جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰

ضرورت نهادینه شدن گفتمان اعتدال

اعتدال : سید رضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهور و رئیس کتابخانه ملی در تببین ضرورت تعریف و بازتعریف مفهوم اعتدال در مقدمه کتاب «گفتمان اعتدال؛ گذری بر آرا و اندیشه‌های دکتر حسن روحانی» می نویسد: اعتدال و گفت‌وگو درباره آن، موضوعی دراز دامنه و تاریخی است. در ادبیات فاخر و کهن ایرانی ـ اسلامی

اختصاصی کرونا

کد خبر : 12115
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۳۷

کرونا :

ضرورت نهادینه شدن گفتمان اعتدال

اعتدال : سید رضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهور و رئیس کتابخانه ملی در تببین ضرورت تعریف و بازتعریف مفهوم اعتدال در مقدمه کتاب «گفتمان اعتدال؛ گذری بر آرا و اندیشه‌های دکتر حسن روحانی» می نویسد:

اعتدال و گفت‌وگو درباره آن، موضوعی دراز دامنه و تاریخی است. در ادبیات فاخر و کهن ایرانی ـ اسلامی کشورمان، همواره به اعتدال و میانه‌روی در رفتار توصیه شده است. اعتدال، آرزوی فرهنگی و تاریخی آدمیان است؛ زیرا در گستره اعتدال زندگی به سامان می‌شود و مناسبات اجتماعی اخلاقی‌تر می‌گردد.

اما با این همه گفت‌وگوی تاریخی درباره اعتدال، هنوز محتاج تبیین علل و نشانه‌های آن هستیم تا زوایای تاریک تئوریک و ابهام‌های عملی آن روشن شود و بتواند عملا راهگشای زندگی گردد.
برای توصیف و تبیین صحیح واژه اعتدال، باید به شناخت مفهومی و باز شناخت رویکردی آن، توجه‌ای خاص نمود. در این ارتباط می‌توان به مفاهیم، رویگردها و کاربردهای زیر اشاره کرد:

۱٫ «اعتدال»، یکی از واژگانی است که نیازمند ایضاح مفهومی و تعیین جغرافیای معنایی است. چنین ضرورتی نه تنها از حوزه نظر و تدقیق نظری و یا تاملات علمی برمی خیزد که در ساحت عمل اجتماعی و سیاسی و کنش تعین یافته نیز مورد توجه است. از این رو، پرداختن به موضوع اعتدال هم در ساحت نظر و هم در ساحت عمل، ضرورتی تام دارد تا از ابهام معنایی‌اش کاسته شود.

به عنوان مثال، برخی افراد، در به‌کارگیری معنای اعتدال  و عدالت  دقت لازم را ندارند و گاهی این دو واژه را به جای یکدیگر بکار می‌برند و یا اگر اعتدال و عدالت را به لحاظ معنایی، یکسان ندانند، دست‌کم گاهی در استفاده این دو مفهوم، شفافیت لازم ندارند و در تعیین مرزهای معنایی هر یک از آنان صراحت کافی به خرج نمی‌دهند.

بنابراین، اولین کاری که باید انجام داد، وضوح معنایی هرچه تمام‌تر واژه اعتدال و تفاوت آن با واژگانی چون عدالت و سایر واژگان نزدیک به اعتدال است. این سخن، بدان معنا نیست که میان عدالت و اعتدال نسبتی برقرار نمی‌شود، بلکه هدف، تمایزیابی معنایی واژگانی است که به کار می‌گیریم تا از ابهام و تداخل معنایی آنها جلوگیری شود.

