چهارشنبه 13 خرداد 1405
بابا!… بابایی!… باباجونم!…

به یاد دخترکان زیباروی ایران زمین … و اینک جهان اشک می ریزد * حمیدرضا نظری “بابا!… بابایی!… باباجونم!…” اینک و درست در این لحظه، صدای ناله دختربچه ای از زیر خروارها خاک و سنگ و آهن و سیمان و آوار به گوش می رسد؛ ناله ای تکان دهنده که نگاه مرا به سوی خود

حمیدرضا نظری
 سمفونی شگفت‌انگیز شب و شیدایی

 سمفونی شگفت‌انگیز شب و شیدایی   * حمیدرضا نظری   نسیم دل‌انگیز و شادی‌ بخش شبانگاهی، همراه با رقص لطیف و ملایم گل‌ها و چشمک و زمزمه شیرین ستارگان و انعکاس چشم‌نواز ماه در آب، به نرمی در شهر به حرکت درمی‌آید و پس از عبور از خیابان‌ها و کوچه‌های خیس و باران‌خورده و نوازش

مادری در زیر باران فریاد می زند

این داستان، به روح همه جانباختگان عزیز ویروس کرونا و خانواده محترم آنان تقدیم می گردد؛ داستان بیش از ۶۶ هزار انسانی که درد شدید و نفس گیر قفسه سینه، سرفه های خشک و جگرخراش و تب و لرز سوزنده شان، آتش به جان مادران مهربان و داغدار ایران زمین زده است؛ مادرانی که در

logo-samandehi