چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰

این نام ها غریبه نیستند

آغازش از دیر باز بود .مانند همه ی اتفاقات اصیل، تاریخ نطفه اش را از سالها پیش از این در دل مردم نقش بسته بود .این راه را از پیشینیان به ارث برده اند آنان که پایانش را به قرنی پیوند زدند که ۴ دهه پرفروغش را پشت سر می گذاریم. نامها می مانند .ماندگارند.از

اختصاصی کرونا

کد خبر : 11424
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۴

کرونا :

این نام ها غریبه نیستند

آغازش از دیر باز بود .مانند همه ی اتفاقات اصیل، تاریخ نطفه اش را از سالها پیش از این در دل مردم نقش بسته بود .این راه را از پیشینیان به ارث برده اند آنان که پایانش را به قرنی پیوند زدند که ۴ دهه پرفروغش را پشت سر می گذاریم.
نامها می مانند .ماندگارند.از همان روز نخست دهان به دهان .وقتی که از سقف خانه ها بیرون زدند برسردرکوچه ها وخیابانهای شهرم آئینه بی تکرار جاودانگی می شوند.
این نام ها غریبه نیستند .چون راهی که حضورشان را در ذهنمان گره می زند واندیشه در اندیشه با هر نگرشی خواه چپ وخواه راست ،سرلوحه ی قدم های استوارمان می گردند. این نامها، نام من ،شما وآن دیگران همشهری ومبارزان ووطن پرستان دیرینه اند. زمزمه کن تا بدانی چه آشناتر از اقوام وخویشانمان هرباره در ذهنمان تکرار می شوند :
:سید نجف بلادیان –حسین کیامرثی-حسین امینی-مذکورپارسی-رحمت الله بشارت-غریب پرویزی-محمدفراشبندی
اگر آغاز راه را از دوردست بنگریم ،قامت کشیده ورنجور مردی ازتبار آنان که رنج را بردیگران تاب نیاورد واز سویی آنان که دژخیم وار حرکاتش را تاب نیاوردند، رنجیده تر از هر دربند ،از دیارش بندر معشور، بی هیچ الطفاتی رانده ودردیاری که دیری نپایید مأوای دومش شد سکنی گزید.این غریبه را شهری خسته از جفای خودکامه پذیرا نبود.سقفی نمناک ومحلی متعفن که مکان خلاء دانش آموزان آبشیرینی بود .عاری از شیشه وحفاظی برای سد معبر هوای سرد وبارانی آن سالهای دور، که او را با همه ی آنچه اسباب زندگی اش بود به همراه زن وفرزند ومادرزنش به این مکان متعفن ومنزجر کشاند.
قامت این مرد را مردانگی مردان مؤمن گچسارانی وبهبهانی مقیم این خطه از خستگی جور خودکامه رهانید.تفسیر قرآن می دانست وتشنگان معرفت الهی میزبانش بودند وشاید بتوان گفت اولین جلسه آشنایی با امامت وتفسیر وبیان همه ی آنچه مبارزه در گچساران را ماندگار نمود ،در محرم ۱۳۴۲ -تکیه بهبهانی های گچساران بود.اینجا میزبان سید دو عالم سید شهداست ومیهمانانش برسفره ی معرفت وشناخت حق نشسته اند :کریم غلامی-خلیفه محامد-حکاک-سیدنجف سید موسی وسید نعمت الله بلادیان برادران فخری زاده وغریبه آشنا ی شهر محمدزیدبهبهانی
وتکرار تفکر حق شناسی .دهان به دهان جویندگان راه را به هم پیوند برادری می زند ودر پی همه ی این وقایع حضور مرد جاودان مبارزات گچساران در صنعت نفت غوغایی به پا می کند.
شهریکپارچه حرف می شود. شنیده ها حاکی از بیداردلی مردم تمام استان است .جوانی از تبار اصیل بویراحمد با پیگرد ساواک گرفتار می شود .نام آشناست ، «محمدعلی نبی زاده» وگزارش دجالان از حضور پر رنگش در نشست ها ،هنوز هم در برگه ای از پرونده اش هویداست.

