کرونا نیوز؛

طبق تعریف نخستین گردهمایی انجمن‌های روابط‌عمومی : «روابط‌عمومی علم اجتماعی و هنر تحلیل گرایش‌ها، پیش بینی آثار آنها، مشورت با روسای سازمان و تهیه و اجرای برنامه‌ها‌ی عملی که هم در جهت منافع مؤسسه و هم همگان باشد.»
همچنین برخی کارشناسان روابط عمومی را به عنوان «مدیریت روابط بین سازمان و جامعه» تعریف می‌کنند.

لابی‌کردن و روابط عمومی


لابی‌کردن وابسته به تجربه و تحقیق است. افرادی که دارای روابط قوی هستند، از روابط سیاسی خود به نفع موکلان‌شان برای تامین دسترسی به افراد کلیدی استفاده می‌کنند. امروزه شرکت‌های لابی‌گر پرونده‌های زیادی در مورد سیاست‌مداران و افراد پر‌نفوذ در اختیار دارند، تا بدانند برای پیشبرد یک پویش بهتر است به چه کسانی و از چه طریقی نزدیک شوند؟

لابی‌گری نیز مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های روابط‌عمومی چالش‌برانگیز شده.
یکی از پیچیده‌ترین روش‌ها برای اثرگذاری بر قانون‌گذارن فعالیتی است که به عنوان ارتباطات «گرس تاپس» (grasstops) شناخته می‌شود.

در این نوع ارتباطات آژانس‌های روابط‌عمومی با دقت گروه خاصی از نمایندگان پر‌نفوذ یا «شکل دهندگان عقاید» را تشخیص می‌دهند. آنها یک یا چند نفر از دوستان یا آشنایان اعضای آن گروه را به خدمت می‌گیرند تا پیام روابط‌عمومی را به صورت غیررسمی در میان گروه مطرح سازند.

در این روش آژانس روابط‌عمومی در نظر دارد این تاثیر ساختگی را روی هدفش بگذارد که «همه مردم درباره‌ی این موضوع صحبت می‌کنند» و اینکه حمایت اجتماعی گسترده‌ای از این موضوع خواهد شد. با این روش نمایندگان حتی ممکن است متوجه نشوند که با آنها لابی شده.

ارتباط لابی‌گری و روابط‌عمومی


با توجه به تعاریف بالا باید دید نقاط مشترک لابی‌گری و روابط‌عمومی چیست؟

متخصصین علوم سیاسی لابی‌گری را به عنوان یک فرآیند مشروع در نظام های مردم‌سالار به رسمیت شناخته‌اند. لابی‌گری به عنوان یک فرایند مقبول و قانونی اجازه می‌دهد که صدای گروه‌های شهروندی، انجمن‌ها، اتحادیه‌های کارگری، شرکتها و غیره در عرصه‌ی سیاسی شنیده شود. لابی‌گران مسائل پیچیده را باز می‌کنند و مرتبط‌ ترین اطلاعات را به قانون‌گذاران، اعضای دولت یا شوراها بازمی نمایانند.

بنا‌بر‌ آنچه گفته شد، لابی‌گری فعالیتی ارتباطی است و به فعالیت‌های مرتبط با حوزه‌ی روابط‌عمومی شباهت زیادی دارد. «میل براث» که وی را به عنوان پدر تحقیقات درباره‌ی لابی‌گری می‌شناسند می‌گوید:«ارتباطات تنها وسیله‌ی اثرگذاری یا تغییر شناخت است. بنابراین فرآیند لابی‌گری به طور کلی یک فرآیند ارتباطی است.»

توضیحات فوق گویای این مطلب است که لابی‌گری فرآیندی ارتباطی مشابه با روابط‌عمومی است که تلاش می‌کند بر مخاطبان خاصی اثر بگذارد.

متن اعتراضی چند خبرنگار در گچساران و جوابیه های بدور از منطق رسانه ای نشانه هایی با خود دارد : متن زیر را بخوانید؛

انتخاب فرماندار گچساران آن هم از خطه بویراحمد گرمسیر به نظر می رود برای نمک گیری این ایل بزرگوار همشهریم باشد.
خوان پایه برخلاف رحیمی که رک و راست خواسته ها و تصمیماتش را مطرح می نمود ، در لفافه و به اصطلاح با پنبه سر می برد.سال ۱۳۹۸ علی رغم نزول رحمت الهی ،بسیاری ها را غمگین کرد و عده ای زیادی را هم بی خانمان و بی سر پناه کرد.
از این بی خانمانی و در به دری خبرنگاران مستقل و فاقد جناح سیاسی در گچساران هم در امان نماندند و به نرمی و لطافت از جلسات فرمانداری حذف شدند.
از طرفی فرماندار میهمان وزارت کشور و این پست می باشد و کارمند رسمی نیست اما حمید نارکی مدیر روابط عمومی این مجموعه از پرسنل رسمی و مواجب بگیر دولت است که برای انجام امورات روابط عمومی و ارتباط با خبرنگاران حقوق می گیرد.
اگرچه در گذشته هم فعالیت این حوزه حساس در فرمانداری اندک بود اما این ضعف و به نوعی خود مختاری در سال ۹۸ شدت یافت و خبرنگاران بسیاری از گردونه خبر حذف شدند واداره ارشاد به عنوان دستگاه پشتیبان رسانه هم یا قدرتی برای دفاع از خبرنگار ندارد و یا اینکه او هم نمی خواهد از خبرنگار غیر هم پیاله دفاع کند !

