ‌تر شود.

هنر دانشجو در این برهه، آن است که روشنگر باشد نه تشدیدکننده التهاب؛ تحلیل‌گر باشد نه بازیچه سناریوهای طراحی‌شده غرب. این همان آزمونی است که تاریخ، قضاوت آن را به فردا خواهد سپرد.

انتهای خبر/

نویسنده:

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi