کرونا نیوز؛

سؤال متعاقب مباحث مذکور این است که چه نوع تعاملى میان دین و رسانه مبتنى بر دو مفهوم و اصطلاح دین رسانه اى یا رسانه دینى وجود دارد؟

بدیهى است که در کاربرد اول، رسانهْ محور و دینْ تابع، و در کاربرد دوم، دینْ محور و رسانهْ تابع ملاحظه مى شود.

به نظر مى رسد پاسخ به این سؤال و نیز تمایز و تفاوت میان دین رسانه اى و رسانه دینى به نوع نگاه در سطح ورود دین به عرصه و حوزه رسانه برمى گردد.

دین مى تواند در سه سطح روش، محتوا و هدف با رسانه تعامل کند، که مى توان آن را در قالب سه سؤال مطرح کرد:

1. آیا منظور، ترویج مضامین دینى از طریق رسانه ها است؟ (سطح محتوا)؛

2. آیا قرار است روش هاى تبلیغ ادیان به روش هاى تبلیغى موجود در رسانه ها اضافه شود؟ (سطح روش)؛

3. یا تنظیم اهداف رسانه بر اساس اهداف دین مورد نظر است؟ (سطح هدف) (فقیهى، 1382، ص 43).

حال اگر دین را به مثابه نظامى متکامل براى زندگى انسان بدانیم که هدف و غایت آن تأمین و نیل به سعادت اخروى و سامان بخشى به سلامت معنوى و مادى بشر است، پس به نظر مى رسد اگر خود را فقط محدود به دخالت دین در سطح محتوا و یا روش (بدون لحاظ غایت و هدف) نماییم چیزى جز دین رسانه اى عایدمان نمى شود. به عبارت دیگر، از این منظر با پذیرش دخالت دین در سطح هدف و غایت مى توان به رسانه دینى دست یافت.

دین رسانه اى

دین رسانه اى، به استناد تجربیات کلیسایى و قطع نظر از الگوهاى مفروض و متخیل، دینى است که به صورتى انضمامى در قالب برنامه هاى مختلف رسانه اى توزیع و انتشار مى یابد. به بیان دیگر، دین رسانه اى مظروفى است که در ظرف رسانه و در چارچوب قابلیت و محدودیت هاى آن به صورت مستقل یا ضمنى ابلاغ و تبلیغ مى شود. دینى که رنگ رسانه را بر خود دارد و متناسب با اقتضائات، ضرورت ها، مأموریت ها و انتظارات فرهنگى ـ اجتماعى رسانه، مفهوم سازى، تفسیر، قالب یابى، برنامه نویسى، تصویرپردازى و القا مى شود.

در مفهوم دین رسانه اى که ظاهرا معرّف ورود ناخواسته و غیرمنتظره دین به نظام رسانه اى سکولار در جوامع غربى است، این دین است که به منزله بخش انفکاک ناپذیرى از فرهنگ عمومى جامعه به رسانه راه یافته و در چارچوب برنامه هاى معمول آن انعکاس مى یابد (شرف الدین، 1388، ص 54ـ55).

درواقع، دین رسانه اى همان مضامین و آموزه هاى انحصارى دینى است که از رسانه صرفا به منزله ابزار انتقال این معانى بهره مى گیرد (حسینى، 1386، ص 147).

بنابراین، مى توان اشکال نظریه پستمن را به دین رسانه اى وارد دانست؛ چراکه دین رسانه اى همان مناسک ظاهرى و عبادى دین است که در روش هاى سنتى در مکان هاى خاص همچون مساجد، یا به مناسبت ها و ایام خاص مانند ایام حج، و یا از طریق متون خاص همچون قرآن و ادعیه انجام مى شد و امروزه رسانه هاى نوین ـ بخصوص رادیو و تلویزیون ـ قصد دارند این کار را انجام دهند.