تصور من در خوشبینانه ترین حالت  ممکن اینست که حمید نارکی مدیر روابط عمومی فرمانداری از جایگاهش ناراضی است و دشمنی با خبرنگار ندارد و اتفاقا بچه های خبرنگار را دوست دارد اما عدم رضایت از جایگاه اداری و برطرف نشدن خواسته هایش موجب دلسردی او شده است ودربدبینانه ترین حالت ممکن تصور من اینست مدیر محترم روابط عمومی فرمانداری با چند خبرنگار گردن کلفت نفوذی تبانی کرده است تا در آستانه انتخابات فضای رسانه ای و عملکرد ادارات را سرد جلوه بدهد تا به خواسته های سیاسی خود و انتظاراتش از نماینده گچساران و باشت دست یابد.

علی رغم تذکر رضا غریب پور جهان آباد رئیس دادگستری گچساران به فرماندار محترم و مدیران ادارات مبنی بر دعوت از همه خبرنگاران در همه جلسات بازهم خبرنگارانی که وابستگی به هیچ نهادی وجناح و فردی ندارند در جلسات دعوت نمی شوند و خبرنگاران حامی روابط عمومی فرمانداری می گویند خبرنگار باید دنبال خبر باشد اما قبل از برگزاری همایش همدلی مدیر مسئول پایگاه خبری صدای گچساران بدون دعوت به داخل جلسه می رود اما امیر حسین نوروزی رئیس اداره ارشاد کاملا محترمانه و بدون بی ادبی به او می گوید ما خبرنگار دعوت نکردیم !

به راستی مسئولیت این همه خود مختاری و خودکامگی و بی مهری به رسانه های گچساران چه کسی است ؟حال که اداره فرهنگ و ارشاد هم کاری از دستش بر نمی آیدو به سخن ریاست محترم دادگستری مبنی بر دعوت خبرنگاران به جلسات بی احترامی می شود کدام مرجع به داد خبرنگاران می رسد؟ بر این باور هستم که دولت تدبیر و امید از این همه ناامیدی ایجاد شده در بام نفتی ایران اطلاع ندارد و صدای خبرنگاران را نمی شنود چرا نماینده اش در گچساران خبرنگاران را ناامید کرده است.

انتهای پیام/سعید روزافزای/مدیر مسول پایگاه خبری موج جوان

 

همه ی روابط عمومی های حرفه ای سه ضلع بسیار مهم در کارش را می شناسد و به آن واقف هستند اما بنظر می رسد ضلع لابی گری آنقدر در فرمانداری گچساران ضعیف شده است که جای دفاع هم از خود باقی نگذاشته است.

در بخش اول این متن به قدرت لابی گری اشاره می کند که در فرمانداری گچساران دچار ضعف شده است و قدرتش را در چانه زنی از دست داده است.

در بخش دوم این نویسنده در خوشبینانه ترین حالت به اختلافات و ضعف مدیریتی درون فرمانداری گچساران اشاره می کند و  قدرت مسئول روابط عمومی را در ایجاد نارضایتی برای نشان دادن نارضایتی خود نشان میدهد و باید پرسید آیا چنین قدرتی هم واقعا در این فرمانداری وجود دارد؟!!

در بخش سوم این مطلب اشاره به ورود رئیس دادگستری گچساران به این سیستم می کند که در جهت اصلاح آن برآمده و سعی کرده است که این ضعف را گوشزد کند ولی ظاهرا گوش شنوا موجود نبوده و یا شاید ضعف های دیگری هم بلخص در ضلع گفتگو هم وجود داشته باشد که از دید نویسنده مخفی مانده باشد.

در بخش چهارم اشاراتی شده است به سردرگمی مدیران مرتبط با رسانه ها  که به نمونه ی بارز آن یکی از حامیان بزرگ رسانه ها در گچساران اشاره شده است  و همچنین اشاره دارد به جلساتی که تکلیفشان با خبرنگاران مشخص نیست و این جلسات زبان نداشته اند که به رسانه ها بگویند بیایید یا نیایید .

 

چهار نکته بالا فقط یک چیز را برای مردم و مرتبطین با فرمانداری گچساران متواتر می کند و آن اینکه حداقل یکی از ظلع های روابط عمومی (لابی گری) و یا حداکثر دو ظلع آن ( لابی گری و گفتگو) در ضعف کامل است که باید از فرماندار گچساران خواست تا در این اوضاع ناامیدی برای ضعف روابط عمومی اش چاره ای بیندیشد.

 

 

از اینجا اخبار خود را ارسال کنید با ما همراه باشید