بدون آن که بخواهیم به نحو مبسوط به مقایسه و تمایز میان دو مفهوم اعتدال و عدالت بپردازیم، اشاره به یک نکته ضرورت دارد تا دست‌کم تفاوت اصلی این دو مفهوم بیان شود. گرچه کنش عادلانه و اعتدال‌گرایانه را می‌توان به منزله کنشی اخلاقی محسوب کرد، اما آن چه این دو واژه را از یکدیگر تفکیک می‌کند، مفهوم «حق» است. «حق»، مفهومی کانونی در موضوع عدالت است در حالی که اعتدال، بر مدار «عقلانیت» می‌چرخد. توضیح آن که، در کنش اعتدالی، واقعیت‌های موجود، محدودیت‌ها و اقتضائات در نظر گرفته می‌شود و برمبنای خرد محاسبه گر، بهترین تصمیم که شخص را به هدفش می‌رساند اتخاذ می‌گردد. عنصر عقلانیت در کانون معنایی رفتار اعتدال گرایانه، عموماً از ویژگی مصلحت‌های عملی ناشی می‌شود. آن چه در اعتدال اهمیت دارد، کارکرد و نتیجه کنش است. ارسطو، مهم‌ترین نتیجه و شاخصه رفتار اعتدالی را حفظ و تداوم نظم می‌داند.

از نظر این فیلسوف، افراط، به بی‌نظمی قابل نکوهش منجر می‌شود، مانند کسی که در خوراک و نوشیدن، زیاده روی می‌کند و سبب می‌شود نظم طبیعی و سلامت جسمی به خطر بیفتد. در این نگاه، هر رفتاری که به سست شدن ارگانیسم و از دست رفتن نظم ساختاری گردد، رفتاری غیر اعتدالی است؛ زیرا اعتدال، در نهایت باید به نظم و حیات زنده یک ارگانیسم مدد رساند.

۲ تا کنون از «ایضاح مفهومی» واژه اعتدال سخن رانده می‌شد، اما اینک باید بر آن نکته ضروری دیگر افزود. نکته مورد نظر، تأکید و توصیه بر «ایضاح رویکردی» در توصیف و تبیین اعتدال است. ایضاح رویکردی، از آن رو اجتناب‌ناپذیر است که در هما ن ابتدا معلوم شود شخصی که از اعتدال سخن می‌گوید، کدام نقطه عزیمت را در تبیین اعتدال انتخاب کرده است. فهم سخن گوینده منوط به است که مراد دقیق و رویکرد مشخص او معلوم گردد و مشخص شود این مفهوم را از کدام منظر مورد واکاوی قرار داده است. تأکید بر ایضاح رویکردی، از آن رو است که منطق فهم و تحلیل کنش اعتدال‌گرایانه در هر یک از رویکرد با هم متفاوت است و حکم یکی را بر دیگری نمی‌توان بار کرد.

در تبیین و فهم اعتدال، دست‌کم دو رویکرد اساسی را می‌توان بازشناخت و آنها را از یکدیگر تفکیک کرد. اولاً رویکرد فردی و ثانیاً، رویکرد اجتماعی. هر یک از رویکردها اعتدال را به نحو خاص بررسی می‌کنند و تحلیل متفاوتی ارائه می‌دهند.

در تبار شناسی مفهوم اعتدال، به این نکته می‌رسیم که پیشینیان، اعتدال را اولاً، کنشی فضیلت مندانه (اخلاقی) و ثانیاً، فردی تلقی می‌کرده اند. به سخن دیگر، ، اعتدال را فعلی اخلاقی و در ساحت فردی محسوب می‌نموده اند. به عنوان مثال، افلاطون در کتاب «چهارم جمهوریت» بر چهار فضیلت تأکید می‌کند. چهار فضیلت افلاطونی عبارت است از: حکمت، عدالت، شجاعت و اعتدال (نورث، ۱۳۸۵: ۳۶۷)  افلاطون در شرح فضیلت اعتدال، بر توازن میان قوای درونی و کف نفس اشاره می‌کند. در نظر افلاطون اعتدال را می‌توان همان پارسایی و مهار خواهش‌های درونی مانند خور و خواب و شهوت تلقی کرد.

کلیک کنید  تقویت روحیه مقاومت درداخل مهمترین راه مقابله با آمریکا

ارسطو نیز اعتدال را در ساحت فردی و حتی صرفاً مربوط به جسم آدمی می‌داند. ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخوس»، اعتدال را حد وسطی مربوط به لذت‌های جسمانی (و نه لذت‌های نفسانی مانند حس جاه طلبی و عشق به دانایی)، می‌داند.  در این کتاب تأکید شده است که اعتدال جز بر لذت جسمانی اطلاق نمی‌شود. از نظر ازسطو، اعتدال و بی‌اعتدالی جز با لذات لامسه و ذائقه که مشترک با حیوانات است، ندارد.