البته دین رسانه اى با دین غیررسانه اى و موجود در عالم واقع یا دینى که انسان ها در مساجد و معابد و یا در عبادات فردى و جمعى خود بدان مى پردازند نیز متفاوت است. دینى که در رسانه به صورت مجموعه اعتقادات و مناسک مبتنى بر آن براى مخاطب معرفى مى شود از ویژگى هاى رسانه تأثیر پذیرفته و با آموزش ها و مناسک دینى که فرد با حضور فیزیکى در مجامع دینى دریافت مى کند متفاوت مى شود. یکى از تفاوت ها ـ به عنوان مثال ـ این است که در حالت دوم، فرد ممکن است تمرکز حواس خود را به دلیل حضور در فضاى متفاوتى چون منزل یا محل کار از دست بدهد. بنابراین، دینى که از طریق رسانه منتقل مى شود را دین رسانه اى مى نامیم که مى تواند نشانه هاى دین را به طور گسترده توزیع نماید (راودراد، 1386، ص 206).

پس در مجموع در عرصه دین رسانه اى، معانى و مفاهیم دینى از طرق رسانه هاى مختلف ارائه و انتقال مى یابند. اما در این رسانه اى کردن مفاهیم که عمدتا در مواجهه رسانه هاى سنتى و مدرن رخ مى دهد، معمولاً رسانه هاى مدرن مانند تلویزیون به این سمت حرکت مى کنند که محتوا و شکل پیام هاى رسانه اى را که در حیطه رسانه سنتى غالبا حضور چشمگیرى دارند، در خود انعکاس دهند. در بیشتر موارد، برنامه هاى شاخص دینى تلویزیون به نحوى اجراشده همان پیام ها، آثار و برنامه هاى رسانه هاى سنتى دینى در فضایى متفاوت و با حفظ همان ویژگى هاى قبل هستند. اما بخشى از این بى توجهى مى تواند ناشى از عدم شناخت اقتضائات رسانه مدرن (مانند تلویزیون) باشد.

براى نمونه، بسیارى معتقدند پخش رسانه اى آیین ها و مراسم مذهبى به همان شیوه اجرا در مکان هاى مذهبى، منجر به حذف ویژگى هاى آن آیین مذهبى در جمع و مکان خاص مربوط به آن مى گردد و باعث گسستگى میان پیام و مکان و همچنین ویژگى هاى حضور مى شود، فردگرایى را تقویت مى کند و پیام هاى دینى را در معرض دنیایى مملو از پیام هاى دینى و غیردینى قرار مى دهد و به نوعى ایجاد رقابت مى نماید؛ امورى که از خصیصه هاى رسانه تلویزیون در پرداختن به امور دینى به شمار مى آید (حیاتى، 1388، ص 9ـ10).

رسانه دینى

رسانه دینى نیز مانند همه مفاهیم داراى پسوند دینى ـ مانند جامعه دینى، حکومت دینى ـ از مصطلحات جدیدى است که تلقى هاى مختلفى از آن وجود دارد. تلقى ابتدایى از این مفهوم و تصویر غالب و متفاهم از آن به ویژه با ارجاع به تجربه ارباب کلیسا و جامعه مسیحى در راه اندازى و اداره ده ها شبکه رادیویى و تلویزیونى با هدف انتشار پیام دین، به حوزه معنایى رسانه دینى نوعى تعین قهرى بخشیده است (شرف الدین، 1388، ص 51).

بر اساس تعریف ارائه شده براى دین (یعنى نظامى متکامل براى زندگى انسان که هدف و غایت آن تأمین و نیل به سعادت اخروى و سامان بخشى به سلامت معنوى و مادى بشر است)، اگر به مثابه غایات دینى و اخلاقى و معنوى به دین نگاه شود در آن صورت، تعبیر رسانه دینى که توجه به غایات و اهداف دینى دارد کاملاً با اقتضائات ذاتى رسانه ها ازجمله رسانه تلویزیون هم سنخ و قابل جمع است (حسینى، 1386، ص 145).

همچنین فقیهى نیز به این معنا اشاره کرده است که منظور از دینى بودن رسانه، دخیل بودن غایت و ارزش دینى در رسانه است (فقیهى، 1382، ص 51).

بر این اساس، در رسانه دینى، به جاى آموزه هاى انحصارى ادیان، باید به غایات و اهداف و معانى دینى توجه کرد (حسینى، 1386، ص 148)، اما صحیح تر آن است که توجه به غایات دین نه تنها در فرایند تولید پیام یا محتواى رسانه مهم و اساسى مى باشد، بلکه باید تمام سازوکارهاى حاکم بر رسانه اعم از مالکیت رسانه، اقتصاد رسانه، جذب نیروهاى انسانى سازمان رسانه، فرهنگ سازمانى حاکم بر سازمان رسانه، فرایند تولید و مدیریت پیام، تعامل با مخاطبان و… بر اساس معیارهاى اسلامى و در راستاى غایات دین در نظر گرفته شود. براى مثال، نمى توان رسانه اى را که تمام برنامه هاى آن به نوعى ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ دینى است اما از منابع مالى غیرشرعى بهره مى برد و یا بر اساس قوانین ادارى و فرهنگ سازمانى منافى عدالت اسلامى و… فعالیت مى کند، رسانه دینى نامید.

