سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰

پیوند نور با دلهایی لبریز از نور

از در که وارد می شوی نگاهت غربت عجیبی دارد ومکان حرمتی عجیب تر.راه را با فرشی سپید گسترده اند واینبار میهمان نور هستی ومیزبان ۳۶۰ پروانه که عاشقانه دعوتشان را لبیک می گوییم وپندیونور با دلهایی لبریز از نور. از بدو ورود، شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند ، عنکبوت استعماری کهنه را

اختصاصی کرونا

کد خبر : 12037
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۷

کرونا :

پیوند نور با دلهایی لبریز از نور

از در که وارد می شوی نگاهت غربت عجیبی دارد ومکان حرمتی عجیب تر.راه را با فرشی سپید گسترده اند واینبار میهمان نور هستی ومیزبان ۳۶۰ پروانه که عاشقانه دعوتشان را لبیک می گوییم وپندیونور با دلهایی لبریز از نور.
از بدو ورود، شیطانی مدرن را به تصویر کشیده اند ، عنکبوت استعماری کهنه را می ماند وتارهای پوسیده اش دیگر بار ودیگر بار به هیبت دجالواره ای استوار بر پایه هایی سست،که  کهنه خیال شومش را آشوب اذهان غافلان می کند. نماد گسترش بیداری مردم وهوشیاری فرمانده ی مقتدر سپاه فتح گچساران «سرهنگ جهانگیرانصاری» وبسیجیان مقتدر در پنبه نمودن رشته هایی که بر ذهن خانواده ها تنیده بودند.
آنسوتر کلاهخودهایی بی سر وغریو محزون ناله ی بانوی نخلستان .وچه زیبا به تفسیرش کشید آن عزیز فرهیخته که فریادبرآورد:ارث حضرت  فاطمه (ص) به حضرت  زینب کبری (س)) در کربلا رسید.کلاهخودهایی که نماد پیکرهای بی سر بود وبانو چه غریبانه تنها بود و هنوز هم در هیبتی نو،در نگاه ۳۶۰ مادر داغدار برلنگه پوتینی پر از خاک وگستره ای که سالها تبدار تن های عرشیان بود ووامدار قلب پدران.
اینجا مصلای گچساران است.تکه ای از بهشت.وصاحب خانه یک سال خود میهمان پروانه هاست.وما به حرمت سالها حضورش رنج بی پدر شدن را با نگاه منتظر آنان که پسرانش بودند ودعای پدروارانه اش بدرقه ی منزلگاه ابدی اشان بود،پیوند می زنیم.وچه سعادتی دارد پدری که میهمان پسران است بر خوان گسترده ی حق..«حاج آقا متقی کاشانی» پدرمعنوی فرزندان گچساران. که خضوع برادرزاده اش در سپاس از مردم گچساران حزن مرثیه ای شد در عروج پروانه ها وبانو بی بی  دو عالم (ص)
اینجا حرمت دارد وزیباتر کلام آقای صادقی بود که می گفت:
:بی وضو وارد نشوید ! وه،چه زیبا بهشتی است وقتی به استواری گامهای سرافرازترین سردار ،هم او که یادگار روزهای گلوله وگل است ونفس هایش عطر مجنون دارد وفکه – و  رد  حضورش از باشت وده بزرگ وگچساران تا کردستان وسقز است وزیباترین کلامش کلام مردان ده بزرگی در لبیک فرمان رهبر بود که می گفتند شتابی از امروز فراتر ،برای لبیک به پیام رهبر فردا دیر است.
سردار حاج علی فضلی سالهای التهاب وانقلاب را با حضوری به وسعت زاگرس در میان زاگرس نشینان دارد.وسرافراز با گامهایی از جنس قدم های سردار بی مثال حاج قاسم سلیمانی دارد با نگاهی از سر مهر وسلامی نظامی به حرمت آنان که همقطاران دیروزش بودند ومیزبان امروزش.
از عشق می گوید وآب می گوید وباران رحمت.از حاج متقی کاشانی که رحمتی بود برای آنان که برتربت فکه کربلایی شدند.از حماسه وخون وخدا.
وسوگندی دوباره برای جهادی اکبر در لوای شهیدی زنده ، ومنسوخ نمودن دام فتنه وکوبیدن فتنه گران .واین بار درقالب اندیشه پروری بسیج در سازندگی دلها،که سازندگی جهادی اکبراست در خلعت مقدس بسیج.
وحزن مادران را حاج صادق آهنگران در گلو می شکند .اشک را آیینه ی دلها می کند.آه مادرم فاطمه جان ،پهلوی شکسته ات بغض شیرخدا را شکست ودل شکسته ی مادران محفل نور را آهنگ غریبانه ی آهنگران به بغض نشاند وگریستند نه بر غربت دلدادگانشان که در غربت غریب مرد نخلستان ،که بر غربت ونجابت کبرای اطهر ودر حسرت نام بی نام شهیدان گمنام .
اینجا مصلای گچساران است وضیافت نور برپاست.صاحب خانه چند صباحی است به میهمانی فرزندان نور رفته است .اینجا شهیدان هم دستشان را دور گردن پدران ومادران ومیهمانانشان حلقه زده اند ،یادگار حضورشان سپیدی چفیه هایی است که به نشان پیوندی دوباره بر دوش ها به یادگار مانده است.
اینجا دیدگان تمامی آنان که بوی فکه می دادند ونوای آشنای حاج صادق همرزمانشان را کربلایی کرد در نگاه مادران ،از فتح خرمشهر تا پد خندق می گفت واز پایی که جا ماند.از رشادت نوجوان بسیجی شهید مکاریان که هنوز هم نامش در محافل سرداران نشان رشادت در رزمهای شبانه اش است.از حضور بی الایش شهیدان تازه داماد که حجله ی عروسی اشان با حجله ی نور مزین شد شهید احمدرضا تاجگردون که قاسمی در قالب زمینیان بود وحلقه ی پیوند نور جاودانه اش کرد.رد بازوانش بر حلقه ی چفیه ای به گردن برادرش است برنمادی از مردانگی که جهادش خضوع است وخشوع وبرکت «خدمتی بی منت» به ولی نعمتان رهبر کبیر انقلاب امام بت شکن خمینی کبیر (ره) که فرمود:محرومین ومستضعفان ولی نعمتان انقلابند.
والله اکبر از پیوند این سردار سازندگی وسرداررشیدی که ردای بسیج دارد.
این فرش گسترده ی سپید، رد گامهای بسیار دارد وچه پهناور است دل دریایی جانباز سرافراز حاج نبی زاده که نگاهش از بدو ورود پر از اشک بود ویادگاری زنده که زنده می کرد یاد همرزمان دلیرش را.هنوز هم صدای حاج محمدعلی نبی زاده در گوشها طنین انداز است در شعارهای مرگ بر شاه وایستادگی اش درزندان ساواک وسالها پس از جنگ وجانبازی وترورهای بی شرمانه ی منافقین ،حضورسبزی دیگرو احقاق حق محرومین دیارم در مجلس.روحش قرین آرامش.
نامها فراوانند ونگاه ها آشنا وحماسه ها بسیار.نمی گنجد در قلم ناتوانم ومردی می طلبد از جنس سردار علی فضلی که ساعتها زمان را محصور کند وبگوید وبگوید وبشنویم چه رشادتها کردند آنان که نامشان جاودانه شد…..اسفند۱۳۹۳-گچساران-نرگس احمدپور

نویسنده:

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

*

code