همان گونه که پیش‌تر از این آمد، ارسطو موضوع اعتدال را حتی به بخشی از جسم آدمی و حوزه کوچک محدود می‌کند. در این رویکرد، به تعبیر فوکو، میانه‌روی، «نگرانی نسبت به خود» است.  ایمانوئل کانت ـ فیلسوف آلمانی قرن ۱۸ ـ نیز همچون ارسطو، اعتدال را انضباط مربوط به بدن می‌داند. کانت بر این باور است که انضباط بدن دو تکلیف بر دوش آدمی نهد.  تکلیف اول، «مراعات اعتدال در مورد ارضای نیازهای واقعی بدن. دوم، مراعات سادگی و صرفه جویی در تامین رفاه و شادی آن.» مراعات اعتدال؛ یعنی پرهیز از افراط در خوردن و نوشیدن.

در رویکرد اجتماعی، سطح تحلیل و تبیین و هم مقام تجویز و توصیه، از حوزه فرد بیرون می‌آید و به ساختارها و نظام اجتماعی نظر می‌افکند. در این رویکرد اعتدال به منزله نیاز اجتماعی و ضرورتی سیاسی مطرح می‌گردد. همچنین در پرسش از چه باید کردها، به ساختارها و سیستم‌ها توجه می‌کند. از این رو، اعتدال را نه یک فضیلت اخلاقی و فردی، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای تداوم و حفظ نظم اجتماعی می‌داند.

در این جا نیز تمایز دو موضوع از یکدیگر، ضرورتی تام دارد. در صورت‌بندی دوگانه اعتدال، گاهی اوقات اعتدال اجتماعی را در برابر اعتدال فردی می‌نشانیم و گاهی اعتدال ساختاری را در مقابل اعتدال فردی مطرح می‌کنیم. به تعبیر دیگر اعتدال اجتماعی و اعتدال ساختاری را نیز باید از یکدیگر متمایز کنیم.

اعتدال اجتماعی، مشتمل بر اعتدال سیاسی و اقتصادی و… است. اما هنگامی‌که بر «اعتدال ساختاری» انگشت تأکید گذاشته می‌شود، عمدتا بر وجه حقوقی و ساختارهای رسمی و قانونی عطف توجه می‌گردد. در اعتدال اجتماعی، شیوه رفتار و کنش شهروندان با یکدیگر و نحوه مناسبات اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد و در اعتدال سیاسی، مناسبات حاکمان با شهروندان و بالعکس، تحلیل و تبیین می‌شود. در رویکرد ساختارگرایانه، تمایل بر این است که علت کنش‌های غیراعتدالی را از ساختارها فهم کند و همچنین راه‌حل‌ها را نیز درون ساختارها بیابد.

در این رویکرد، علت رفتارهای غیراعتدالی حاکمان و شهروندان را باید در ساختارهای حقوقی و سیاسی مستقر جست‌وجو کرد و متقابلاً هر توصیه‌ای باید معطوف به ساختارهای مسلط باشد. بنابراین باید به ساختارهایی با شکل‌بندی اعتدالی اندیشید و در کار نهادینه کردن ساختاری اعتدال بود.

اشارات مختصری در باب صورت‌بندی اعتدال، دست‌کم دو پرسش اساسی رخ می‌نماید. اولاً، در فهم و تبیین و در تجویز و توصیه، اعتدال فردی مهم‌تر است یا اعتدال ساختاری؟ کدام نقطه عزیمت واقعی‌تر و عینی‌تر و راهگشاتر است فرد، اجتماع و یا ساختارها؟ چه در مقام فهم کنش‌های اعتدالی و غیر اعتدالی و چه در مقام هنجارگذاری، مقدمات لازم و تمهیدات ضروری در سطح فرد، اجتماع و ساختارها برای بسط و گسترش اعتدال کدام است؟ ثانیاً، کدام یک از انقسامات اعتدال بنیادی‌تر است، اعتدال اجتماعی ـ فرهنگی یا اعتدال سیاسی؟ نشانه‌های کنش اعتدالی و غیر اعتدالی کدام است و چگونه می‌توان این دو را از یکدیگر متمایز کرد؟ با کدام معیار می‌توان کنش اعتدالی را از غیر اعتدالی تشخیص داد؟