در صورت رعایت و توجه به غایات دینى، رسانه هاى مدرن با تمام اقتضائات و ویژگى هاى ناشى از ذات و ماهیتشان مى توانند با اقتضائات دینى هماهنگ شوند.

در حیطه رسانه دینى برخى قایل به سطوح مختلف در این عرصه شده اند. براى مثال، صادقى سه سطح را براى رسانه دینى یا روند دینى شدن رسانه قایل مى باشد. از منظر وى، دینى شدن رسانه به وجوه مختلف است.

شکل اول آن است که رسانه ها با همین شرایط فعلى در خدمت پیام دینى قرار بگیرند؛ یعنى محملى بشوند براى استفاده دین و نهادهاى دینى. به بیان دیگر، شخصیت هاى دینى از رسانه با همین وضع فعلى و همین فنون و فناورى هاى موجود، بدون هیچ گونه تغییرى، استفاده دینى کنند.

دومین شکل دینى شدن رسانه این است که شبکه هاى خاص دینى درست شوند؛ از همین فناورى ها استفاده کنند، ولى کارکردشان دینى باشد. کارکردهایى مانند اینکه

(1) آموزش و اطلاع رسانى دینى صورت پذیرد.

(2) شعائر دینى را درون خود آورند و تعلیم دین دهند.

(3) احساس دینى تولید کنند.

ولى یک سطح عمیق تر هم براى دینى شدن رسانه وجود دارد. آن سطح عمیق تر این است که بتوانیم در فنون، اقتضائات و در فناورى رسانه ها تغییراتى ایجاد کنیم تا رسانه ها را دینى تر کند یا اصلاً دینى کنیم (بى نام، 1388، ص 22ـ23).

در مصداق رسانه دینى برخى رادیو و تلویزیون ایران را رسانه هاى دینى دانسته اند (راودراد، 1386، ص 209)، اما به نظر مى رسد تا رسیدن به رسانه هاى دینى راه زیادى باقى مانده و اگرچه رسیدن به این آرمان، سخت و طاقت فرسا است، اما امرى ممکن است.

در این زمینه، این نکته حایز اهمیت مى باشد که … نگرش اصیل، رسانه اسلامى را نظامى جامع و کلى در نظر مى گیرد و از این منظر به تعیین اهداف و انگیزه هاى آن مى پردازد.

پس شبکه تلویزیونى اسلامى ـ براى مثال ـ صرفا شبکه اختصاصى مذهبى نیست، هرچند برنامه هاى مذهبى پخش کند. حتى صرفا یک شبکه وعظ و خطابه نیز نیست. و مخاطبان آن محدود به مسلمانان نمى شوند.

شبکه اسلامى، شبکه اى است که کاملاً بر مبناى تعالیم مذهبى و موازین اخلاقى شکل گرفته است (رضایى بایندر، 1382، ص 190).

نتیجه گیرى

از مجموع دیدگاه ها و نظریه هاى گوناگون ناظر به تشریح نحوه ارتباط میان دین و رسانه، مى توان اهمّ نتایج را در موارد ذیل خلاصه نمود:

1. دیدگاه ذات گرایان این دو مفهوم و مقوله (دین و رسانه) را ذاتا متعارض یکدیگر تلقى مى کنند. در مقابل، ابزارگرایان معتقدند که رسانه صرفا ابزار انتقال مى باشد و دین مى تواند از آن فقط به عنوان ابزارى براى انتقال مفاهیم، پیام ها و آموزه هاى خود استفاده نماید؛ اما از منظر فرهنگ گرایان (دیدگاه تعامل گرا) رسانه ها از یک سو، فراهم آورنده مواد خام لازم براى ساخت معانى دینى در زندگى هستند (تأثیر از ذات گرایى) و از سوى دیگر، رسانه ها در خلق و تولید و توزیع نمادهاى دینى مى توانند در خدمت دین باشند (تأثیر از ابزارگرایى).

