کرونا نیوز؛

این روزها حرف هایی درباره برجام از جانب مقام های دولت امریکا شنیده می شود که شاید به نظر برخی عجیب برسد. دو نالد ترامپ گفته ایران باید به سبب عدم پای بندی به تعهداتش در برجام تحریم شود. یا برایان هوک -که فعلا بی توجه به «مسئولیت شخصی» که در آینده متوجه او خواهد بود، به میدان دار شر علیه ایران تبدیل شده- گفته همه جهان باید برای عمل ایران به تعهداتش در برجام تلاش کند.

کسانی در داخل ایران در واکنش به این قبیل سخنان، که از زمان آغاز عملی کاهش تعهدات برجام یی ایران با بسامد بالا از سوی مقام های امریکایی تکرار شده، گفته اند که مقام های امریکایی به تناقض گویی افتاده اند و چطور می شود کشوری که همواره گفته برجام یک توافق بد است و بیش از یک سال قبل، به طور یکجانبه از توافق خارج شده، حالا نگران عمل ایران به برجام شده باشد.

این دیدگاه، از این جنبه که می گوید امریکا در واقع صلاحیت اظهارنظر درباره عمل یا عدم عمل ایران به تعهدات برجامی اش را ندارد، در واقع نادرست نیست اما حقایق مهمی را نادیده می گیرد که ریشه در یکی از اشتباهات تحلیلی بسیار جدی تیم سیاست خارجی دولت آقای روحانی دارد.
بیش از دو سال است مقام های دیپلماتیک دولت آقای روحانی تلاش می کنند از اینکه ترامپ ظاهرا مخالف برجام است نتیجه بگیرند، پس برجام توافق خوبی است.

من اکنون به هیچ وچه مایل نیستم به مشاجره داخلی درباره خوب یا بد بودن برجام بپردازم یا به آن دامن بزنم، لیکن فکر می کنم این موضوعی است که اشتباه تحلیلی درباره آن یکی از عوامل اصلی فرصت سوزی دولت در یک سال مابعد خروج امریکا از برجام، و در نتیجه عقب افتادن استراتژی «اقدام راهبردی برای تحمیل هزینه به امریکا» بوده که اگر به جای ۳ ماه قبل، یک سال قبل آغاز می شد، چه بسا بسیاری از آنچه اکنون می بینیم اساسا رخ نمی داد.

اشتباه دولت آنجا بود که دو حقیقت کم و بیش روشن را نادیده گرفت و در مقابل استدلال های متنوع در دفاع از آنها سرسختانه مقاومت کرد.
حقیقت اول این بود که امریکا برجام را نه بد، بلکه کم می دانست و هدف آن از خروج از برجام هم نه منتفی کردن آن، بلکه توسعه آن به سایر حوزه های نگرانی راهبردی امریکا از ایران (آنگونه که در فهرست ۱۲ گانه پمپئو آمده) و جایگزین کردن آن با یک «برجام پلاس» یا «برجام بزرگ تر» بود –و هست- که با همان مدل برجام، ساییر برنامه های امنیت ملی ایران را نیز مانند برنامه هسته ای، متوقف کند.

بنابراین، دولت امریکا اساسا هرگز در پی منتفی کردن برجام نبوده بلکه به دنبال آن بوده که با انباشت گزینه های فشار علیه ایران، برجام های موشکی و منطقه را هم از دل برجام هسته ای بیرون بکشد.

حقیقت دوم هم که متاسفانه بی جهت نادیده گرفته شد این بود که امریکا وقتی از خروج از برجام سخن می گوید مقصودش در واقع این است که خودش از برجام خارج شود –چنانکه گفتیم با هدف بازگشت به یک توافق بزرگ تر- اما ایران را به امید اروپا، یا به سبب نگرانی از تبعات خروج از برجام یا به هر دلیل دیگر در برجام نگه دارد و متقاعد کند که به اجرای تعهدات هسته ای اش ادامه بدهد.

به عبارت دیگر، خروج امریکا از برجام یا انتقاد آن از محتوای توافق، هرگز به این معنا نبوده که برای امریکا مهم نیست ایران به تعهدات برجامی اش عمل بکند یا نه؛ بلکه چنانکه در هفته های گذشته آشکارا دیده ایم دولت امریکا، اروپایی ها و حتی اسراییل شدیدا از اینکه ایران محدودیت های برجامی بر برنامه هسته ای اش را کم کند نگرانند و هر گام ایران که در این مسیر برداشته می شود آنها را آشفته تر می کند.

بنابراین خروج امریکا از برجام به معنی «بی اهمیت بودن تعهدات برجامی» ایران نیست بلکه برعکس، دقیقا مبتنی بر این محاسبه صورت گرفته که ایران به دلایل سیاست داخلی یا دلایل دیگر، هرگز به چارچوب برجام آسیب نخواهد رساند.

طبیعی است بهترین وضعیت برای امریکا –وحتی اروپا- این است که خود از برجام خارج شده و زیر بار هیچ تعهدی نروند اما در عوض ایران مفت و مجانی در توافق باقی بماند و یکی از مهم ترین نگرانی های راهبردی آنها را که تداوم یک برنامه غنی سازی فعال در ایران است، مرتفع کند.
اظهارات فعلی مقام های دولت امریکا به هیچ وجه عجیب نیست.

مدت هاست روشن است که دولت امریکا وابستگی راهبردی و اطلاعاتی جایگزین ناپذیری به برجام دارد و کاهش تعهدات برجامی از جمله موثرترین اهرم هایی است که می تواند به تغییر محاسبات امریکا درباره تحریم ها منجر شود.

اکنون که امریکایی ها می بینند ایران واقعا به سمت تخریب چارچوب برجام در حرکت است، طبیعی است که نگران شده و به هر شیوه ممکن برای جلوگیری از تداوم این روند تلاش کنند؛ همچنانکه که مضمون اصلی همه دیدارهای دیپلماتیک در هفته های گذشته نیز همین بوده است.

درک درست از محاسبات امریکا درباره برجام پیش شرط هر نوع سیاستگذاری نتیجه بخش در وضعیت فعلی است. دو حقیقتی که از آن سخن گفتیم، متاسفانه تنها حقایق مرتبط با برجام نیست که نادیده گرفته شده است.

مثلا یک حقیقت دیگر این است که از دید امریکا برجام هرگز ابزاری برای کاهش تحریم علیه ایران نبوده بلکه به تعبیری که در همان ماه های اول پس از توافق مطرح شد ابزاری برای جلوگیری از پاسخ هسته ای ایران به تداوم تحریم ها بوده است.

یا یک حقیقت دیگر، که باید در آینده به تفصیل درباره آن بحث کرد این است که مطلوبیت برجام برای امریکا و حتی اروپا صرفا تا زمانی است که برنامه هسته ای ایران را محدود کند و درست از زمانی که برجام به «تاریخ های انقضا» نزدیک شده و از توان آن در محدود کردن برنامه هسته ای ایران کاسته شود، برجام مطلوبیت خود را به سرعت برای غربی ها از دست خواهد داد و چنانکه خود گفته اند آن زمان بهانه ای پیدا کرده و از توافق –بدون توجه سال های پای بندی یک سویه ایران- خارج خواهند شد.

ما با این وضعیت زمان زیادی فاصله نداریم و این بازی احتمالا به زودی از اکتبر ۲۰۲۰ یعنی وقتی که بناست تحریم تسلیحات متعارف ایران مطابق قطعنامه ۲۲۳۱ برداشته شود، آغاز خواهد شد.

آسیب پذیری های امریکا و کشورهایی که به تازگی در حال چشیدن طعم ملایمی از ابزارهای قدرت ملی و منطقه ای ایران هستند، بسیار بیش از چیزی است که در تصویر بیرونی آنها دیده می شود.

همچنین برنامه های آینده آنها هم دیگر چندان پنهان نیست. برای کشوری مانند ایران که در یک رویارویی تاریخی وارده شده، تمرکز روی آسیب پذیری های دشمن بدون هراس از بلوف هایی که در واقع تنها ابزارهای بازدارنگی باقی مانده در سبد گزینه های امریکاست، می تواند زمان تنش را کوتاه تر و تغییر محاسبات دشمن را سریع تر کند.

منتها نکته این است که این آسیب ها را باید خود ببینیم و بشناسیم والا بعید است کسی در این جهان، خود به فهرست ترس ها و آسیب هایش اعتراف کند. کار این دنیا عموما بعکس است.

از اینجا اخبار خود را ارسال کنید با ما همراه باشید

مهدي محمدی