۳٫ رفتار اعتدال گرایانه، رفتاری آموخته و کسب شدنی است. کنش اعتدال، کنشی اتفاقی و از سر غریزه و یا ارثی نیست. بلکه، رفتاری است که در فرایند اجتماعی شدن و در پروسه فراگیری ارزش‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. از این رو، برای یادگیری و گسترش رفتار اعتدالی، موارد زیر اهمیت بالایی دارد.

الف) تربیت و آموزش در کنش اعتدالی،

ب) مقدمات و تمهیدات معرفتی،

د) آمادگی‌های روان شناختی،

ج) کسب مهارت‌های عملی.

برای شکل‌گیری کنش اعتدالی، علاوه بر نقش مهم تربیت و یادگیری، محتاج تمهیدات معرفتی و آمادگی‌های روان شناختی هستیم. هر یک از این موارد و الزامات نظری و مهارت‌های عملی در بروز کنش اعتدالی نیازمند شرح و بسط لازم است. کافی نیست که افراد را به رفتار اعتدالی دعوت کنیم، بلکه ساختارهای لازم و فرصت‌های کافی برای شکل‌گیری آسان این کنش ضرورت اجتناب‌ناپذیر دارد. علاوه بر ساختارهای مناسب کنش اعتدال‌گرایی، باید به موضوعات چهارگانه توجه شود و هر یک از آنان تبیین گردد.

کلیک کنید  شویگو: ایران شریک راهبردی روسیه است؛ همکاری مسکو-تهران در حال گسترش است

در این مقدمه سعی شده است با طرح برخی موضوعات مرتبط با اعتدال و بیان کلی در اهمیت ایضاح مفهومی و رویکردی و اشاره‌ای به الزامات رفتار اعتدالی، بر این نکته نیز تأکید کنیم که گسترش کنش عقلانی اعتدال گرایانه، فضیلتی اخلاق، ضرورتی سیاسی و نیاز اجتماعی است. هر یک از این ساحت‌های سه گانه، بر ترویج و پایداری رفتارهای اعتدال‌گرایانه اصرار می‌ورزند و برای حفظ نظم و انسجام اجتماعی و آرامش سیاست و در نهایت رشد و توسعه کشور، اعتدال را دست‌کم یکی از موارد بسیار بنیادین و ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌کند.

باید دانست وقتی این «کنش عقلانی اعتدال‌گرایانه»، با معرفت و بینش اجتماعی آمیخته گردد، یکی از کارکرد‌های آن اقبال عمومی به «گفتمان اعتدال»، خواهد بود. آنگونه که «مردم ایران در انتخابات ۲۴ خردادماه سال ۱۳۹۲، حماسه‌ای بس بزرگ آفریدند و با روحی سرشار از امید، نشاط و تعهد به کشور و آینده آن، مردم‌سالاری نظام را بار دیگر به نمایش گذاشتند و با لبخند به زندگی و مشارکت مؤثر و کم‌نظیر، خواسته‌های خود را از طریق صندوق رأی به کرسی نشاندند و به اعتدال‌گرایی و دوری از افراط و تفریط رأی مثبت دادند» و در پرتوآن، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی را، که منادی اعتدال‌گرایی بود و دوری از افراط را تنها راهکار عبور از مشکلات و حرکت به سمت توسعه و برپایی وحدت و انسجام در کشور می‌دانست، بر مسند ریاست جمهوری، نشاندند.

