کرونا نیوز؛

 قشقایی ها این روزها در گچساران نمایندگانشان را پشت هر تریبونی می‌فرستند به جای تدبیر در حل مشکلات جوانان قشقایی  به مظلوم نمایی برای این قومیت رو گذاشته‌اند که جای بسی تامل دارد.

 قومیت ها به عنوان نیروی قدرتمند در حوزه سیاسی عصر حاضر در گچساران همچنان باقی خواهند ماند و از بین نخواهند رفت و این نکته چیزی است که ظاهراً آن را قشقایی ها فراموش کردند.

شرایط لازم و کافی که برای یک فرد عقلائی خواهد بود تا خود را درگیر یک قومیت کند عبارتند از:

۱ ـ فرد باید عضو یک قومیت مشخص و معلوم باشد.
۲ ـ برای هر فرد مرد یا زن باید برخی از منافع قومیتی به عنوان “آمال و خواست های عالی و آرمانی“ مطرح باشد.
۳ ـ اقدام  قومیتی باید راه “کم هزینه تری“ را برای دست یابی به منفعت مورد نظر نسبت به راه هایی که دیگران در خارج از گروه اتخاذ می کنند، ارائه دهد.
۴ ـ فرد باید باور کند که سهم وی در اقدام قومیتی حداقل تا حدودی در حصول یا عدم حصول منفعت مطلوب مؤثر است.

برای اینکه افراد بدین نتیجه دست یابند که اقدام  قومیتی روش مؤثر و ارزشمندی در دستیابی به منافع  است و اینکه سهم ایشان در حصول یا عدم حصول به منافع مورد نظر مؤثر است، باید از درون گروه قومی مظلوم و مورد اذیت و آزار، رهبری برخیزد که توانایی سازماندهی اقدام قومیتی، و اقناع فعالان بالقوه را مبنی بر اینکه در سهم ایشان (در شکل گیری نتیجه نهایی) تفاوتی ایجاد می شود، داشته باشند.

 ولی آیا قشقایی های گچساران این آمال ها و خواسته ها را در تمامی افراد شان دیده اند؟؟

آیا به رهبری منسجم دست یافته‌اند؟؟

کسب مقام رهبری در نظم اجتماعی نوین که از اقدام جمعی حاصل خواهد شد، و سپس در نزد توده های گروه تحت سلطه از طریق فعالیت های سازمانی این نخبگان مشتاق. ایجاد یک سازمان، احتمال جمع شدن افراد غیر نخبه ـ هر قدر هم که کوچک باشد ـ با دیگران در راستای تحقق منافع جمعی را افزایش می دهد.

خلاصه آنکه، ایجاد یک سازمان رغبت آنها را برای مشارکت در اقدام قومیتی با اطمینان دادن به آنها که مساعدت ها و کمک شان بیهوده نخواهد بود افزایش می دهد ، می توان اظهار داشت که نقش قومیت در یک اقدام جمعی این است که تشخیص متحدان بالقوه در یک اقدام جمعی را در قالبی ساده و مختصر به نمایش می گذارد و کسانی را که می خواهند آزاد باشند و یا در نظام گروه قومی رقیب جذب شوند شناسایی و مجازات می کنند.

اما آیا قشقایی ها آماده شده اند که در موارد لازم افراد خود را مجازات کند؟؟ و یا به این انسجام رسیده است که بجای تدبیر در حل مشکلات جوانانشان از در مظلوم نمایی وارد شده است؟؟

توانایی گروه های قومی در جذب منافع از بخش مدرن بستگی به میزان توانایی آنان در مجازات اعضائی دارد که بر مبنای منافع گروهی کار نمی کنند، بویژه نخبگان و برگزیدگانی که از موقعیت برتر خویش برای بالا بردن مقام و شأن گروه قومی خودشان بهره نمی جویند.

بسیاری از اعضای متجدد یک گروه قومی کامیابی های خود در بخش مدرن را تبدیل به موقعیت ها و امتیازاتی در بخش سنتی گروه قومی می کنند و این کار را غالباً با استفاده از درآمدهای حاصله از بخش مدرن در جهت اشاعه “شبکه های قومیتی“ در میان افراد گروه قومی شان به انجام می رسانند .

اگر آنها در انجام چنین کاری کوتاهی ورزند، ممکن است از سوی دیگر افراد گروه قومی شان مشمول مجازات قانونی قرار گیرند.

احتمال وقوع چنین عملی نیز بستگی به این دارد که چگونه می توان آنها را همچون یک عضو به حساب آورد، و اینکه چگونه می توان حمایت و یا عدم حمایت آنها را اثبات کرد، و اینکه نماینده ی موجود چه میزان صلاحیت توانایی اعمال خواست خود را بر روی یک گروه قومی ناراضی دارد.

بدین جهت قومیت همچون یک عامل در رقابت بر سر فواید و منافع نوسازی هم برای نخبگان و هم برای غیر نخبگان اهمیت می یابد.

آیا قشقایی ها بر اهمیت این موضوع در جهت وحدت در بین خودشان واقف است؟؟

آیا نماینده ی احتمالی صلاحیت توانایی اعمال خواست خود را بر روی یک گروه قومی ناراضی دارد؟؟

 

ما امیدواریم با این رویه که قشقایی های گچساران در پیش گرفته اند باعث نشوند که اتحادشان خدشه دار شود و خودشان با دست خودشان در مسیر سیاست هضم شوند….

اما این به معنای بی اعتبار شدن تمایزات قومی نیست. منافع حاصله از نوسازی هواخواهان بسیاری دارد و لیکن این منافع تقریباً نادر و کم هستند. و در نتیجه افراد گروه های مختلف قومی چه بسا که خود را در مقام رقابت با یکدیگر بر سر دست یابی به حرفه ها و یا پاداش ها قرار دهند.

همان طوری که این تغییرات رشد می‏ یابند، امکان تقویت ـ و نه امحاء ـ همبستگی قومی بیشتر می شود .

در حالی که مدل “استعمار“ و دیگر انواع “قومیت واکنشی“ پیش بینی می کنند که تجدید حیات قومی در زمان تقسیم کار فرهنگی بیشتر محتمل به نظر می رسد، اما مدل بدلیل موسوم به “رقابت قومی“ ادعا و پیش بینی می کند که تجدید حیات قومی موقعی بسیار محتمل است که تقسیم کار فرهنگی را در هم شکستند و نابرابری های گروهی از بین بروند.

در یک نظام یکدست و همسان، قومیت مبتنی بر رقابت، در زمانی که افراد گروه های مختلف در حال رقابت بر سر منافع یکسانی هستند پدیدار می شود.

اما آیا نظام مدیریتی و ریاستی حاکم بر شهر گچساران یکدست و همسان است؟؟

آیا در این اوضاع و با این تفاسیر می توان اقدام قومیتی را مناسب دانست؟؟

آیا زمان هم دلی و هم زبانی نرسیده است؟؟

 

قشقایی که موضوع این بحث است و دیگر قومیت ها که این روزها درگیر بازی قومیت ها شده اند باید به این نکته ها در درون خود جواب دهد تا بتواند سالم بیرون بیاید.

از اینجا اخبار خود را ارسال کنید با ما همراه باشید