شنبه 11 بهمن 1404

عقل_خاکستری

حتی حمید هم نتوانست مرغ را از دست سگ‌ها نجات دهد

 روایت حمید به‌عنوان شاهد عینی یک حادثه تلخ شهری. حتی حمید هم نتوانست مرغ را از دست سگ‌ها نجات دهد بحران سگ‌های گرسنه در گچساران؛ شهری که از شهرداری خسته و منتظر ورود نماینده است. گچساران، شهری ۱۰۰ هزار نفری، امروز شاهد صحنه‌ای بود که هر شهروندی را تکان می‌دهد؛ نه فقط به‌خاطر یک مرغ،

اختصاصی کرونا

کد خبر : 125304
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۳

کرونا :

عقل_خاکستری

حتی حمید هم نتوانست مرغ را از دست سگ‌ها نجات دهد

 روایت حمید به‌عنوان شاهد عینی یک حادثه تلخ شهری.

حتی حمید هم نتوانست مرغ را از دست سگ‌ها نجات دهد

بحران سگ‌های گرسنه در گچساران؛ شهری که از شهرداری خسته و منتظر ورود نماینده است.

گچساران، شهری ۱۰۰ هزار نفری، امروز شاهد صحنه‌ای بود که هر شهروندی را تکان می‌دهد؛
نه فقط به‌خاطر یک مرغ،
بلکه به‌خاطر سقوط امنیت شهری و آشکار شدن سال‌ها ضعف و بی‌تدبیری شهرداری.

۱. روایت حمید؛ روایت یک شهر که تنها مانده

حمید، یکی از شهروندان گچساران، امروز با صحنه‌ای روبه‌رو شد که نشان می‌دهد بحران سگ‌های ولگرد در این شهر از کنترل خارج شده است.

او تعریف می‌کند:

«برای پیاده‌روی از خانه بیرون رفتم؛ به‌خاطر دیسک کمر باید روزانه کمی قدم بزنم.
هنوز چند قدم بیشتر نرفته بودم که دیدم سه سگ بزرگ، وحشی و گرسنه، به دنبال یک مرغ می‌دوند.
مرغ بیچاره با جان و دل فرار می‌کرد.
چند لحظه بعد سگ‌ها به او رسیدند، گرفتندش.
من دویدم تا شاید مرغ را نجات بدهم… اما نه توانش را داشتم، نه سرعتش را.
سگ‌ها مرغ را در چند لحظه پاره کردند و خوردند.
من فقط نگاه کردم و کاری از دستم برنیامد.»

این فقط یک روایت نیست؛
یک هشدار است.

وقتی شهروندی که حتی برای درمان کمر خود قدم می‌زند،
مجبور است در خیابان‌های شهر در برابر سه سگ گرسنه بایستد و
در نهایت هیچ کاری نتواند بکند،
یعنی:

گچساران بی‌صاحب مانده است.

۲. شهرداری گچساران؛ یک دهه مدیریت صفر و انکار واقعیت

سال‌هاست شهرداری گچساران درگیر شعار، عکس‌گرفتن و وعده‌های پوچ است.
نه طرح دارد، نه برنامه دارد، نه تخصص دارد.

از شهرداری شهری با این اندازه جمعیت انتظار می‌رود:

  • مرکز نگهداری حیوانات داشته باشد
  • برنامه عقیم‌سازی داشته باشد
  • تیم جمع‌آوری تخصصی داشته باشد
  • نقشه کنترل جمعیت داشته باشد
  • رفتار مخاطره‌آمیز سگ‌ها را رصد کند

اما هیچ‌کدام وجود ندارد.

کاری که گچساران امروز می‌کند،
حتی یک روستای ۵۰۰ نفری نیز بهتر انجام می‌دهد.

وقتی شهرداری از ترس چند «صفحه اینستاگرامی حامی سگ»
جرئت جمع‌آوری سگ‌های مهاجم را ندارد،
نتیجه‌اش همین می‌شود:

سه سگ، وسط شهر، مرغ زنده را شکار می‌کنند و کسی نمی‌تواند کاری کند.

۳. سگ گرسنه در شهر ۱۰۰ هزار نفری یعنی تهدید جدی برای انسان

روایت حمید تنها یک نمونه است.

این سطح از گرسنگی و شجاعت (یا بی‌پروایی) سگ‌ها نشان می‌دهد:

  • ترسشان از انسان کم شده
  • منابع غذایی کم شده
  • شدت گرسنگی بالا رفته
  • رفتار شکارگری فعال شده
  • شهر وارد «فاز خطر» شده است

در این فاز:

امروز مرغ
فردا بچه
پس‌فردا زن باردار
بعدتر سالمند
همه در معرض خطرند.

۴. «حامیان سگ‌ها» باید پاسخ بدهند

گچساران شهر است؛
نه مزرعه حیوانات.

اما عده‌ای با غذا دادن غیرمسئولانه در سطح شهر،
سگ‌ها را جمع، جسور و قلمروطلب کرده‌اند.

این افراد باید بپذیرند که:

  • مدیریت شهری با احساسات کار نمی‌کند
  • شهر محل آزمایش عاطفی نیست
  • امنیت مردم خط قرمز است
  • غذا دادن در معابر، بحران را تشدید کرده

هیچ‌کس مخالف مهربانی با حیوانات نیست؛
اما کسی حق ندارد امنیت یک شهر ۱۰۰ هزار نفری را با احساساتش معامله کند.

۵. مطالبه جدی از غلامرضا تاجگردون؛ وقت ورود است

شهرداری سال‌هاست این بحران را حل نکرده و نخواهد کرد.
اکنون وقت آن است که نماینده گچساران و باشت، غلامرضا تاجگردون
به این موضوع وارد شود.

باید از شهرداری به طور رسمی و سختگیرانه پرسیده شود:

۱. بودجه مدیریت سگ‌های ولگرد کجا رفته است؟

۲. چرا هیچ مرکز استانداردی وجود ندارد؟

۳. چه کسانی ترک فعل کرده‌اند؟

۴. چرا برنامه عملیاتی اجرا نشده؟

۵. چه کسی مسئول امنیت مردم است؟

انتظار مردم از تاجگردون این است که:

  • پرونده را جدی ببیند
  • مدیران بی‌عمل را بازخواست کند
  • از استانداری و سازمان‌های بالاتر مطالبه کند
  • شهرداری را وادار به ارائه برنامه عملی و زمان‌بندی کند

امنیت مردم شوخی نیست.
گچساران نیاز به اقدام دارد، نه وعده.

جمع‌بندی: مرغ امروز، هشدار فرداست

وقتی حمید با آن وضعیت جسمی نتوانست مرغ را نجات دهد،
نه تقصیر اوست، نه تقصیر مرغ؛
تقصیر مدیریت شهری است که سال‌ها خواب بوده.

اگر این روند ادامه پیدا کند:

حادثه امروز = مقدمه حادثه فرداست.

گچساران شهر نفت است،
نه شهری که مردمش از ترس سگ‌های گرسنه به خانه پناه ببرند.

وقت ورود جدی است.
وقت پایان بی‌عملی است.
وقت پیگیری نماینده است.

نویسنده:عقل_خاکستری

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

logo-samandehi