وی که هفتمین رئیس‌جمهور منتخب مردم ایران است، اعتقاد دارد: «اعتدال‌گرایی به‌معنای توازن میان آرمان و واقعیت و ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی است و بر اجماع ملی، قانون‌گرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تأکید می‌کند و بر اخلاق و مدارا اصرار می‌ورزد و از طریق گفت‌وگو، تفاهم و تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت سعی خواهد نمود شکاف‌های اجتماعی اقتصادی را به حداقل ممکن برساند. بنیان این مرام فکری و عملی، فاصله گرفتن از تخیل و توهم و تمرکز بر تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌هاست».

ایشان همچنین تأکید دارند که: «اعتدال و میانه‌روی به معنای انتخابی بین حق و باطل نیست، اعتدال به معنای انتخاب راهی بین راست و دروغ نیست. اعتدال به معنای راهی بین منفعت ملی و از بین بردن منافع ملی نیست. اعتدال به‌معنای عدول از اصول و محافظه‌کاری در برابر تغییر و تحول نیست. بلکه اعتدال یک روش است.اعتدال یک بینش است. اعتدال رویکردی خردورزانه، فعالانه و صبورانه در جامعه برای دور شدن از ورطه افراط و تفریط است. مسیر استقرار و استمرار مردم‌سالاری دینی از اعتدال می‌گذرد و تحول‌خواهی نیز بر مدار اعتدال می‌چرخد. اعتدال همان تحقق مشیت الهی است که برای این امت، “وسط” بودن را برگزیده است: “و کذلک جعلناکم امه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا”. مولایمان علی (ع) نیز فرموده است مشی‌ات میانه‌روی و اعتدال، و مقصدت، رشد و پیشرفت باشد “و لیکن مرکبک القصد و مطلبک الرشد”».

البته تبیین وجه کاربردی و ساختاری اعتدال در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن، آنگونه که بتوان بر پایه اصول ترسیمی اعتدال‌گرایی، جامعه‌ای تحول‌گرا، خودباور، متوازن، هوشمند، با هویت اسلامی و ایرانی، اخلاق گرا، دین‌مدار، پایبند به عقلانیت و تدبیر، دارای تعامل مؤثر و سازنده با دیگران، به دور افراط و تفریط، با پرهیز از جمود و جهالت، با چهره‌ای اخلاقی و انسانی و با رحمت و مهربانی نه با مسلمانان که حتی با غیرمسلمانان، متعهد به حاکمیت قانون، رعایت حقوق و آزادی‌های همه شهروندان و…، بوجود آورد، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که باید با همت شخصیت‌های فرهیخته و صاحب‌نظر و با مشارکت فعال انجمن‌های علمی ومراکز و نهادهای فرهنگی و پژوهشی، در این رمینه اقدامی مؤثر وشایسته انجام داد.

در این میان آشنایی با نقطه نظرات و دیدگاه‌های حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی ـ که امروزه یکی از برجسته‌ترین منادیان اعتدال‌گرایی ـ می‌باشند، راه دستیابی به اصول و مبانی این بینش اعتقادی ومنش رفتاری را، بخصوص برای اندیشمندانی که درتلاش برای نظریه پردازی در این زمینه هستند، هموار‌تر می‌سازد.

در راستای تحقق این امر، مجموعه پیش روی تحت عنوان «گفتمان اعتدال»، با بهره‌گیری از آرا و اندیشه‌های آقای رئیس‌جمهور که در مجموعه سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های اولین سال ریاست جمهوری ایشان تجلی یافته است، تهیه، تدوین و به زیور طبع آراسته شده است که انتظار می‌رود حاصل کار مورد توجه محققین و اندیشمندان قرارگیرد.

در اینجا ضمن اظهار امیدواری نسبت به اینکه کتاب حاضر، راه گشای مناسبی برای آشنایی هرچه بیشتر صاحب‌نظران با دیدگاه‌ها و نقطه نظرات اجرایی و اندیشه‌های اعتدالی حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی باشد، لازم می‌دانم از تلاش و همت دست اندرکاران تهیه این مجموعه به ویژه از جناب آقای عباس بشیری، صمیمانه تشکر و قدر دانی نمایم.

 

نویسنده:

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

همسو با خبر روز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

*

code