2. در مجموع، از منظر نویسنده در باب نسبت دین و رسانه، مى توان به نوعى رویکرد و دیدگاه اقتضایى یا اقتضاگرایانه در تبیین نظرى میان این دو مفهوم و مقوله قایل شد که بر این اساس، رسانه نیز همانند هر مصنوع فناورانه دیگر، اقتضائات، ظرفیت ها، امکانات و محدودیت هاى خاصى دارد که مى توان با بررسى و شناخت دقیق آنها و مدیریت و مهندسى متناسب از حداکثر قابلیت رسانه در انتقال پیام دین بهره گیرى نمود.

3. در حیطه تمایز میان دین رسانه اى و رسانه دینى نکته اساسى آن است که این افتراق و تفاوت به نحوه نگاه در سطح ورود دین به عرصه و حوزه رسانه برمى گردد. دین مى تواند در سه سطح روش، محتوا و هدف با رسانه تعامل کند. اگر دین را به مثابه نظامى متکامل براى زندگى انسان بدانیم که هدف و غایت آن تأمین و نیل به سعادت اخروى و سامان بخشى به سلامت معنوى و مادى بشر است، پس به نظر مى رسد اگر خود را فقط محدود به دخالت دین در سطح محتوا و یا روش (بدون لحاظ غایت و هدف) نماییم چیزى جز دین رسانه اى عایدمان نمى شود.

4. دین رسانه اى اولاً، شبحى از دین واقعى را گسترش مى دهد که در نهایت، در برابر دین اصیل و ناب خواهد ایستاد و ثانیا، برایند خروجى آن رسانه اى دنیامدار و آخرت گریز، رسانه اى سرمایه سالار و مصرف گرا، رسانه اى نسبیت گرا و رسانه اى متحجر و متعصب خواهد بود و چه بسا سبب نوعى تقلیل گرایى در دین (به بیان دیگر، نوعى شکل گیرى نگاه هاى حداقلى به دین) مانند قشرى گرایى دینى، کالایى شدن دین، تقدس زدایى از عناصر فرهنگ دینى گردد.

5. رسانه دینى سه سطح موردنظر در حوزه دین (روش، محتوا و هدف) به ویژه حیطه غایات و اهداف را مدنظر قرار مى دهد. اما توجه به غایات و اهداف دین نه تنها در فرایند تولید پیام و محتواى رسانه مهم است، بلکه باید تمام سازوکارهاى حاکم بر رسانه، اعم از مالکیت رسانه، اقتصاد رسانه، جذب نیروهاى انسانى سازمان رسانه، فرهنگ سازمانى حاکم بر سازمان رسانه، فرایند تولید و مدیریت پیام، تعامل با مخاطبان و…، بر اساس معیارهاى اسلامى و در راستاى غایات دین باشد. به عبارت دیگر، رسانه دینى رسانه اى است که مبتنى بر نظریه هاى اسلامى است، خاستگاه و منشأ آن دینى است و در مجموع از نظریه تا عمل آن با مبانى و معیارهاى دینى تعریف و اجرا شود.

6. دین و رسانه مى توانند در چارچوب رسانه دینى خدمات متقابلى را به یکدیگر ارائه نمایند. رسانه بالقوه مى تواند از طریق مشارکت در اقداماتى مانند توسعه و بسط معانى و کالاهاى نمادین برگرفته از دین به قلمروهاى گوناگون، برجسته سازى آموزه ها و ارزش هاى دینى و معنویت ناشى از دین و غیره جامعه مؤمنان را در نیل به اهداف منظور یارى کند. دین نیز با عنایت به ظرفیت درونى، شرایط و موقعیت اجتماعى و امکان یابى مشارکت در فرایند ارتباطات جمعى، مى تواند در روند کلى فعالیت هاى رسانه و جنبه هاى مدیریتى، شکلى و محتوایى برنامه ها و سیاست هاى حاکم نقش تعیین کننده ایفا کند.

انتهای خبر/امین کائیدی شادگان
با استناد به ماده 74 قانون تجارت الکترونیک مصوب 17/10/1382 مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه کرونا نیوز در بعضی از اخبار خاص کشوری یا استانی مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است