کلیک کنید  هدف از برگزاری مسابقات زنده نگه داشتن شهدای انقلاب و پیروزی انقلاب اسلامی ایران است

آن سوتر رشادت ها جوانه می زند. در قلب فرهنگیان ودانش آموزان شهر، چشم بر دهان وگفته ی معلم دلسوزشان دوخته اند« حاج بهرام تاجگردون» جوانی خوشچهره مصمم وپایدار در گفته هایش همه همهمه ها را به فریاد بدل می کنند ودجال بیکار نیست ودر پاره ای از موارد سخت برخورد می کند.

آبان ۱۳۵۷ ماندگارترین روز می شود .آنقدر که هنوز هم چهره خونین «شهیدکیامرثی» وتن نیمه جان «شهیدبلادیان » که کودکش اولین حضور مردمی را در شهادت پدر یادگار ذهن نمود وفریاد آنان که مقابل فرمانداری شهر صدایشان در صدای تیر گره خورد و«شهیدامینی » و«شهید پارسی» و«فراشبندی» را در دو سوی دیگر در آغوش کشیدند.

الله اکبر از این حضور-وشعار الله اکبر حماسه ی ماندگاری رقم زد که ساواک آن را برنتافت.فضای خفقان در شهر نشانگر بیداری اجباری کرکس ها بود که بوی خون لاشه های متعفنشان را با گامهای سنگین برتن خسته ورنجور شهر میخکوب کرده بود.بندر معشور پناهگاه زید بهبهانی شد وده بزرگیها پذیرای تاجگردون-واین یک حضور دیگر برای نام آوران در تقویت قوایی جهت مبارزه ای پربارتر-دیگرباره فریادهای مرگ برشاه اوج می گیرد.

خودکامه زیدبهبهانی را راهی زندان خوزستان می کند ومبارزه به شعارهای بی امان حاج بهرام تاجگردون وهواخواهانش ومردمی که شعور را در شعارها فریاد می زنند .ابرهه در راه است.اینبار نه سوار بر پیلان مست وسرکش که گام سنگین می دارند وبه سنگ ابابیل از گام افتادند باتانکهایی زرهی مسلح تا دندان وبه سرکردگی سرگرد افشین وبه خواسته ی سرهنگ رحمانی-
شهر در تبی از عشق می سوزد وتاب نمی آورد فریادهای حاج بهرام وهمراهانش یکپارچه مرگ برشاه است.دفتر بی رحمی هایشان سیاه است از روسیاهی فریبکارانه که دانشجوی دختری را بی گناه به کام اجل می کشاند تا سنگهایی که زنان فریب خورده ومردان مست ولاعقلشان به سوی راهیان حق پرتاب می کنند وجاویدشاه جاویدشاهشان را در فرار شاهی سر می دهند که دیگر نشانی از قدرت جز تیر وتانک ومسلسل ندارد.
مردها از یک سو ونامردمی عده ای دستنشانده وقلیل از سویی …شهریکپارچه خشم می شود وحمله وشکستن شیشه ی مشروب فروشی ها و مراکز فساد ودر هم شکستن پیوند کهنه ی آنان که باطل بودند.وروزها می گذرد وشبهای شهر آبستن حادثه ای دیگر واعتصاب نفت که تنها با پیام رهبر انقلاب اسلامی که در پاریس است و به نمایندگی آیت الله ناطق نوری-آیت الله هاشمی رفسنجانی- مهندس بازرگان مهندس کبیری وحسیبی شکسته می شود ورایحه ی امام راحل تا گچساران طنین انداز می شود.واینچنین قیام مردم گچساران ماندگار می شود به قدمت تاریخ وبه قدمت نام شهیدانش ومبارزان فرزانه اش …………

کلیک کنید  ساختمان جدید مرکز فنی و حرفه‌ای در گچساران احداث می‌شود

نرگس احمدپور-بهمن ماه ۱۳۵۷-گچساران-

نویسنده:

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

*

code